قرائن پيرامون روايت احمد بن اسحاق (عید نهم ربیع الاول)
روایت احمد بن اسحاق همانطور که بر اهل تحقیق واضح است به تنهایی از اعتباری برخوردار نیست، چون اولاً: ظاهراً سند روایت مذکور در بعضی نقلها مرسل(1) است و ثانیاً: افراد مجهول در میان راویان این حدیث دیده میشوند، افراد تضعیف شده از قبیل: کذّاب، جعّال، فاسد المذهب و غیرهم در سند این روایت وجود ندارند، بلکه افراد ناشناخته در سلسله اسنادش میباشند، اما قرائنی وجود دارند که دلالت بر اعتبار حدیث دارند و از این جهت میتوان گفت که این روایت محفوف به قرائن است و اطمینان نوعی یا شخصی(2) به همراه دارد. امّا قرائنی که حول این روایت موجودند:
قرينه اوّل:
یکی از قواعد فقهی شیعه میباشد که از مهم ترین قرائن حول این روایت محسوب میشود و آن قاعده «مخالفة العامّة» میباشد، یعنی اگر دو خبر مختلف به ما رسید برای انتخاب خبر صحیح از آنها لازم است، چند مسئله را معیار قرار بدهیم که عبارتند از: موافق بودنش با کتاب (قرآن) و سنّت، مخالفتش با عامّه (پیروان سقیفه)(3) و شهرت. البتّه در حقیقت شهرت که در بعضی کتب برای احادیث اعتبار دانسته شده به تنهایی برای هیچ روایتی اعتبار محسوب نمیشود، ولی اگر روایتی موافق قرآن و سنّت بود و همچنین مخالف قول و اجماع پیروان سقیفه بود، شهرت آن را نیز میتوان اعتباری و امتیازی برای روایت دانست، ولی اگر روایتی مشهور بود ولی آن دو خصوصیّت دیگر را نداشت، شهرت هیچ اعتباری برای روایت به وجود نخواهد آورد و چه بسا روایت و یا خبری شهرت یافته باشد ولی ناصحیح و غلط باشد و مهمترین ملاک ما در انتخاب روایت صحیح همان موارد اول و دوم که ذکر کردیم میباشند و در روایات بسیار زیادی به آنها اشاره شده است که در اینجا به چند مورد از آنها اشاره میکنیم:
1) امام صادق (علیه السلام) فرمودند: زمانی که به شما دو حدیث مختلف رسید، پس آنچه که مخالفت با (عمل و سیره) این قوم (پیروان سقیفه) دارد را انتخاب کنید.(4)
2) شخصی به امام رضا (علیه السلام) عرض کرد: چگونه به دو خبر مختلف تظاهر کنیم؟ حضرت فرمودند: زمانی که به شما دو خبر متفاوت رسید، پس بنگرید که کدام یک از آنها مخالفت با عامّه دارد، پس آن را بر گزینید، و ببینید چه چیزی با اخبار آنها موافقت دارد. پس ردّش کنید.(5)
3) امام صادق (علیه السلام) فرمودند: زمانی که بر شما دو خبر مختلف رسید، پس آنها را به کتاب خدا (قرآن) عرضه کنید، پس آنچه که موافق کتاب خدا بود بگیرید و آنچه که مخالف کتاب خدا بود از آن بر حذر باشید، پس اگر آن دو خبر را در کتاب خدا نیافتید، آنها را به اخبار عامّه عرضه کنید، پس آنچه که موافقت با اخبار آنها داشت، از آن بر حذر باشید و آنچه که مخالف اخبار آنها بود، آن را برگزینید.(6)
4) امام صادق (علیه السلام) فرمودند: به خدا قسم که خداوند برای احدی خیری در تبعیّت از غیر ما قرار نداده است و قطعاً کسی موافق ماست که مخالف دشمنان ما باشد، و کسی که با دشمنان ما در قول یا عمل موافقت نماید، پس نه او از ماست و نه ما از او هستیم.(7)
با توجّه به احادیث فوق ما موظّف هستیم آنچه که مخالفت با پیروان سقیفه دارد را برگزینیم و در اینکه اجماع پیروان سقیفه بر به درک واصل شدن دوّمی (لعنة الله علیه)در روز 26 ذی الحجه است هیچ شکّی نیست و برخی از جهّال که سعی دارند این روایت را به هر نحوی ردّ کنند، بیش از 20 منبع از اخبار پیروان سقیفه را مبنی بر به درک واصل شدن آن ملعون در 26 ذی الحجه ارائه میدهند بدون آنکه توجّهی به اصول و قواعد فقهی شیعه داشته باشند و قول به درک واصل شدن آن ملعون در نهم ربیع الاول تنها قول علماء شیعه است و حتّی یک نفر از علماء و مورّخین پیروان سقیفه آن را نپذیرفتهاند، لذا بر ما به عنوان یک شیعه و پیرو اهل بیت (علیهم السلام) لازم است آنچه که موافق با پیروان سقیفه است را ترک کرده و آنچه که مخالف با آنها است را برگزینیم و به آن معتقد باشیم.
قرينه دوّم:
این است که سید بن طاووس میفرمایند:
«لم أجد فيما تصفحت من الكتب إلى الان موافقة، أعتمد عليها للرواية التي رويناها عن ابن بابويه تغمده الله بالرضوان» بنا بر تفحّصی که در کتب مختلف تاکنون داشتهام، روایتی را موافق با عید بودن نهم ربیع الاول نیافتم، ولی به این مطلب به خاطر روایتی که آن را از ابن بابویه روایت کردهایم اعتماد میکنم.
و از روایت فوق به «عظیمة الشأن»(8) تعبیر میفرمایند.
از آنجایی که سید بن طاووس تنها به خاطر یک روایت از ابن بابویه به این مطلب اعتماد فرموده است، میتوان فهمید که به احتمال قوی روایت نقل شده از جانب ابن بابویه صحیح السند و موثق بوده است.
البتّه لازم به ذکر است: در کتاب هایی که از مرحوم ابن بابویه (رحمة الله علیه) در این زمان در دسترس است، چنین روایتی یافت نشده است و احتمال میرود که ابن بابویه به جهت ملاحظات سیاسی خودش آن روایت را در کتبش نقل نکرده باشد و یا اینکه این روایت در آن دسته از کتابهای ایشان که از بین رفتهاند بوده است، کتابهایی که طعمه آتش شدهاند و یا به دلیل دیگری از بین رفتهاند.
مسلّم این است که سید ابن طاووس (رحمة الله علیه) ثقه بوده و او فرموده است: آن روایت را از ابن بابویه (صدوق) روایت کردهایم.
بنابراین روایت مذکور از ابن بابویه نقل شده است، اما به ما نرسیده است و نقل سید بن طاووس کفایت میکند و این روایت نیز علی رغم اینکه به دست ما نرسیده است مؤیّد روایت احمد بن اسحاق است و قرینه دیگری به شمار میرود.(9)
قرينه سوّم:
شهرت نزد فقهاست، نه به این معنا که بسیاری از فقها به این روایت استناد کردهاند، بلکه به این معنا که فقهائی چون مرحوم صاحب عروه و صاحب جواهر و غیر آنها در باب اغسال، غسل روز نهم ماه ربیع الاول را از اغسال مستحبّه خواندهاند و کسانی که قاعده «تسامح در ادلّه سنن»(10) را قبول دارند و زیاد نیز هستند، استحباب غسل این روز را از این روایت استفاده نمودهاند که تعدادی از آنها را نام میبریم.
مرحوم امام خمینی در کتاب «تحریر الوسیلة».(11)
مرحوم شیخ انصاری در کتاب «الطهارة».(12)
مرحوم حضرت آیت الله خوئی در کتاب «الطهارة».(13)
آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی در کتاب «هدایة العباد».(14)
آیت الله شیخ لطف الله صافی در کتاب «هدایة العباد».(15)
آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در کتاب «العروة الوثقی».(16)
و غیرهم از علماء که غسل این روز را مستحب دانستهاند. با توجّه به آنچه که بیان شد روایت احمد بن اسحاق مورد عمل بوده و در فقه نیز به آن استناد شده است.
قرينه چهارم:
این است که سید هاشم بحرانی (از علمای قرن دهم و یازدهم هجری) در کتابش از کتاب سلیم بن قیس هلالی جریان مفصّل قبل از مرگ دومی (لعنة الله علیه) را نقل میکند و تمام آنچه را که ایشان نقل میکنند اکنون در کتاب سلیم بن قیس موجود است به جز جمله آخر که در کتاب فعلی دیده نمیشود و آن این است که سلیم گفت: عمر (لعنة الله علیه) در آخر شب روز نهم ربیع الاول مرد.(17) و ظاهر آن است که سید هاشم بحرانی این مطلب را از نسخه منحصر به فردی از کتاب سلیم بن قیس هلالی نقل کردهاند و این خود قرینهای بسیار مهم به شمار میرود.(18)
قرينه پنجم:
این است که مرحوم محدث نوری در کتاب «مستدرک الوسائل» به نقل از نسخه منحصر به فرد و نایابی از کتاب «مسار الشعیة» از قول شیخ مفید میفرمایند:
«وفي اليوم التاسع منه، يعني: الربيع الاول، يوم العيد الكبير وله شرح كبير في غير هذا الموضع وعيد فيه النبي (صلی الله علیه وآله) وأمر الناس أن يعيدوا فيه ويتخذ فيه المريس، انتهى. وفيه اشارة إلى اعتبار الخبر المذكور.».(19)
روز نهم اين ماه (ربيع الاول) روز عيد بزرگی است و شرح مفصّلی دارد كه اينجا مجال بيان آن نيست. پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) اين روز را عيد گرفتند و به مردم نيز دستور دادند آن را عيد بگيرند، و در این کلام اشارهای است به اعتبار روایت مذکور.
این سخن مرحوم شیخ مفید که مرحوم میرزا حسین طبرسی آن را بیان میکنند، نشان میدهد که روایتی همچون روایت احمد بن اسحاق از طرق معتبره به دست ایشان رسیده بوده که وی نسبت به متن آن اینچنین صریح بحث عید بودن نهم ربیع الاول را بیان میدارد، زیرا اهل علم میدانند که مرحوم شیخ مفید خبر واحد را حجّت نمیدانسته و تا خبری به صورت علمی به ایشان نمیرسید، آن را قبول نمیکردند.(20)
فلذا این مطلب نیز قرینهای میباشد بر صحّت روایت احمد بن اسحاق و دلالت بر این دارد که امثال این روایت به اسناد موثق نقل گردیده بوده که حتّی شیخ مفید آنها را پذیرفتهاند.
قرينه ششم:
این است که مرحوم صاحب جواهر (شیخ محمد حسن نجفی) در کتاب «جواهر الکلام» در مورد فضل روز نهم ربیع الاول میفرمایند: «قد عثرت على خبر مسندا إلى النبي (صلی الله علیه وآله) في فضل هذا اليوم وشرفه وبركته وأنه يوم سرور لهم (علیهم السلام) ما يحير فيه الذهن، وهو طويل... وسيما مع كونه عيدا لنا وأئمتنا(علیهم السلام)» به خبر مسندی تا پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) دست یافتم در فضل این روز (نهم ربیع الاول) و شرافت و برکت این روز و اینکه این روز، چنان روز شادی اهل بیت (علیهم السلام) است که ذهن متحیّر میماند، و متن آن طولانی است... و این روز علی الخصوص برای ما و ائمه ما (علیهم السلام) عید است.(21)
در اینجا جناب صاحب جواهر تصریح میفرمایند که به خبر «مسندی» دست یافتهاند در مورد عید بودن روز نهم ربیع الاول که ممکن است این خبر «مسند» روایت احمد بن اسحاق یا روایتی غیر از آن باشد که علی کل حال مؤید روایت احمد بن اسحاق که سندش در برخی مصادر «مرسل» است، میباشد.
و علماء شیعه در کتبشان به وجود روایات متعدّده در باب «عید بودن روز نهم ربیع الاول» در زمانهای گذشته تصریح کردهاند که در قبل اقوال برخی از آنها من جمله فرزند ارجمند جناب سید بن طاووس را از قول مرحوم علامه مجلسی بیان نمودیم.
همچنین به استثناء قرائنی که بیان شد دهها روایت موثق در کتب معتبره موجود است که تأیید کننده مضامین مختلف این روایت شریفه است.
حال اگر این قرائن را در کنار یکدیگر قرار دهیم، اطمینان نوعی به صدور این روایت از امام معصوم (علیه السلام) به وجود میآید. این از جهت سند روایت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
2) - یکی از مصادیق حجّت در باب روایات آن روایاتی هستند که محفوف به قرائنی باشند که آن قرائن مورث اطمینان چه بصورت نوعی و چه بصورت شخصی باشند، شخصی برای شخص اعتبار دارد و نوعی برای همه اعتبار دارد، فلذا با توجه به قرائنی که حول این روایت وجود دارند و نقل خواهند شد، ضعفی که از جهت مرسل بودن سند و مجهول بودن برخی از راویان متوجه این روایت شریفه است، نادیده گرفته میشود و اعتبار مورد نیاز برای اطمینان به روایت مذکور به وجود خواهد آمد که در سطرهای بعدی مفصلاً در این باره بحث خواهد شد.
3) - أصول الفقه، جلد 2، صفحه 223.
4) - قال أبو عبد الله (عليه السلام) إذا ورد عليكم حديثان مختلفان فخذوا بما خالف القوم.(وسائل الشيعة (آل البيت)، جلد 27، صفحه 118 و بحارالانوار، جلد 2، صفحه 235 و فرائد الأصول، جلد 4، صفحه 64)
5) - عن محمد بن عبد الله، قال: قلت للرضا (عليه السلام) كيف نصنع بالخبرين المختلفين؟ فقال: إذا ورد عليكم خبران مختلفان، فانظروا إلى ما يخالف منهما العامة فخذوه، وانظروا إلى ما يوافق أخبارهم فدعوه.(وسائل الشيعة (آل البيت)، جلد 27، صفحه 119 و بحارالانوار، جلد 2، صفحه 235)
6) - عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: إذا ورد عليكم حديثان مختلفان فاعرضوهما على كتاب الله فما وافق كتاب الله فخذوه وما خالف كتاب الله فذروه، فإن لم تجدوهما في كتاب الله فاعرضوهما على أخبار العامة فما وافق أخبارهم فذروه وما خالف أخبارهم فخذوه.(بحار الانوار، جلد 2، صفحه 235 و فرائد الأصول، جلد 4، صفحه 64)
7) - عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: والله ما جعل الله لأحد خيرة في اتباع غيرنا، وأن من وافقنا خالف عدونا، ومن وافق عدونا في قول، أو عمل فليس منا ولا نحن منهم.(وسائل الشيعة (آل البيت)، جلد 27، صفحه 119 و فرائد الأصول، جلد 4، صفحه 122)
8) - فيما نذكره من حال اليوم التاسع من ربيع الاول، اعلم أن هذا اليوم وجدنا فيه رواية عظيمة الشأن.(إقبال الاعمال، جلد 3، صفحه 113)
9) - قرینهای که دلالت بر صحیح السند بودن روایت نقل شده از مرحوم ابن بابویه دارد این است که: سید بن طاووس پس از نقل آن، در مقام تأویل آن بر میآیند و میفرمایند: «ويمكن أن يسمى مجازا بالقتل، ويمكن أن يأول بتأويل آخر، وهو أن يكون توجه القاتل من بلده إلى البلد الذي وقع القتل فيه يوم تاسع ربيع الأول، أو يوم وصول القاتل إلى المدينة التي وقع فيها القتل كان يوم تاسع ربيع الأول» ممکن است که این روز مجازاً روز قتل نامیده شده باشد و تأویل دیگر این است که شاید زمان حرکت قاتل از شهر خود به سوی شهری که قتل در آن واقع شده یا زمان رسیدن قاتل به شهری که قتل در آن به وقوع پیوسته نهم ربیع الاول بوده است. فلذا اگر روایت فوق ضعیف السند یا مرسل بود سید بن طاووس (رحمة الله علیه) به جای این همه تأویلات احتمالی به مشکل سندی روایت اشاره مینمود و میفرمود: که روایت فوق سندش دچار مشکل است و از اعتباری برخوردار نیست که بتوان با تکیه بر آن عید بودن نهم ربیع الاول را به اثبات رساند.
لازم به ذکر است که به رأی ما سید بن طاووس نیز به درک واصل شدن دومی (لعنة الله علیه) را در نهم ربیع الاول میدانستهاند و این تأویلات احتمالی که اساسی ندارند نیز تنها از باب تقیّه بوده است و بیان چنین تأویلات غیر قابل قبولی از جانب شخصیّت بزرگ سید بن طاووس (رحمة الله علیه)، اصلاً خارج از تصوّر است و خود سیّد بن طاووس پس از بیان این تأویلات میفرمایند: «وأما تأويل من تأول أن الخبر بالقتل وصل إلى بلد أبي جعفر ابن بابويه يوم تاسع ربيع الأول، فلأنه لا يصح، لأن الحديث الذي رواه ابن بابويه عن الصادق (عليه السلام) ضمن أن القتل كان في يوم تاسع ربيع الأول، فكيف يصح تأويل أنه يوم بلغ الخبر إليهم» و اما تأویل دیگری در میان تأویلات وجود دارد که خبر کشته شدن (آن ملعون) (یعنی همان روایت نقل شده از جانب ابن بابویه) در روز نهم ربیع الاول به محل زندگی ابن بابویه رسیده است، پس همانا که این تأویل صحیح نمیباشد، زیرا آن حدیثی که ابن بابویه از امام صادق (علیه السلام) نقل فرموده، با اطمینان و تضمین گفته است که قطعاً قتل در روز نهم ربیع الاول بوده است، پس چگونه این تأویل صحیح است که منظور از نهم ربیع الاول در روایت، روز رسیدن این خبر (روایت) به محل زندگی ابن بابویه است؟
سید بن طاووس در حقیقت در اینجا یک تا کتیک جالب را اجرا میکنند و با ردّ این تأویل، تأویلات قبلی خودشان را هم برای توجیه این روایت ردّ میکنند، زیرا میفرمایند: «لأن الحديث الذي رواه ابن بابويه عن الصادق (عليه السلام) ضمن أن القتل كان في يوم تاسع ربيع الأول»، سید بن طاووس در اینجا تصریح میکند که در روایت مذکور تضمین کرده است که روز به درک واصل شدن دومی (لعنة الله علیه)، روز نهم ربیع الاول بوده و واضح است که ایرادی که سید بن طاووس به آخرین تأویل گرفتهاند بر تأویلات قبلی نیز وارد است و بلکه در آنها قویتر است. فلذا سید بن طاووس (رحمة الله علیه) در اینجا هم تقیّه کردهاند، و هم نظر اصلیشان را به علمای شیعه که در جریان تقیّه هستند، رساندهاند.
10) - به حاشیه صفحه 47 کتاب نهم ربیع، فضیلتها، شرافتها، مراجعه شود.
11) - تحرير الوسيلة، جلد 1، صفحه 99.
12) - كتاب الطهارة، جلد 2، صفحه 326.
13) - كتاب الطهارة، جلد 9، صفحه 330.
14) - هداية العباد، جلد 1، صفحه 93.
15) - هداية العباد، جلد 1، صفحه 79.
16) - العروة الوثقى، جلد 2، صفحه 151.
17) - قال سليم: رأيت ابن عمر في ذلك المحل قد خنقته العبرة ودمعت عيناه، ثم ان عمر تأوه ساعة ومات آخر ليلة التاسع من شهر ربيع الاول سنة ثلاث وعشرين من الهجرة، وقيل لاربع بقين من ذي الحجة من السنة المذكورة والاول أصح، وله يومئذ ثلاث وسبعون سنة.(مدينة المعاجز، جلد 2، صفحه 97)
18) - توضیح کلام مرحوم سید هاشم بحرانی در کتاب «فصل الخطاب فی تاریخ قتل ابن الخطاب»، صفحات 88 تا 91 آمده است.
19) - مستدرک الوسائل، جلد 2، صفحه 522.
20) - التذکرة بأصول الفقه (للشیخ المفید)، صفحه 44.
21) - جواهر الکلام، جلد 5، صفحات 43 و 44.
کپی برداری از این مطلب بدون تغییر و تصرف در متن آن جایز می باشد.
منبع: کتاب نهم رییع، فضیلتها، شرافتها، صفحه 45.
تهیه و تنظیم: www.khodadost.blogfa.com
برچسبها: اعتبار روایت احمد بن اسحاق , نهم ربیع الاول , روایت رفع القلم , عید الزهراء