اعظم الله اجورکم
با سلام خدمت شما شیعیان و محبین اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام شهادت مظلومانه امام صادق صلوات الله علیه را به پیشگاه مولایمان حضرت ولی عصر ارواحنافداه و همچنین شما عزیزان تسلیت عرض می کنیم.

امام صادق علیه السلام هم مانند پدر بزگوارشان امیرالمؤمنین علیه السلام بسیار مظلوم بودند و بسیار مورد ظلم بخصوص از طرف منصور دوانقی لعنة الله علیه قرار گرفتند.
بهمین مناسبت مطلب با موضوع قضای الهی بخاطر کنار گذاشتن علی بن ابیطالب علیه السلام برای شما عزیزان قرار دادیم امید است که بهره معنوی لازم را ببرید.
بسم الله الرحمن الرحیم
قضای الهی بخاطر کنار گذاشتن حضرت علی علیه السلام
معنی قضای الهی این است که وقتی انسان قدر علی بن ابیطالبی که سیصد آیه در شأنش در قرآن به تصدیق اهل سنت نازل شده که یکی از آن آیات و یکی از آن سوره ها سوره ی هل اتی است که یکی از علمای بزرگ نقل می کرد که: من یک زمانی بررسی می کردم دوازده دلیل بر عصمت علی بن ابیطالب و فاطمه ی زهراء و امام حسن و امام حسین علیهم السلام در سوره هل اتی آمده است.
سیصد آیه شبیه به این و بلکه قوی تر از این در شأن علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شده، این شخص را ترک می کنند و کسی را انتخاب می کنند که یک آیه بیشتر درباره اش نازل نشده که ای کاش،شاید اهل سنت هم این را بگویند،که ای کاش این آیه هم نازل نشده بود، إذ هما في الغار إذ يقول لصاحبه لا تحزن إن الله معنا فأنزل الله سكينته عليه وأيده بجنود لم تروها وجعل كلمة الذين كفروا السفلى وكلمة الله هي العليا(سوره توبه آیه40)، دومی از دوتا که هر دویشان در غار بودند ،شما می دانید در غار یکی ابی بکر بود و دیگری رسول اکرم صلی الله علیه و آله،اینها هر دو در غار بودند،إذ یقول لصاحبه،مسلم است و همه مفسرین گفته اند که پیغمبر اکرم به آن همراهش در غار گفت:لا تحزن إنّ الله معنا،اگر او میدانست که خدا با اوست،اگر او میدانست که در کنار پیغمر عظیم الشأنی که خدا وعده کرده که تمام دنیا باید در زیر سایه یدینش قرار بگیرند،اگر او را می شناخت و در کنار او خودش را می دید هیچ گاه محزون نمی شد و اگر بگوئیم که محزون نشده و می دانسته که خدا با آنهاست، این گفتار پیغمبر عبث می شد که:لا تحزن إنّ الله معنا فأنزل سکینته، خدا سکینت و آرامش را به پیامبر نازل کرد.در اینجا نمی گوید:فأنزل سکینته علیهما،شما ممکن است بگوئید که سکینه و آرامش را بر ابابکر نازل کرد،پیغمر اکرم صلی الله علیه و آله شأنش بالاتر از این بود که سکینت و آرامش را بر پیغمبر صلی الله علیه و آله نازل کند،می گوئیم در آیه دیگر خدای تعالی میفرماید که:فأنزل الله سکینته علیه، یقیناً در آنجا درباره ی پیغمبر است و آرامش را بر پیغمبر صلی الله علیه و آله نازل کرد،وأیّده،مخصوصاً با این جمله بعد که:وأیّده بجنود لم تروها،او را به لشکری،آن حضرت را به لشکری تأییدش کرد،به لشکری آن حضرت را کمک کرد که آن لشکر را نمی دیدند.خوب ببینید یک آیه نازل شده ،اگر نگوئیم که آن چنان که شیخ مفید فرمود: که این آیه به ضرر ابی ابکر است؛نمی توانیم بگوییم که از فضایل اوست. اما سیصد آیه به تصدیق اهل سنت، و نصفی از قرآن از نظر شیعه و سنی، درباره ی یک فرد نازل بشود،که یکی از آن آیات همین آیاتی است که می فرماید:آیه3سوره مائده، الیوم،امروز این کلمه الیوم اشاره به همین امروز است،يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ(مائده67)،شما ببینید چه آیاتی هست، از این بالاتر و هم تر آیه ی ولایت است که خدای تعالی می فرماید: إِنَّمَا،جز این نیست،منحصراً،ولی شما خداست،ولی شما پیامبر صلی الله علیه و آله است،و نگفته ولی شما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام، با اسم نام نبرده،با لقب،با صفات حمیده اسم برده،وَالَّذِينَ آمَنُواْ آن کسانی که،ببینید چقدر شخصیت را بالا برده،آن کسانی که ایمان به خدا دارند،بلکه ایمان به هر چیز صحیحی دارند،بلکه ایمان به حقیقت دارند،وَالَّذِينَ آمَنُواْ، میخواهید بشناسیدش، میخواهید ببینیدش،بروید در مسجد،الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ نماز را به پا می دارند، نه نماز میخوانند تنها،به پا دارنده ی نمازند، نماز را تأسیس می کنند.يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ زکات می دهند، نفرموده انگشتر به سائل می دهند،وجودشان،روحشان،بخشنده و مهربان و به اصطلاح صاحب جود است که حتی در رکوع نماز هم این کار را ترک نمی کنند؛وَهُمْ رَاكِعُونَ[سوره مبارکه مائده آیه55] ، شما بروید ببینید این چه کسی است؟ صدها مرتبه بعد از این جریان، بعضی از اصحاب منافق به سائل حتی دارد بعضی از اینها سائلین را مجبور می کردند بیایند در حال رکوع سؤال کنند و اینها پول حسابی به آنها بدهند عمل کردند، یک آیه بر آنها نازل نشد چون خدا خلوص می خواهد؛ خدا اخلاص را می خواهد. خدای تعالی ایمان را می خواهد، شما مردمی که اینگونه هستید، خدا درباره یتان چه باید قضاوت کند؟ قضاوتش همین است که بروید عقب سر همان شخصی که دوستش دارید باشید و از این فضایل صرفنظر کنید و بیست بیست و پنج سال این مرکز فضیلت و علم و دانش را در خانه بنشانید. و وقتی هم که نوبت خلافت به او می رسد آن چنان اجماع می کنید، و حال که تنبیه شدید و می خواهید جبران کنید، در مقابل آن حضرت معاویه ملعون را قرار می دهید که حضرت می فرماید:أنزلنی الدهر ، آنقدر زمانه مرا پایین آورد که گفته شد: علی،معاویه، یک خلیفه علی است و یک خلیفه هم معاویه هست که به دلائل اهل سنت،یکی از علمای بزرگ شیعه می فرمود: من با یک عالم سنی نشسته بودم، از من پرسید چند دلیل بر لعن معاویه تو میتوانی اقامه کنی؟ من گفتم:هفت تا،او گفت: من هم پنج تا اضافه می کنم تا بشود که دوازده تا باشد. دلائل زیادی بر لعن معاویه ملعون است که یکی از آنها این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود به عمار، یا عمار! فیقتلک فئة باغیة، یک جمعیت طغیانگر، یک جمعیتی که بغی می کنند، بر اسلام تجاوز می کنند، که خدا آنها را لعنت می کرده در قرآن، در آنجا که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خواب دید، که بوزینه ها بر منبرش بالا می روند وقتی که از خواب بیدار شد، خدای تعالی این آیه را نازل فرمود که آن خوابی را که تو دیده ای، این مربوط به شجره ملعونه است.[سوره اسراء آیه60]
شما در زیارت عاشورا می گویید: اللهم العن بنی امیة قاطبة، خدایا بنی أمیه را همه شان را لعنت کن، اینها لعنت شده هستند،ملعونند،آن وقت این فرد ملعون را، با کسی که ممسوس در ذات خداست و همه ی صفات الهی را داراست در ردیف یکدیگر قرار دادند، و یا بلکه اورا ترجیح دادند و امام مجتبی علیه السلام را منکوب کردند و اورا بر امام مجتبی علیه السلام تفوق دادند،قضاوت پروردگار این می شود که حالا که شما این مسیر را انتخاب کردید بروید تا برسید به یزیدبن معاویه، که او دیگر نه رحمی به دینتان می کند، نه رحمی به امامتان می کند،نه رحمی به ناموستان می کند و همه ی بدی ها برای او خوبی است،همه ی خوبی ها برای او بدی است، بروید زیر سایه او. شما ارزش این که زیر سایه امام زمانتان قراربگیرید ندارید. مردم متنبه نشدند، ادامه دادند، تا رسید به جایی که ولید و مروان و حَجّاج و امثال این افراد خون خوار و جنایتکار که در تاریخ نمونه اش وجود ندارد، اینها بر سر مردم مسلّط شدند،این است قضای الهی.
و امروز هم که اینقدر بدبختند!
نه امامی مثل ما شیعیان دارند نه دینیشان دین است!
امامشان همین مفتی های بدعت گزارند و به اینها جز خسارت از قرآن نمی بینند و بالاخره آخرتشان بی نهایت برابر وضعش از دنیایشان خراب تر است و اینها ببختند.(وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا ﴿۸۲﴾)
و اینها همان هایی هستند که قران لعنتشان می کند(رُبّ تال القرآن والقرآن یلعنه)[بحارالانوار-جلد89-صفحه184]