بسم الله الرحمن الرحیم
اسعدالله ایامکم
با عرض سلام خدمت شما شیعیان و محبین خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام ولادت با سعادت حضرت امام حسن عسکری صلوات الله علیه را به محضر مولایمان حضرت ولی عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و همچنین شما عزیزان تبریک عرض می کنیم و از اینکه مطالب پایگاه خدادوست را برای مطالعه انتخاب کرده اید خشنودیم و از شما سپاسگذاریم و امیدواریم از مطالب این پایگاه بهره معنوی کافی را ببرید.
توجه: کپی برداری از مطالب این پایگاه فقط ذکر منبع جایز است!
بسم الله الرحمن الرحیم
تاريكيهاى روح و صفات رذيله ى آن(قسمت دوم)
او
مى گفت:
من در آن حال به آن سياهى كه از
روحم جدا شده بود، دقيق شدم. ديدم به قدرى كثيف است كه قابل تصوّر نيست.
آن سياهى عينا مانند صورت زشت
شيطان بود كه يك شب او را با همين حالت ديده بودم.
يعنى يك شب در اوائل جوانى در
خانه ى خلوتى در اطاق تنهائى خوابيده بودم و زن جوانى در اطاق ديگر، او هم تنها
خوابيده بود.
ناگهان متوجّه شدم كه شخصى مرا
بيدار مى كند، نمى دانم بيدار شده بودم يا بين خواب و بيدارى بودم كه ديدم يك
موجودى شبيه به انسان ولى مثل دود سياه با قيافه ى بسيار خائنانه مرا به طرف خيانت
دعوت مى كند. من از ترس به خود لرزيدم و فريادى كشيدم و بيهوش شدم.
حالا مى فهمم كه اين تصوير صورت
شيطانى داشته كه در روح شفّاف و پر نور من منعكس شده و همان خصوصيّاتى كه آن شيطان
داشته، حالا در روح من بوجود آمده است.
پس همان طورى كه آن شخص مى گفت،
من بايد آن تصوير شيطانى يعنى آن سياهى را از خود دور كنم و الاّ من هم مثل شيطان
كه به خاطر جهلش، به خاطر خيانتش، به خاطر كبر و خودخواهيش و بالأخره به خاطر صفات
زشتش از درگاه پروردگار مطرود شد و تا روز قيامت ملعون گرديد و در جهنّم مخلّد شد،
من هم ملعون و مطرود و مخلّد در آتش خواهم بود.
لذا تصميم گرفتم با برنامه اى كه
براى تو آنها را خواهم گفت، آن ظلمت و سياهى را از روحم جدا كنم. يعنى اوّل قطعه
قطعه ى آن سياهى را بشناسم و سپس روحم را از آنها تصفيه و تزكيه كنم و به مقام
ارزنده ى معنوى برسم.
او مى گفت:
من دقّت مى كردم كه اين كثيفى و
سياهى بيشتر از كجا در روحم ايجاد شده ناگهان متوجّه شدم كه در دوران كودكى كه عقل
و ايمانم آن قدر نبود كه بتوانم براى خدا و شناخت حقيقت گناه[1] و صفات
رذيله، از آنها صرفنظر كنم و دائما خود را به كثافات و اخلاق رذيله گرفتار
مى كردم، مثلاً به اسباب بازي هايم محبّت شديدى داشتم و اين محبّت وسيله ى حرص و
طمع و محبّت دنيا و تكبّر و خودخواهى و حسادت مى شد و چون كودك بودم آنها مانند
نقش در حجر در وجودم ثبت مى گرديد[2] و هيچ
رادع و مانعى برايش نبود و لذا لازم است كه هر كس به حدّ تكليف مى رسد اوّل عقائدش
را درست كند و سپس به پاك كردن روح و نفسش بپردازد والاّ محال است بتواند رستگار
شود.
[1]
ــ انسان اگر بخواهد از گناهان پاك باشد بايد يا
آنچنان خدا را بشناسد كه او را در مقابل خود حاضر بداند و يا بايد حقيقت گناه را
بشناسد، چنانكه انسان وقتى ضرر «زهر» را دانست، به هيچ وجه آن را نمى خورد.
[2] ــ عن اميرالمؤمنين عليه السّلام: «العلم فى الصغر كالنقش فى الحجر»، («كنزالفوائد» تأليف علاّمه ى كراجكى جلد 1 صفحه ى 319 و
«الطرائف» تأليف سيّد بن طاووس جلد 2 صفحه ى 514).
منبع: کتاب ارزشمند در محضر استاد ، جلد اول
تهیه: www.khodadost.blogfa.com
إن شاء الله ادامه دارد ....
برچسبها:
صفات رذیله
,
روح نباتی
,
در محضر استاد
,
تزکیه نفس