خدادوست | اردیبهشت ۱۳۹۴

خدادوست

مذهبی

                         
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لوليك الفرج
باسلام ورود شما به پایگاه مذهبی خدادوست را خوش آمد میگوییم و امیدواریم ازمطالب این وبلاگ مذهبی بهره معنوی کافی را ببرید. لازم به ذکر است که این پایگاه به هیچ وجه جزء آن دسته از وبلاگها نیست که فقط مناسبت ها را تبریک و یا تسلیت میگویند و هیچ مطلب مفیدی درآنها پیدا نمیشود، بلکه این پایگاه علاوه بر تبریک و تسلیت مناسبتها، مطالب مفید و ارزنده ای را در اختیار بازدید کنندگان قرار میدهد که بسیار در فضای مجازی کمیاب اند و برای استخراج آنها از آیات و روایات زحمات زیادی توسط علماء کشیده شده است. (توجه: کپی برداری از مطالب این پایگاه در صورت عدم تغییر در محتوای آن مطالب جایز است و از طرف ما الزامی به ذکر منبع (لینک) برای انتشار مطالب و تصاویر پایگاه وجود ندارد).

(توجّه: تبادل لینک در این پایگاه با تمامی وبلاگها و سایتهای پیرو قوانین جمهوری اسلامی باشند انجام میشود. در صورت تمایل به تبادل لینک ابتدا مارا بانام "خدادوست" یا "پایگاه خدادوست" لینک کنید، سپس از طریق نظرات یا از طریق ایمیل به ما اطّلاع دهید تا شما را لینک کنیم.)
باتشّکر از شما عزیزان.
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
حضرت فاطمه زهراء صلوات الله علیها
امام حسن مجتبی صلوات الله علیه
حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه
امام سجاد صلوات الله علیه
امام باقر صلوات الله علیه
امام صادق صلوات الله علیه
امام کاظم صلوات الله علیه
حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه
امام جواد صلوات الله علیه
امام هادی صلوات الله علیه
امام حسن عسکری صلوات الله علیه
حضرت بقیة الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء
حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت رقیه سلام الله علیها
حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت معصومه سلام الله علیها
حضرت اباالفضل علیه السلام
عید غدیر
عید جمعه(روز جمعه)
عید قربان
عید فطر
اعیاد
شهادتها
قالبهای مذهبی بلاگفا
سَداَن سبیل الله به چه معناست؟
تصاویری زیبابمناسبت فرارسیدن عیدغدیر
آیا ما برای ظهور آماده هستیم؟
وقوع یک جریان درتثبیت امامت و ولایت حضرت علی(ع)
چه دلیلی وجود دارد که نمازمان را اول وقت بخوانیم؟
مدایح علی بن ابیطالب(ع)از زبان رسول اکرم(ص)
قضای الهی بخاطر کنار گذاشتن علی بن ابیطالب ع
چندتصویرازمسجدجمکران
حوادث اتّفاق افتاده ازروزدوّم محرم تاروزعاشورا
یک شعربسیارزیبابرای حضرت زهرا(س)
ملاقات حاج محمدعلی با امام زمان(عج)
تصاویری زیبابمناسبت فرارسیدن ماه محرم
ملاقات علامه حلی با امام زمان(عج)
پخش زنده حرم هادروبلاگ خدادوست
رازسعادت مندی وموفّقیّت انسان چیست؟
آیاملاقات با امام زمان(ع)درزمان غیبت امکان دارد؟
مطالبی درباره ی حضرت محمّد(ص)وامام جعفرصادق(ع)
بهترین سرمایه آخرت
قالب آیة الله سیدحسن ابطحی برای وبلاگ بلاگفا
تصاویر مذهبی
پرسش و پاسخ
پرسش و پاسخ سوالات عمومی
روایاتی که یک مسلمان نیاز به دانستن آنها دارد.
نوروز بی اهمیت و بی ارزش است
وبلاگهای دیگر ما
معنی «سیّدة نساء العالمین»
معرفت
ماه محرم الحرام
تشرفات به محضر حضرت بقیة الله ارواحنافداه
انجام واجبات و ترک محرمات
استقامت و صبر در مقابل گناه
صراط مستقيم چيست؟
آيا آيه‏ اى درشناخت صراط مستقيم در قرآن وجود دارد؟
در محضر استاد
درمان صفات رذیله
مراحل تزکیه نفس
تاريكيهاى روح و صفات رذيله‏ ى آن
آیا کسی که مادرش سیّده است جزء سادات محسوب می شود؟
بررسی زمان آغاز امامت امام زمان (ارواحنافداه)
بررسی مفهوم رفع القلم (روایت احمد بن اسحاق)
عید نهم ربیع الاول
تابش انوار رسالت
17 ربیع الاول
بحث های علمی
بررسی مفاهیم روایت نهم ربیع الاول
زندگینامه حضرت ابولؤلؤ (رحمه الله)
متن کامل روایت احمد بن اسحاق (نهم ربیع)

«بسمه تعالی»

«اسعد الله ایامکم»

با سلام خدمت تمامی شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) در سرتاسر جهان. ولادت با سعادت مولایمان را خدمت آقا و سرورمان حضرت بقیة الله (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همچنین شیعیان گرامی و عزیز تبریک عرض می نماییم.

+  نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 20:10  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

 «بسم الله الرحمن الرحیم»

ضمن عرض سلام خدمت یکایک شما عزیزان، پیشاپیش ولادت با سعادت امام جواد (علیه السلام) را به تمامی شیعیان متقی جهان تبریک عرض می نماییم.

«ناسپاسى»

او می‏ گفت:

شخصى مدّتها با من رفيق بود، او بسيار متعهّد و متوجّه و اهل عبادت و پاك بود، به عقيده من تمام وسائل رفع حجب ظلمانى و نورانى براى او فراهم بود، ولى در عين حال حجابهايش برطرف نمی‏ شد و هيچ چيز برايش كشف نمی ‏گرديد، قلبش به چشمه حكمت مبدّل نشده بود، من و خودش به فكر چاره‏ جوئى افتاديم، حدود چند روز من و او (بخصوص من) دقيقا اين جهت را ريشه‏ يابى كرديم.

بالأخره به اين نتيجه رسيديم كه او يكى از صفات حسنه انسانى را ندارد و بلكه در مقابل، داراى صفتى از صفات رذيله حيوانى است.

حالا قطعا تو دوست دارى اطّلاع پيدا كنى كه آن حجاب يا آن صفت رذيله چه بود كه مرد به آن خوبى را از كمالات و كشف حجب روحى بازداشته بود.

بله من هم آن را براى تو می ‏گويم، ولى قبل از آن بايد به يك موضوع مهم معنوى اشاره كنم و تو آن را بايد خوب ياد بگيرى.

و آن اين است كه سه نوع صفات روحى در انسان تصوّر می ‏شود:

اوّل: «صفات حسنه انسانى» كه هر چه آنها كاملتر و بيشتر در انسان وجود داشته باشد، انسانيّت انسان كاملتر است.

دوّم: «صفات رذيله حيوانى و شيطانى» كه نبايد سر سوزنى در انسان وجود داشته باشد و الاّ همانها حجاب او خواهند بود. مانند: حبّ دنيا، بخل، خيانت، كذب، حسد و غيره.

سوّم: «صفات حيوانى» كه مانعى ندارد در انسان وجود داشته باشد، الاّ آنكه بايد حتما تحت كنترل عقل باشد، مثل غريزه جنسى كه براى بقاء نسل و مثل شهوت خوردن و آشاميدن كه براى بقاء بدن و حيات جسمی وجودش لازم است.

حالا كه اين مطلب را براى تو گفتم، بايد بدانى كه اگر يك صفت حيوانى و شيطانى در تو وجود داشته باشد، همان حجاب تو خواهد بود، در اين صورت نمی ‏توانى به حقايق و معنويّات و كمالات روحى برسى.

حتّى اگر يكى از اين صفات ولو كوچكترينش در تو باشد، تو در حجابى.

دوست فوق‏ الذّكر ما هم همه صفات حيوانى و شيطانى را از نفس خود تزكيه كرده بود و فقط يك صفت در او وجود داشت كه حجاب او شده بود و آن صفت «ناسپاسى» بود.

از مردم در مقابل خدماتى كه براى او كرده بودند تشكّر نمی ‏كرد، او خودش را هميشه از مردم طلبكار تصوّر می ‏كرد، او نمی ‏فهميد كسى كه از مخلوق تشكّر نكند شكر خالق را هم نخواهد كرد.(1) زيرا چيزى كه در اينجا عمده است، صفت ناسپاسى و كفران است، نه عمل به آن. و لذا كسى كه داراى اين صفت باشد، (يعنى ناسپاس باشد) نعمتهاى خدا را هم ناسپاسى می ‏كند.

من يك روز براى آزمايش كه ببينم آيا اين صفت در او تا چه حدّى وجود دارد، مقدارى درباره نعمتهاى الهى با او حرف زدم. او به من گفت: بر خدائى كه ما را خلق كرده، لازم است كه اين نعمتها را به ما بدهد. كم‏ كم ديدم می ‏خواهد خدا را هم بدهكار كند. اينجا بود كه ديگر هيچ ترديدى برايم باقى نمانده بود كه شخص ناسپاس خداى تعالى را هم شكر نمی ‏كند و بلكه او را بدهكار هم می ‏داند، من ديگر می ‏دانستم كه حجاب دوست فوق‏ الذّكر ما همين صفت ناسپاسى است.

من براى او عينا آينه‏ اى بودم كه لكّه سياه ناسپاسى را در صورت او به او نشان می ‏دادم. او هم بر خلاف مردم معمولى كه وقتى عيبى را به آنها تذكّر می ‏دهند ناراحت می ‏شوند، ناراحت نشد. بلكه تشكّر كرد و از من خواست تا راه علاج اين مرض روحى را به او نشان دهم.

من هم اين كار را كردم، يعنى به او گفتم كه چگونه بايد رفع اين گونه امراض روحى را بكند. حالا اگر مايل باشى براى تو هم آن نسخه را دستور می ‏دهم تا اگر يك روز به اين مرض مبتلا شدى، خيالت راحت باشد.

من از اين پيشنهاد خيلى خوشحال شدم و به او گفتم: تشكّر می ‏كنم.

لذا او گفت: شخصى كه ناسپاسى می ‏كند و شكر خدا را نمی ‏نمايد. اگر به دستور زير عمل كند، اين صفت از او برطرف می ‏گردد.

او بايد هميشه در نعمتهاى مادّى و ظاهرى به كسى كه داراى آن نعمتها نيست، نگاه كند و به مافوقش نگاه نكند. مثلاً اگر ثروتى دارد و به كسى محتاج نيست، به آنهائى كه احتياجمند و فقيرند نظر كند و به نعمت ثروتى كه خدا به او داده است شكر نمايد و يا اگر خداى تعالى به او نعمت صحّت مزاج را عنايت فرموده، به مريضهائى كه در بيمارستانها بسترى هستند و شبها از شدّت درد به خواب نمی ‏روند، فكر كند و خدا را شكر نمايد و بالأخره به هر نعمتى كه دست يافته، اگر توجّه به آن كسى كه آن نعمت را ندارد بكند. موجب شكر او بر آن نعمت می ‏گردد.

و البتّه لازم است كه اين موضوع را جدّى بگيرد، يعنى اگر واقعاً مبتلا به مرض ناسپاسى است، همان طورى كه براى كسالت زخم معده‏ اش چند روز از تمام كارها دست می ‏كشد و در ميان مريضخانه‏ ها پى اين دكتر و آن پزشك می ‏دود و هر دواى تلخ و شورى را كه به او می ‏دهند می ‏خورد، همچنين بايد براى رفع اين كسالت روحى هم چند روزى به عيادت بيماران برود و بر سلامتى خود شكر كند و در دل به آن مريضها خطاب كند و بگويد: «الحمدلله الذى عافانى مما ابتلاك به ولو شاء فعل» يعنى حمد و سپاس خدائى را كه مرا از مرضى كه تو را به آن مبتلا كرده عافيت داده و اگر بخواهد می ‏تواند مرا هم مبتلا كند و يا پى كسانى كه فاقد نعمتهائى كه او دارد می ‏باشند، برود و با چشم خود آنها را ببيند و روحيّه شكر را در خود ايجاد كند و بالأخره در اين ارتباط چند روزى وقت خود را صرف كند تا به وسيله اين نسخه به سپاسگوئى پروردگار عادت نمايد.

من خودم به خاطر آنكه مبادا ناسپاس باشم، هر شب قبل از خواب سر به سجده می ‏گذارم و درباره نعمتهاى ظاهرى و باطنى الهى فكر می ‏كنم و در مقابل هر نعمتى كه به يادم می ‏آيد، يك مرتبه كلمه «الحمدلله ربّ العالمين» را می ‏گويم و گاهى آن قدر نعمتهاى پروردگار زياد است كه مدّتها اين سجده طول می ‏كشد و در پايان كه خود را عاجز از شكر نعمت الهى مشاهده می ‏كنم، به ياد اين آيه شريفه می ‏افتم و شايد هم خداى تعالى از وراء حجاب و از راه الهام با من حرف می ‏زند و می ‏فرمايد: «وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللهِ لاتُحْصُوها».(2)

«از دست و زبان كه برآيد                                    كز عهده شكرش به در آيد»

و گاهى كه در لابلاى آن همه نعمت می ‏بينم فاقد يك نعمتم، آن را هم از خدا می ‏خواهم و چون او خودش فرموده: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزيدَنَّكُمْ»(3) اگر شكر مرا بكنيد، من نعمتم را براى شما افزون می ‏كنم، فوراً آن نعمت را كه از او طلب نموده‏ ام به من می ‏دهد.

تو هم اين دستور را هميشه عملى كن و بخصوص اگر بعد از اين سجده «مناجات شاكرين» را بخوانى و با زبان معصوم، خدا را شكر كنى و حقّ ادب در كلام را هم كاملاً رعايت نمائى، بهتر است.(4)

بالأخره اين دستور را به دوستم گفتم، او هم عمل كرد و مرض ناسپاسى كه يكى از صفات حيوانى بود، از او رفع شد و از آن پس در مقابل محبّتهاى ديگران هم سپاسگزار بود و بحمدالله از آن پس حجابها از او برطرف گرديد.

او می ‏گفت:

شبى در حال مكاشفه، مرد ناسپاسى را می ‏ديدم كه به صورت حيوانى پست‏تر از سگ در مقابل من قرار گرفته، من به او می ‏گويم: اين حالت از ناسپاسى تو است كه در تو جلوه كرده است، لااقل می ‏خواست از سگ صفت وفاء و تشكّر از منعم را ياد بگيرى و خود را به اين روز سياه نياندازى و او دائماً سر تكان می ‏داد و مرا تصديق می ‏نمود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) ـ عن الرّضا عليه السّلام قال: من لم يشكر المنعم من المخلوقين لم يشكر الله عزّوجل.(عيون اخبار الرّضا عليه السّلام، جلد 2 / صفحه 24 / حديث 2).

(2) ـ سوره ابراهيم، آيه 34.

(3) ـ سوره ابراهيم، آيه 7.

(4) ـ چون اين مناجات در «مفاتيح» در دسترس همگان می ‏باشد، از درج متن عربى و ترجمه آن خوددارى می ‏شود.

کپی برداری با ذکر منبع اصلی و بدون تغییر در مطالب جایز می باشد.


تهیه و تنظیم:    www.khodadost.blogfa.com

منبع: کتاب گرانقدر در محضر استاد / نوشته: حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی خراسانی (مد ظله العالی) / جلد اول / صفحه 94 .

إن شاء الله ادامه دارد ...

+  نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 15:5  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  |