بسم الله الرحمن الرحیم
«نفاق و دو رویى»
او می گفت:
يكى از دوستان مبتلاء به تنگى نفس و سينه درد شده بود، سالها بود اين مرض از او دست بر نمی داشت، به اطبّاء و متخصّصين زيادى مراجعه كرده بود، ولى متأسّفانه همه تلاش هايش بى فائده بود.
تا آنكه يكى از اولياء خدا به او گفته بود: اگر می خواهى درد سينه ات شفا پيدا كند، بايد قرآن بخوانى. زيرا پروردگار متعال می فرمايد:
«يا اَيُّهَا النّاسُ قَدْ جائَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شَفاءٌ لِما فِى الصُّدُورِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ».(1)
يعنى: اى مردم براى شما از طرف پروردگار موعظه اى آمده است كه شفا براى امراضى است كه در سينه ها است و هدايت و رحمت براى مردمان با ايمان است.
من به او گفتم: به مضمون اين مطلب روايتى هم هست، ولى تو بايد اين را بدانى كه قرآن شفادهنده امراض روحى است و اين معنى كه آن دوست براى تو گفته تأويل آيه است.(2)
تو اگر می خواهى درد سينه ات خوب شود، قرآن را بخوان و ايمان به آنكه اين كلام خدا است، پيدا كن و به آن عمل بنما و بعد شفاى همه امراض را در دست خدا بدان. زيرا در همان قرآن از قول حضرت «ابراهيم» (عليه السّلام) فرموده: «وَ اِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفينِ»(3) يعنى: وقتى مريض می شوم خدا مرا شفا می دهد.
ولى در جاى ديگر می فرمايد:
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْانِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لايَزيدُ الظّالِمينَ اِلاّ خَسارًا».(4)
يعنى: ما نازل نموديم از قرآن چيزى را كه شفا و رحمتى است براى مردمان با ايمان و براى ظالمين جز ضرر چيزى زياد نمی شود.
بنابراين اگر می خواهى قرآن مرض جسمی تو را شفا دهد، بايد اوّل امراض روحى خود را به وسيله قرآن معالجه كنى و سپس شفاى جسم خود را با خواندن قرآن معالجه نمائى. و چون درد سينه و تنگى نفس به آن دوست فشار زيادى آورده بود، حاضر شد كه خود را تحت برنامه تزكيه نفس قرار دهد و صفات رذيله را از خود برطرف نمايد.
اوّلين صفتى كه در او خيلى ظاهر بود، نفاق و دوروئى بود. لذا لازم بود كه ابتداء آياتى از قرآن در اين خصوص براى او تلاوت شود.
من در اينجا آيات زير را براى او تلاوت كردم.
«آيات سوره توبه»
1 ـ «اَلْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ اَيْدِيَهُمْ نَسُواللهَ فَنَسِيَهُمْ اِنَّ الْمُنافِقينَ هُمُ الْفاسِقُونَ * وَعَدَاللهُ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها هِىَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقيمٌ».(5)
2 ـ «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ (1) اِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ اِنَّكَ لَرَسُولُ اللهِ وَ اللهُ يَعْلَمُ اِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللهُ يَشْهَدُ اِنَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُونَ (2)
اِتَّخَذُوا اَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللهِ اِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْلَمُونَ (3)
ذلِكَ بِاَنَّهُمْ امَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لايَفْقَهُونَ (4)
وَ اِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ اَجْسامُهُمْ وَ اِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَاَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللهُ اَنّى يُؤْفَكُونَ (5)
وَ اِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ (6)
سَواءٌ عَلَيْهِمْ اَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ اَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللهُ لَهُمْ اِنَّ اللهَ لايَهْدِى الْقَوْمَ الْفاسِقينَ هُمُ الَّذينَ يَقُولُونَ لاتُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ حَتّى يَنْفَضُّوا وَ لِلّهِ خَزائِنُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لايَفْقَهُونَ (7)
يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا اِلَى الْمَدينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لايَعْلَمُونَ (9)».(6)
«آيات سوره نساء»
3 ـ «بَشِّرِ الْمُنافِقينَ بِاَنَّ لَهُمْ عَذابا اَليما * اَلَّذينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرينَ اَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ اَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَاِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَميعا * وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِى الْكِتابِ اَنْ اِذا سَمِعْتُمْ اياتِ اللهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَءُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّى يَخُوضُوا فى حَديثٍ غَيْرِهِ اِنَّكُمْ اِذًا مِثْلُهُمْ اِنَّ اللهَ جامِعُ الْمُنافِقينَ وَ الْكافِرينَ فى جَهَنَّمَ جَميعا * اَلَّذينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَاِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللهِ قالُوا اَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَ اِنْ كانَ لِلْكافِرينَ نَصيبٌ قالُوا اَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنينَ فَاللهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ لَنْ يَجْعَلَ اللهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً * اِنَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ اِذا قامُوا اِلَى الصَّلوةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللهَ اِلاّ قَليلاً * مُذَبْذَبينَ بَيْنَ ذلِكَ لا اِلى هؤُلاءِ وَ لااِلى هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبيلاً * يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرينَ اَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ اَتُريدُونَ اَنْ تَجْعَلُوالِلّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطانا مُبينا * اِنَّ الْمُنافِقينَ فِى الدَّرْكِ الاَْسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصيرا».(7)
«آيات سوره بقره»
4 ـ «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَقُولُ امَنّا بِاللهِ وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنينَ * يُخادِعُونَ اللهَ وَ الَّذينَ امَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ اِلاّ اَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ * فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضًا وَ لَهُمْ عَذابٌ اَليمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ * وَ اِذا قيلَ لَهُمْ لاتُفْسِدُوا فِى الاَْرْضِ قالُوا اِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ * اَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لايَشْعُرُونَ * وَ اِذا قيلَ لَهُمْ امِنُوا كَما امَنَ النّاسُ قالُوا اَنُؤْمِنُ كَما امَنَ السُّفَهاءُ اَلا اِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لايَعْلَمُونَ * وَ اِذا لَقُوا الَّذينَ امَنُوا قالُوا امَنّا وَ اِذا خَلَوْا اِلى شَياطينِهِمْ قالُوا اِنّا مَعَكُمْ اِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ * اَللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فى طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ * اُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدينَ * مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِى اسْتَوْقَدَ نارا فَلَمّا اَضائَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فى ظُلُماتٍ لايُبْصِرُونَ * صُمٌّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لايَرْجِعُونَ * اَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ اَصابِعَهُمْ فى اذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللهُ مُحيطٌ بِالْكافِرينَ * يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ اَبْصارَهُمْ كُلَّما اَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فيهِ وَ اِذا اَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللهُ لذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ اَبْصارِهِمْ اِنَّ اللهَ عَلى كُلِّ شَيْئٍ قَديرٌ».(8)
«آيات سوره احزاب»
5 ـ «مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً * لِيَجْزِىَ اللهُ الصّادِقينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ اِنْ شاءَ اَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ اِنَّ اللهَ كانَ غَفُورا رَحيما».(9)
وقتى من اين آيات را براى او تلاوت كردم، چون او عربى می دانست و معنى آيات را می فهميد، يكسره گريه می كرد و بعضى از جاها كه در آيات وعده هاى عذاب داده می شد، ناله و فريادش زيادتر می گرديد، كم كم از سيمايش آثار يأس از رحمت خدا ظاهر می شد.
ولى وقتى آيه اخير كه از سوره احزاب انتخاب شده بود، براى او خواندم و مقيّد بودم آن را تكرار كنم و جمله:
«اِنَّ اللهَ كانَ غَفُورا رَحيما» را با تأنّى بيشترى خواندم، ناگهان ديدم برق اميدى در سيمايش درخشيد، اشك را از چشمانش پاك كرد و سر را بالا گرفت و به صورت من خيره شد و گفت: شما بوديد كه قرآن می خوانديد؟
گفتم: پس چه؟ كس ديگرى اينجا نبود كه قرآن بخواند.
گفت: نه، كلام كه مال خدا بود، شما هم مثل شجره اى بوديد كه خدا به آن وسيله با موسى حرف می زد. صريحتر بگويم، اگر شما به اختيار خودتان اين آيات را انتخاب كرديد، چرا لااقل آنها را به ترتيب سوره هاى قرآن نخوانديد؟ من از آن اوّلى كه شما شروع به خواندن قرآن كرديد، در حال بى خودى عجيبى افتاده بودم كه نه شما را می ديدم و نه خودم را و نه خانه را و نه هيچ چيز را و فقط فكر می كردم كه روح منافقانه من سر به زير در مقابل پروردگار عظيم ايستاده و او اين كلمات را براى من می گويد و لذا وقتى به آيات سوره بقره رسيديد، ديدم آن مطالب كاملاً با من تطبيق می كند، در آنجا نزديك بود از شرمندگى و يأس فريادى بكشم و براى هميشه بدبخت باشم، ولى آيه اخير كه از سوره احزاب قرائت شد، روزنه اميدى را به رويم باز كرد، متوجّه شدم كه منافقين هم می توانند توبه كنند و خداى تعالى با همه غضبى كه به آنها فرموده، در عين حال براى آنها هم غفور و رحيم است.
او راست می گفت، من آيات فوق را با اختيار و طبق برنامه، انتخاب نكرده بودم، بلكه چون اين آيات را حفظ بودم، اوّل آيه 66 سوره توبه را تلاوت كردم و حال آنكه اگر می خواست روى ترتيب سوره ها باشد، می بايست اوّل آيات سوره بقره را می خواندم، ولى چون لازم بود كه با تشدّد بيشترى در مرحله اوّل با او سخن گفته شود تا كم كم نرم شود، اين آيات به زبانم آمد كه ترجمه اش اين است:
«ترجمه آيات 67 و 68 سوره توبه»
مردان و زنان منافق، طرفدار يكديگرند، آنها به هم كمك می كنند، آنها يكديگر را به كارهاى بد امر می كنند و از كارهاى خوب باز می دارند.
آنها دستهاى يكديگر را می فشارند و خدا را فراموش كرده اند، خدا هم آنها را فراموش می كند، منافقين فاسقند.
خدا وعده داده است كه مرد و زن منافق و كفّار را در آتش جهنّم كه هميشه در آن خواهند بود، قرار دهد و آنها را همين عذاب كفايت می كند و علاوه خدا آنها را لعنت كرده و براى آنها عذاب دائمی بر پا است.
بعد از اين آيات، چند آيه از سوره منافقون به زبانم جارى شده بود كه مقدارى ملايمتر بود، ولى در عين حال در آن آيات صفات منافقين را بيان می كند و آنها را رانده درگاه پروردگار می داند و آنها را از رحمت الهى مأيوس می فرمايد كه ترجمه آن آيات اين است:
«ترجمه آيات سوره منافقون»
وقتى منافقين نزد تو آمدند، می گويند: ما شهادت می دهيم كه تحقيقا تو فرستاده الهى هستى. (1)
خدا می داند كه تحقيقا تو فرستاده الهى هستى ولى منافقين در اظهار اين اعتقاد دروغ می گويند،(2) يعنى اين مطلب را تنها براى اينكه اظهار ايمانشان را سپرى براى بستن راه خدا قرار دهند می گويند، آنها بد عمل می كنند.(3)
آن به خاطر اين است كه آنها ايمان آوردند بعد كافر شدند، خداى تعالى دلهاى آنها را مُهر كرده كه نمی فهمند.(4)
آنها را وقتى می بينى اجسامشان تو را به تعجّب می اندازد، آنها به قدرى خوش زبانى می كنند كه تو حرفهاى آنها را گوش می دهى، ولى آنها مثل چوب خشكند، هر صدائى را كه می شنوند، گمان می كنند به ضرر آنها است منافقين دشمن تو هستند، از آنها دورى كن، خدا آنها را بكشد، چقدر از حقّ و حقيقت دورى می كنند.(5)
وقتى به آنها گفته می شود بيائيد تا رسول خدا براى شما از خدا طلب آمرزش كند، سر می پيچند و آنها را می بينى كه با كبر و نخوت راه خدا را سدّ می كنند.(6)
براى آنها مساوى است، چه استغفار كنى چه نكنى خدا هرگز آنها را نمی آمرزد، زيرا خدا مردم فاسق را هدايت نمی كند.(7)
اينها كسانى هستند كه می گويند: به كسانى كه اطراف پيامبر خدا قرار گرفته اند، انفاق نكنيد تا از دورش پراكنده شوند، ولى گنجهاى آسمان و زمين مال خدا است امّا منافقين نمی فهمند.(8)
می گويند: وقتى به مدينه برگشتيم مردمان عزيز و ثروتمند، ذليلها و فقراء را از ميان خود بيرون می كنند، ولى منافقين نمی دانند كه عزّت مال خدا و رسول خدا و مردمان با ايمان است.(9)
ملاحظه فرموديد كه اين آيات هم با تشدّد منافقين را نكوهش كرده و اين مطالب براى منافقين كاملاً يأس آور است.
آيات بعد مربوط به سوره نساء بود كه باز آن آيات هم مانند آيات سوره منافقين با سرزنش زياد و وعده هاى عذاب و مطالب يأس آور، آورده شده و من به هيچ وجه در پشت سر هم قرار دادنش دخالتى نداشتم.
ترجمه آيات سوره نساء اينها است:
«ترجمه آيات سوره نساء»
به منافقين بشارت بده كه براى آنها عذاب دردناكى است.
آنها كسانى هستند كه كفّار را ولىّ خود می دانند و مؤمنين را ترك گفته اند، آيا از رفاقت با كفّار طلب عزّت می كنند؟ به تحقيق كه تمام عزّت مال خدا است.
اى منافقين، نازل شد در قرآن براى شما آياتى كه وقتى آن آيات الهى را می شنويد، به آن كافر می شويد و مسخره می كنيد. اى مؤمنان با آنها ننشينيد تا به مطالب ديگرى بپردازند و اگر با آنها باشيد، شما مثل آنها هستيد و خدا در جهنّم كفّار و منافقين را با هم جمع می كند.
منافقين كسانى هستند كه مراقب حال شمايند. اگر براى شما از طرف خدا پيروزى نصيب شود، می گويند: مگر ما با شما نبوديم؟ و اگر چيزى نصيب كفّار شود، به آنها می گويند: مگر ما به كمك شما نبوديم و از شما دفاع نمی كرديم و نمی گذاشتيم كه مؤمنان بر شما غلبه كنند؟ خدا روز قيامت بين شما حكم می كند و خدا براى كفّار عليه مؤمنين راهى قرار نداده است.
منافقان با خدا مكر می كنند، خدا هم به آنها مكر می كند. آنها وقتى براى نماز می ايستند، با حال كسالت می ايستند، آنها می خواهند با اين نماز در مقابل مردم ريا كنند و هيچ گاه به ياد خدا، مگر كمی از اوقات نيستند، مردّد بين اين دسته و آن دسته هستند، نه به سوى آن دسته می روند و نه به سوى اين دسته تمايل پيدا می كنند، كسى را كه خدا گمراهش كرده، راهى به سوى حقّ پيدا نمی كند.
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، كفّار را ولىّ خود نگيريد و حال آنكه مؤمنين را ترك كرده باشيد. آيا شما می خواهيد در مقابل خدا سلطان آشكارائى (بر خودتان) قرار دهيد؟
جز اين نيست كه منافقين در پستترين جاهاى جهنّمند و تو براى آنها يار و مددكارى نمی يابى.
پس از اين آيات كه از سوره نساء نقل شد، آيات سوره بقره تلاوت گرديد كه باز به مانند آيات قبل تمامش نكوهش منافقين است و ترجمه اش اين است:
«ترجمه آيات سوره بقره»
بعضى از مردم می گويند: ما به خدا و روز قيامت ايمان داريم ولى آنها مؤمن نيستند، می خواهند خدا و كسانى را كه ايمان آورده اند بفريبند ولى آنها جز خودشان را نمی فريبند آنها شعور ندارند.
در دلهاى آنها مرض است، خدا هم مرض روحى آنها را زياد می كند و به خاطر آنچه را كه به دروغ گرفته اند خدا آنها را به عذاب سخت و دردناكى مبتلا می فرمايد.
و زمانى كه به آنها گفته می شود: در روى زمين فساد نكنيد، می گويند: ما مصلحيم، بدانيد كه آنها مفسدند، ولى نمی فهمند.
و وقتى به آنها گفته می شود: آن چنانكه مردم ايمان آورده اند شما هم ايمان بياوريد، می گويند: آيا ما آن چنانكه ديوانه ها ايمان آورده اند ايمان بياوريم؟! آگاه باشيد كه خود آنها ديوانه اند ولى نمی دانند.
و زمانى كه ملاقات می كنند كسانى را كه ايمان آورده اند، می گويند: ما هم ايمان داريم ولى وقتى با رفقاى شيطان سيرت خود خلوت می كنند می گويند: ما با شما هستيم و ما آنها را مسخره می كنيم. خدا آنها را استهزاء می كند و آنها را به سوى طغيانشان آنچنان می كشاند كه حيران باشند.
اينها كسانى هستند كه گمراهى را بر هدايت ترجيح داده و خريده اند، ولى از اين تجارت بهره اى نمی برند و هدايت نمی شوند. مَثَل اينها مَثَل كسى است كه آتشى برافروخته باشد، ولى همين كه اطرافش روشن شد نورش را خدا خاموش كند و آنها را در ظلمت بگذارد كه جائى را نبينند.
آنها كر و گنگ و كور باشند و به سلامتى بر نمی گردند.
يا مَثَل بارانى كه از آسمان ببارد و در آن ظلمات و رعد و برق باشد و شخصى در ميان باران باشد، انگشتان را از ترس مرگ در اثر صاعقه در ميان گوش بگذارد و خدا احاطه بر كفّار دارد، نزديك باشد كه برق چشمهاى آنها را از بين ببرد ولى هر زمان كه در اثر برق چند لحظه اى زمين روشن می شود، آنها در راه می روند. و وقتى تاريك می شود ميان ظلمت می ايستند و اگر خدا بخواهد چشم و گوش آنها را می برد، خدا بر هر چيزى قدرت دارد.
تا اينجا كه اين آيات تلاوت می شد او يكسره زار زار گريه می كرد و كم كم نزديك بود كه از رحمت خدا مأيوس شود، زيرا تمام آنچه خداى تعالى در اوصاف منافقين در اين آيات فرموده با او تطبيق می كرد، او فوق العاده ناراحت بود ولى به مجرّد آنكه آيه 22 سوره احزاب را خواندم، برق اميد در سيمايش ظاهر شد، كه ترجمه آيات سوره احزاب اين است:
«ترجمه آيات سوره احزاب»
از ميان مردان با ايمان جمعى هستند كه در پيمان الهى راستى و صداقت به خرج داده اند كه بعضى از آنها مدّتشان سرآمده و بعضى ديگر منتظر ملاقات با پروردگارند و آنها تغييرى در عهد خود ندادند تا جزا دهد خدا راستگويان را به خاطر صداقتشان و عذاب كند منافقان را اگر بخواهد يا آنكه توبه آنها را قبول كند و به سوى آنها برگردد. بدون شكّ خدا بخشنده مهربانى است.
وقتى او سخنانش تمام شد، من به او گفتم: براى تو مطلبى از اين جالبتر می گويم و آن اين است كه بعد از آياتى كه براى تو از سوره نساء تلاوت كردم. كه آخرش اين بود: «اِنَّ الْمُنافِقينَ فِى الدَّرْكِ الاَْسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصيرا».(10)
اين آيات در قرآن بود: «اَلاَّ الَّذينَ تابُوا وَ اَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللهِ وَ اَخْلَصُوا دينَهُمْ لِله فَاُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنينَ وَ سَوْفَ يُؤْتِ اللهُ الْمُؤْمِنينَ اَجْرا عَظيما».(11)
گفت: اين آيات را پس چرا همان وقت نخواندى؟ گفتم: همه مطلب همين جا است، می خواستم آنها را بخوانم ولى آن وقت به يادم نيامد، معلوم است كه هنوز صد درصد آن وقت قلبت نرم نشده بود.
ولى الآن يادم آمد و می بينى كه چقدر خداى تعالى با مهربانى كاملى راه نجات را حتّى براى منافقين باز كرده و آنها را به توبه و اصلاح امورشان و اعتصام و خلوص دعوت كرده است.
او باز شروع به گريه كرد، ولى اين دفعه گريه شوق بود و تصميم گرفت كه اين صفت را با رياضت شرعى و توسّل به حضرت «سيّد الشّهداء» (عليه السّلام) از خود رفع كند و بحمدالله موفّق هم شد و پس از چند روز كه صد درصد خود را بوسيله اين آيات ساخته بود و صفت نفاق را به كلّى از روح خود تزكيه و پاك كرده بود و آيات قرآن و بخصوص سوره مباركه حمد را زياد تلاوت می نمود، درد سينه و تنگى نفس به كلّى از او برطرف شد و شفا يافت و مشغول گذراندن مراحل تزكيه نفس گرديد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) ـ سوره يونس آيه 57.
(2) ـ روى عن العالم عليه السّلام: فى القرآن شفاء من كلّ داء و قال داووا مرضاكم بالصّدقه، و استشفوا بالقرآن، فمن لم يشفه القرآن فلاشفاء له. (بحارالانوار، جلد 89 / صفحه 202 / حديث 26).
(3) ـ سوره شعراء، آيه 79.
(4) ـ سوره اسراء، آيه 87.
(6) ـ سوره منافقون، آيات 1 تا 8.
(7) ـ سوره نساء، آيات 138 تا 145.
(8) ـ سوره بقره، آيات 7 تا 20.
(9) ـ سوره احزاب، آيات 22 تا 24.
(10) ـ سوره نساء، آيه 145.
(11) ـ سوره نساء، آيه 146.
کپی برداری با ذکر منبع اصلی و بدون تغییر در مطالب جایز می باشد.
تهیه و تنظیم: www.khodadost.blogfa.com
منبع: کتاب گرانقدر در محضر استاد / نوشته: حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی خراسانی (مد ظله العالی) / جلد اول / صفحه 77 .
إن شاء الله ادامه دارد ...