خدادوست | پرسش و پاسخ سوالات عمومی

خدادوست

مذهبی

                         
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لوليك الفرج
باسلام ورود شما به پایگاه مذهبی خدادوست را خوش آمد میگوییم و امیدواریم ازمطالب این وبلاگ مذهبی بهره معنوی کافی را ببرید. لازم به ذکر است که این پایگاه به هیچ وجه جزء آن دسته از وبلاگها نیست که فقط مناسبت ها را تبریک و یا تسلیت میگویند و هیچ مطلب مفیدی درآنها پیدا نمیشود، بلکه این پایگاه علاوه بر تبریک و تسلیت مناسبتها، مطالب مفید و ارزنده ای را در اختیار بازدید کنندگان قرار میدهد که بسیار در فضای مجازی کمیاب اند و برای استخراج آنها از آیات و روایات زحمات زیادی توسط علماء کشیده شده است. (توجه: کپی برداری از مطالب این پایگاه در صورت عدم تغییر در محتوای آن مطالب جایز است و از طرف ما الزامی به ذکر منبع (لینک) برای انتشار مطالب و تصاویر پایگاه وجود ندارد).

(توجّه: تبادل لینک در این پایگاه با تمامی وبلاگها و سایتهای پیرو قوانین جمهوری اسلامی باشند انجام میشود. در صورت تمایل به تبادل لینک ابتدا مارا بانام "خدادوست" یا "پایگاه خدادوست" لینک کنید، سپس از طریق نظرات یا از طریق ایمیل به ما اطّلاع دهید تا شما را لینک کنیم.)
باتشّکر از شما عزیزان.
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
حضرت فاطمه زهراء صلوات الله علیها
امام حسن مجتبی صلوات الله علیه
حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه
امام سجاد صلوات الله علیه
امام باقر صلوات الله علیه
امام صادق صلوات الله علیه
امام کاظم صلوات الله علیه
حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه
امام جواد صلوات الله علیه
امام هادی صلوات الله علیه
امام حسن عسکری صلوات الله علیه
حضرت بقیة الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء
حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت رقیه سلام الله علیها
حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت معصومه سلام الله علیها
حضرت اباالفضل علیه السلام
عید غدیر
عید جمعه(روز جمعه)
عید قربان
عید فطر
اعیاد
شهادتها
قالبهای مذهبی بلاگفا
سَداَن سبیل الله به چه معناست؟
تصاویری زیبابمناسبت فرارسیدن عیدغدیر
آیا ما برای ظهور آماده هستیم؟
وقوع یک جریان درتثبیت امامت و ولایت حضرت علی(ع)
چه دلیلی وجود دارد که نمازمان را اول وقت بخوانیم؟
مدایح علی بن ابیطالب(ع)از زبان رسول اکرم(ص)
قضای الهی بخاطر کنار گذاشتن علی بن ابیطالب ع
چندتصویرازمسجدجمکران
حوادث اتّفاق افتاده ازروزدوّم محرم تاروزعاشورا
یک شعربسیارزیبابرای حضرت زهرا(س)
ملاقات حاج محمدعلی با امام زمان(عج)
تصاویری زیبابمناسبت فرارسیدن ماه محرم
ملاقات علامه حلی با امام زمان(عج)
پخش زنده حرم هادروبلاگ خدادوست
رازسعادت مندی وموفّقیّت انسان چیست؟
آیاملاقات با امام زمان(ع)درزمان غیبت امکان دارد؟
مطالبی درباره ی حضرت محمّد(ص)وامام جعفرصادق(ع)
بهترین سرمایه آخرت
قالب آیة الله سیدحسن ابطحی برای وبلاگ بلاگفا
تصاویر مذهبی
پرسش و پاسخ
پرسش و پاسخ سوالات عمومی
روایاتی که یک مسلمان نیاز به دانستن آنها دارد.
نوروز بی اهمیت و بی ارزش است
وبلاگهای دیگر ما
معنی «سیّدة نساء العالمین»
معرفت
ماه محرم الحرام
تشرفات به محضر حضرت بقیة الله ارواحنافداه
انجام واجبات و ترک محرمات
استقامت و صبر در مقابل گناه
صراط مستقيم چيست؟
آيا آيه‏ اى درشناخت صراط مستقيم در قرآن وجود دارد؟
در محضر استاد
درمان صفات رذیله
مراحل تزکیه نفس
تاريكيهاى روح و صفات رذيله‏ ى آن
آیا کسی که مادرش سیّده است جزء سادات محسوب می شود؟
بررسی زمان آغاز امامت امام زمان (ارواحنافداه)
بررسی مفهوم رفع القلم (روایت احمد بن اسحاق)
عید نهم ربیع الاول
تابش انوار رسالت
17 ربیع الاول
بحث های علمی
بررسی مفاهیم روایت نهم ربیع الاول
زندگینامه حضرت ابولؤلؤ (رحمه الله)
متن کامل روایت احمد بن اسحاق (نهم ربیع)

بسم الله الرحمن الرحیم

حلول ماه مبارک رمضان بر شیعیان جهان مبارک باد.

 

بهمین مناسبت مطلب مفیدی برای شما عزیزان آماده کرده ایم.

انشاءالله نهایت استفاده را ببرید.

بسم الله الرحمن الرحیم

نماز اول وقت یکی از وظایف مهم یک مسلمان است که باید نه برای اینکه وظیفه اش است بلکه برای محبتش به خدای تعالی آن را اول وقت بجای آورد.اما متأسفانه امروزه در جامعه ی ما حداقل80درصد مردم نسبت به نماز اول وقت بی اهمیت هستند و بعضی ها اگر چاره داشته باشند همان نماز آخر وقت را هم نمی خوانند.

برای نماز آخر وقت خواندن ما خدا حق دارد که مارا به جهنم ببرد.برایتان یک مثال می زنیم:اگر رفته باشید در مغازه یک نان وایی و در صف ایستاده باشید،وقتی نوبتتان شد،به تخت سینه شما می زنند و می گویند برو اول صف بایست و شما هم می روید،درباره شما نوبتتان می شود،به تخت سینه تان می زنند و می گویند برو اول صف بایست شما هم می روید،و در آخر هم نان های سوخته و خشک شده ای که اصلا بدرد نمی خورد و از بقیه نان ها باقی مانده به شما می دهند.یا صدایتان در می آید و می گویید:آیا نوبت ما نشده؟

خدا آمده جلو می گی حالا می خوام ناهار بخورم برو عقب.باز دومرتبه خدا میاد جلو باز می گی برو عقب باز میاد جلو باز می رود عقب آخر هم یک نماز دست و پا شکسته ای مثل این نان سوخته ها،یک نماز دست و پا شکسته بی توجه با عجله می خوانی و تحویل خدا می دهی.شما را به خدا همین یک کار،خدای تعالی می فرماید:نوبت مانشد؟

درتمام عمرت چه مدت را گذاشتی برای خدا؟یک مدت که هفت سال بچه بودی بازی کردی،بعد مدرسه رفتی،بعد دبیرستان رفتی،بعد دانشگاه رفتی،بعدش زن گرفتی،بعدش بازنشسته شدی،خدا نوبت نداشت؟یک مدتی به تزکیه نفست بپرداز،یک مدتی خودت را بساز.نه،خدا در زندگی ما نوبتی ندارد،زبانن ممکن است این را نگویی ولی عملا می گی.آیا خدا کافی نیست برای بنده اش.من چه کم دارم ای بنده ی من؟من چه کم دارم که تو در خانه این و آن می روی؟بیا باهم باشیم.به خدا گاهی اگر انسان یک یقظه خوبی داشته باشد،انسان می سوزد،آتش می گیرد که خدا بهش پیشنهاد می دهد.پس بیایید به نمازمان اهمیت بدهیم و چند دقیقه در روز که می خواهیم با خدا صحبت کنیم برای خدای تعالی ارزش و احترام قائل باشیم و ببینیم ما چه می خواهیم که خدا ندارد؟پول می خواهیم خداوند مالک ملک و ملکوت است،زیبایی می خواهیم خداوند جمیل است،بخشندگی را دوست داریم خداوند غفّار است.و چیزی خوبی وجود ندارد که ما آن را دوست داشته باشیم و خدا آنرا نداشته باشد.

امیدواریم از این مطلب بهره معنوی کافی را برده باشید.پایگاه مذهبی خدادوست پاسخگوی سوالات اعتقادی شما عزیزان می باشد.

 

+  نوشته شده در  جمعه سی ام تیر ۱۳۹۱ساعت 22:1  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

 اعوذبالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

توکلنا علی الله

بالأخره

روز ۱۵ اسفند

فــــــــرا رســـــــیــــــد!

مقدمه:

توجه:این مطلب صرفاً برای انسانهای فهیم و با درک می باشد لذا از کسانی که حقیقت برایشان تلخ است و حق پذیر نیستند تقاضا می شود نظر های توهین آمیز ندهند.

این مطلب برای کسانی که حداکثر در خواب غفلت فرو رفته اند مفید است و اگر خدای نکرده شخصی در وضعیت مرگ روحی قرار گرفته است از ایشان خواهشمندیم که اصلاً این مطلب را نخوانند زیرا نه تنها چیزی نمی فهمند بلکه در مورد ما نیز دچار سوء ظن می شوند.

اگر می خواهید بفهمید که به خدای تعالی و اهل بیت(ع) ایمان دارید یا نه خودتان را بسنجید.مثلا اگر خدای نکرده بگویید خدای تعالی مهربان است ولــــــی!همین ولــــی گفتن نشانه ضعف ایمان است.

شروع مطلب:

(کسانی که چهارشنبه سوری و نوروز و هفت

سین و سیزده بدر را قبول دارند،حتماً این مطلب را

بخوانند،در غیر اینصورت روز قیامت خودشان

باید جواب بدهند).

بسم الله الرحمن الرحیم

اثبات بدعت بودن و بی ارزش بودن عید نوروز

بوسیله روایات معتبره از کتب معتبره شیعه:

با سلام به شما دوستان عزیز از اینکه از مطالب پایگاه خدادوست استفاده می کنید از شما سپاسگذاریم.امروز قصد داریم به بحث مسائل خرافی که متأسفانه امروزه در میان ما مسلمانان بسیار زیاد است بپردازیم.(توجهّ:این مطلب کمی طولانی است،ولی خواندنش ارزشش را دارد).

یک مسلمان حق ندارد که کاری انجام دهد که مورد تأیید ائمه اطهار علیهم السلام نباشد،والّا از صراط مستقیم حداقل احتمال دارد که خارج شود،یک سری چیزهایی وجود دارد که ما به آنها عادت کرده ایم،و متأسفانه اکثرشان از صراط مستقیم خارج است و حتّی از عقل هم دور است،که ما آنها را در زندگی هایمان انجام می دهیم،ما اگر خودمان بنشینیم و حساب بکنیم که ببینیم که در زندگیمان اعمالی که یقین داریم خدا و پیامبر(ص)نگفته اند چقدر در زندگیهایمان است،حداقل صد چیز را شاید بتوانیم پیدا بکنیم،برای مثال سیزده بدر را گفته اند مستحب یا واجب؟هفت سین را واجب کرده اند یا مستحب کرده اند؟شب چهارشنبه سوری،از روی آتش پریدن را مستحب کرده اند و یا واجب کرده اند؟ آیا ائمه(ع)گفته اند که ما این کار ها را انجام بدهیم که ما اینقدر برای آن اصرار داریم؟ این چند نمونه را ما در اینجا مثال زدیم بقیه اش را هرکسی می خواهد برود بگردد،نزدیک صد تا چیز از این قبیل همه ما مردم شیعه داریم که خودمان یقین داریم مورد تأیید ائمه اطهار(ع)نیست! درباره نوروز،در اسلام ما اصلاً چیزی به نام نوروز نداریم زیرا این عید مال بت پرستان بوده است. وحالا بعد از این بحث قصد داریم به یک سوال بسیار بسیار مهم با استدلال بر روایات معتبر پاسخ دهیم:

آیا عید نوروز جزو اعیاد دینی و اسلامی است؟

وآیا بعضی از رسومات باعث آبرو ریزی شیعه

نیست؟

توجّه:مطالبی که گفته خواهد شد از رویات معتبره از کتب شیعه و از زبان اهل بیت(علیهم السلام) است و کسی نمی تواند بر آنها شبه وارد کند.

در روایات داریم که منصور عباسی حضرت موسی بن جعفر(ع) را وادار کرد که در عید نوروز در جایگاه مخصوص نشسته تا مردم عید را به حضرت تبریک گویند و هدایا را از مردم دریافت نمایند، حضرت در جواب می‌فرمایند من هر چقدر روایات جدم رسول خدا(ص) را بررسی کردم نامی از عید نوروز ندیدم و خبری در مورد آن یافت نمی‌شود؛ نوروز یک سنت و آیینی است مربوط به فارسی زبانها و اسلام آنرا محو کرده، پناه می‌برم به خدا آنچه اسلام محو کرده آنرا زنده کنم [بحارالانوار جلد95 صفحه419 باب32 حدیث1]

واما نوروز از کجا شروع شد و مخترع آن چه کسانی بودند:

اصحاب رسّی بودند کنار همین رود اَرَس(این الف ارس مثل الف ابر قدرت است که در فارسی اضافه می شود)اصحاب رس در قرآن ذکر شده است[سوره فرقان، آیه 38، و سوره قاف، آیه 12].در کنار این رود دوازده درخت بود که می پرستیدند یکی بنام فروردین،دیگری اردیبهشت،سومی خرداد،و همین طور تیر و مرداد...تا آخر که دوازده تا بودند و بزرگترشان(این در کتاب تفسیر برهان هست)و بزرگترین بت فروردین بود و شیطان هم در میان درخت می رفت و می گفت:بندگان من،مرا عبادت کنید و احترام نمائید. مردم هم می ریختند و دوازده روز عبادت می کردند و روز سیزدهم منتشر می شدند و به خانه هایشان می رفتند.سیزده بدر می کردند و حتّی این قوم پیامبرشان را هم کشتند و تکّه تکّه کردند و به چاه انداختند و به هرحال بعد از سیزده روز عبادت،روز سیزدهم همه مردم پخش می شدند و در راه رفتن به منزلهایشان بودند.[علل الشرائع جلد1 باب38 صفحه40الی43 حدیث1]و الآن بعد از حدود دوهزار و پانصد سال ما هنوز آئین آنها را حفظ کرده ایم و دوازده روز اوّل سال شمسی را جشن می گیریم و روز سیزدهم را نحس می دانیم و برای اینکه نحسی اش از بین برود به خارج از شهر می رویم.

البتّه بهانه ای است چون هیچ وقت رسومات خوب گذشتگان را نباید بهم ریخت.زیادیهایش،زیادی است.

در نهج البلاغه امیرالمومنین(ع)هم هست که اگر بر مملکتی تسلّط پیدا کردید یک رسومات خوبی دارند آنها را بهم نریزید.[نهج البلاغهة صفحه430 رساله53- و من کتاب له(ع)کتبه للاشتر النخعی لما و لاه علی مصر...]خوب حالا اسلام هم در ایران آمده و این رسم را بهم نریخته است امّا دیگر این همه؟!

به طوری که از روز جمعه که متعلّق به امام زمان(ارواحنافداه)است یادشان برود؟ انسان هر چه فکر دارد از دو ماه قبل راجع به عید نوروز تا سیزده روز بعدش هم مربوط به عید نوروز باشد؟ آیا اگر در عید نوروز وفات باشد مردم عیدشان را بهم می زنند؟ اینکه در نماز می گوئیم:«اهدنا الصراط المستقیم»[سوره فاتحه آیه6]یعنی خدایا ما را از افراط و تفریط و کجرویها نجات بده،ما را در راه راست قرار بده،هر حقّی را ما به حدّ خودش قبول داشته باشیم.

آیا عید غدیر اهمیّتش بیشتر است یا عید نوروز؟همه شما می گوئید عید نوروز اهمیّتی ندارد.امّا شما بیشتر به فکر عید نوروز هستید یا به فکر عید غدیر؟یکی از علماء بزرگ نقل می نمود که:شخصی به من تلفن زد و گفت:من خیلی کار می کنم و ضعف به من دست می دهد(روزهای به این کوتاهی که مریضها هم روزه می گیرند و صدمه ای نمی بینند)آیا من می توانم روزه ام را بخورم؟گفتم:شغلت چیست؟گفت:خیاطم و شب و روز مشغولم،گفتم:خوب نکن،گفت:نمی شود،شب عید است و به همه قول داده ایم.آیا شب عید غدیر هم همین طور هستید؟ آیا شب تولد حضرت بقیة الله ارواحنافداه هم همین طورید؟ اینها انحرافات فکری و اشتباهاتی است که ما داریم.یک مسلمان اصلاً نباید به فکر عید نوروز باشد،مگر چقدر پیش ما ارزش دارد؟

بحثهایی درباره عید نوروز هست که اگر زیر آیه اصحاب الرس را در کتاب تفسیربرهان بخوانید می بینید که تأسیس عید نوروز از کجا شروع شد و چقدر عید نوروز مورد حمایت طواغیت و هارون الرشید و امثال اینها بوده است و چقدر از این راه روی ائمه اطهار(علیهم السلام)فشار آورده اند،حال نمی خواهیم سنّتها را بهم بزنیم و حرفی بزنیم امّا ما از صراط مستقیم و از راه خارجیم.عید نوروز در ماه رمضان افتاده است نزدیک افطار به فکر خرید عیدشان هستند.

آیا مسلمانها این طورند؟یکی از علماء بزرگ نقل می کرد که:من در گذشته مدتی در مسجد الحرام بودم،موقع تحویل سال بود.خودم غافل بودم ولی می دانستم در همین ساعات است.کنار عالم بزرگی که در آن وقت با من رفیق بود نشسته بودم.ایرانیهایی که برای عمره آمده بودند در گوشه ای جمع شده بودند،یک دفعه همه شروع کردند به دست زدن و سوت زدن.این عالم بزرگ مکّه از من پرسید که چه شد؟گفتم:از این لحظه بهار آمده است.گفت:خوب بیاید.وقتی که زمستان و تابستان می شود چه می شود؟خدا نصیبتان نکند که بخواهید طرفداری از کسی بکنید که خودتان به او اعتقادی ندارید و از آن طرف هم چه بکنید.(در اینجا دلیل دفاع این عالم بزرگ از ایرانیها در خطر بودن آبروی شیعه بوده است نه دفاع از نوروز!)بالاخره ما به آن عالم گفتیم(نشستیم و فلسفه بافی کردیم،اکثر فلسفه بافی ها همین طور است)در ایران زمستان ها سرمای شدیدی هست،برف می آید و شرحی دادیم از سرمای شدید که مثلاً در اردبیل آن طرفها را در نظر گرفتیم و مردم در خانه ها مجبورند زندانی بشوند و لذا بهار برای اینها خیلی اهمیت دارد،وقتی بهار می شود مثل این است که همه از زندان نجات پیدا کرده اند.گفت:خوب،در ایران باشد،اینجا چه خبر شده؟راست می گفت در عربستان زمستان مثل بهار و بهارش مثل تابستان است.گفتم:این دیگر عادت است.معلوم است حاضر نیستند قبول بکنند اینها کارهای خرافی است.

(ادامه بحث)به خدا قسم کارهای شب چهارشنبه سوری ما،برای آنهایی که از راه می رسند آن قدر خنده دارد...بس است،دیگر زمانی است که همه با سوادند و متدیّن زیر سایه مراجع و علماء و در جمهوری اسلامی و زیر سایه حضرت بقیة الله ارواحنافداه،این خرافات را دیگر رها کنید.شب چهارشنبه آتش بازی می کنند که دشمنان اسلام بگویند این شیعه ها هنوز آتش پرستی شان را رها نکرده اند.بعد هم این همه اهمیّت برای عید نوروز،لااقل قدری هم برای عید غدیر باشد،شخصی نقل می نمود که: در عید غدیر من به یکی از شهر های ایران،طرفهای شمال تلفن زدم و کاری داشتم،اوّل گفتم:تبریک عرض می کنم.گفت:برای چه؟گفتم:امشب،شب عید غدیر است.گفت:عجب! در شهر ما هیچ خبری نیست.شب نیمه شعبان هم همین طور.شب نیمه شعبان،شبی است که این آیه برای چندمین بار نازل شده است.«جاءالحق و زهق الباطل انّ الباطل کان زهوقاً»[سوره اسراء آیه81]روی بازوی راست حضرت بقیّة الله ارواحنافداه این آیه نوشته شده و نازل شده است.[بحارالانوار جلد51 صفحه19 حدیث27]خودتان در کدام یک بیشتر شادید«شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا»[ارشادالقلوب جلد2 صفحه423]ببینیم شیعه جمشید و زرتشتیها هستیم،در خوشحالی آنها بیشتر شادیم یا در خوشحالی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام؟ این است که هر روز باید بگوئیم:«اهدنا الصراط المستقیم»[سوره فاتحه آیه6]و هر روز از خدا طلب کمالات بکنیم.

روز عید فطر،روز شرافت و آقایی اهل بیت(علیهم السلام)است.[مصباح کفعمی صفحه416]برای شما اگر با عید نوروز فرق نکرد تازه مشرکید،اگر به عید نوروز اعتنا نکردیم و به عید فطر اهمیّت دادیم مسلمانیم و اگر بلعکس شد خودتان می دانید.

عیدفطر و عیدغدیر و عیدقربان و روزجمعه،اعیاد بزرگ مسلمانها است[بحارالانوار جلد86 صفحه276 قسمتی از حدیث22]که شادمانی انسان در این چهار عید باید به درجه اعلا برسد.

و اینک اثبات جعلی بودن روایتی که در مدح نوروز

آمده است:

روایتی در مفاتیح الجنان وجود دارد که در مدح نوروز است که این عین آن است:

و امّا اعمال عید نوروز:

پس چنان است که حضرت صادق علیه السلام به معلّی بن خنیس تعلیم فرموده که چون روز نوروز(نه عیدنوروز)شود غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدارپس چون از نماز پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شوی چهار رکعت نماز بگذار یعنی هر دو رکعت بیک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر بخوان و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره کافرون و در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید و در رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه سوره فلق و سوره ناس را بخوان و بعد از نماز بسجده شکر برو و این دعا بخوان(که در اینجا از نوشتن دعا بدلیل سخت بودن اعراب گذاری خودداری می شود).

دلیل اول: در روایت کلمه روز نوروز بکار برده شده و از عید اسمی برده نشده است،و اصلاً معلوم نیست که روایت مال نوروز باستان ما باشد،اگر کسی بتواند ثابت کند که این روایت مال ما ایرانیان بوده است ما برایش جایزه در نظر خواهیم گرفت.

کسانی که می گویند ما با کلمات بازی میکنیم میتوانند خودشان به مفاتیح الجنان مراجعه کرده،اصل روایت را ببینند که نوشته شده است روز نوروز نه عید نوروز.

دلیل دوم: در خیلی از روایات که در مدح نوروز آورده شده اند هم اصلا کلمه نوروز ذکر نشده بلکه کلمه نیروز آورده شده است ولی بعضی از نادان ها آن را نوروز فرض کرده اند.

دلیل سوم: ائمه معصومین علیهم السلام همیشه تاریخ قمری و اسلامی و تاریخی که خدای تعالی آن را انتخاب فرموده و در قرآن آن را بیان فرموده است را مد نظر قرار می دادند نه تاریخ شمسی و ایران باستان را.

دلیل چهارم(مهم): چون تاریخ قمری و شمسی با یکدیگر اختلاف دارند و گاهی اوقات با یکدیگر مصادف می شوند،اگر با گذشت سالها،سالی برسد که روز عید فطر که در آن روزه گرفتن حرام است با عید نوروز برخورد کند،چگونه می شود در روزی که روز گرفتن حرام است امام صادق(علیه السلام) که معصوم از جهل است بگوید که در این روز روزه بگیرید،کسی اگر ایمان نداشته باشد که حرف امام(علیه السلام) حرف خداست کافر است،و بطور قطع امام(علیه السلام) حرفی که میزند از تمامی جهات سنجیده شده،و محال است که شارع مقدس یعنی خدای تعالی در یک روز فرمان بدهد روزه گرفتن حرام است و دوباره در همان روز بگوید روزه بگیرید،اینچنین چیزی غیر ممکن است و بطور قطع یا این روایت جعلی است زیرا در مفاتیح برای آن سندی از کتب معتبر شیعه نقل نشده است و یا منظور از نوروز در روایت،روزی در سال قمری بوده که ما از آن اطّلاعی نداریم.

دلیل پنجم: روایتی که از حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) در ابتدای این مطلب برای شما آوردیم،روایت بسیار تندی در ذم نوروز بود.بعضی ها می گویند که شاید در آن موقعیت حضرت اینگونه فرموده است،ما در پاسخ میگوییم:در برابر منصور به آن خطرناکی که از طرفداران عید نوروز بوده است چرا حضرت باید اینچنین تند از نوروز صحبت کنند؟آیا از این موقعیت خطر ناک ترهم بوده است؟

اما این دلیل پنجم ما نبود!

در روایت داریم که: «کلنا نور واحد»همه ما نور واحدی هستیم.

بدون شک امکان ندارد که یکی از معصومین(علیهم السلام) از چیزی بیزاری بجوید و یکی دیگر از معصومین(علیهم السلام) از همان چیز تعریف کرده و به تکریم آن دستور دهند.البته ما برای تکریم نوروز الحمدلله هیچ روایتی نداریم.

اولین دلیل برای رد تمامی روایاتی که در مدح نوروز آورده شده کافی است ولی شاید بعضی ها که حق پذیر نباشند و برایشان یک دلیل کافی نباشد بهمین دلیل ما پنج دلیل موجه آوردیم و اگر کسی بتواند بر فرض محال برای ما دلیل عقلی و روایی بیاورد ما برای او جایزه اینترنتی در نظر خواهیم گرفت.

و اما حرف پایانی ما:

ما نمی گوییم دید و بازدید بد است.

ما نمی گوییم صله رحم بد است.

ما نمی گوییم به مسافرت رفتن بد است.

ما نمی گوییم به میهمانی رفتن بد است.

ما می گوییم صله رحم،دید و بازدید،مسافرت رفتن،به میهمانی رفتن،اینها همه خوب اند و در روایات به آن سفارش هم شده ولی چرا برای نوروز؟

شما برای خدا این کار هارا انجام دهید نه برای نوروز.

ما می گوییم این نوروز ارزش یک روز را هم ندارد زیرا مال ما مسلمانان نیست.

ما می گوییم چرا اینقدر به نوروز اهمیت می دهید؟

شاید خیلی ها بگویند که ما نوروز را بقصد جنگ با اهل بیت علیهم السلام بر پا نمی کنیم ولی این حرف فقط گفتن زبانی است.همین که به سنت بت پرستان از حدود یک ماه قبل تا سیزده روز بعد از نوروز در عمل بیشتر اهمیت می دهید،آیا اسمش جنگ نیست؟ آیا بت پرستان و آتش پرستان زمان های گذشته دشمن اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نبوده اند؟ ما کجا اینقدر به عید غدیر که همه چیز شیعیان از آن است اهمیت می دهیم؟ ما کجا به روز جمعه که یکی از بزرگترین اعیاد ما شیعیان است و متعلق به حضرت بقیة الله ارواحنافداه است اهمیت می دهیم؟

بعضی از انسان های نادان می گویند که ما قبل از شیعه بودن ایرانی هستیم.

ما از اینگونه انسانهای نادان می پرسیم که شما اگر شیعه نبودید و در زمان ایران باستان بدنیا می آمدید و جزو فرزندان اصحاب رس می شدید خیلی خوب بود؟

جایگاهتان جهنم می بود بهتر از شیعه بودن بود؟

وای بر چنین انسان هایی که فقط به اسم شیعه هستند و در دل مهر باستان و بت پرستان را دارند!

ما مسلمان و از آن مهمتر شیعه هستیم و باید برای تمامی کار هایمان باید دستور داشته باشیم.

ما چقدر کار های بدون دستور و خود سرانه انجام می دهیم؟ واقعا چقدر؟

به امید روزی که انشاءالله ما شیعیان بجای نوروز به اعیاد اصلی شیعه اهمیت بدهیم.

خیلی ها می گویند:ما قبول می کنیم که چون شیعه هستیم نباید عید نوروز را قبول داشته باشیم ولی خودشان سفره هفت سین پهن می کنند و حاضر نیستند بخاطر خدای تعالی از یک عادت بی خود و بیهوده دست بردارند.اینگونه انسانها بدانند که قبول داشتن و دانستن بدون عمل به هیچ دردی نمی خورد.

کسانی که می خواهند جواب دلایل ما را بدهند در صورتی که جواب های بی اساس و بدون دلیل موجه به ما بدهند از آنها پذیرفته نخواهد شد.

در ساعات گفته شده در برنامه گوگل تالک انشاءالله برای چت منظرتان هستیم.لطفاً از هتک حرمت و ناسزا گفتن خودداری فرمایید.(در غیر این صورت طبق قوانین جرایم رایانه ای با اشخاص متخلّف برخورد خواهد شد!)

خوب اینبار مطالبی که عرض شد کمی طولانی بود،امیدواریم که به چیزهایی که گفته شد عمل کنید و بدانید که«متاع الدنیا قلیل»[سوره نساء آیه77]بهره دنیا اندک است واین دنیا جلسه امتحان است و بدانید که ما یک موجود ابدی هستیم و این صد سال دنیا ارزش این را ندارد که انسان تمام هست و نیستش را بر باد فنا بدهد.

(توجّه:قسمتی از مطالب این پست از کتاب«سیرالی الله»جلد3 صفحه152 الی 159 میباشد).

توجّه:لطفاً اگر می خواهید از مطالب این پست کپی برداری کنید منبع را ذکر کنید البته کپی برداری در صورتی که کوچکترین تغییر در مطالب ایجاد نشود حتّی بدون ذکر منبع نیز کپی برداری مجاز می باشد،در هر حال در صورت کپی برداری هرگونه تغییر شرعاً جایز نمی باشد.

منبع:

www.khodadost.blogfa.com


برچسب‌ها: عید نوروز , عید مصیبت , بدعت , روایات در ذم نوروز
+  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 7:0  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 
یک سؤال مهم:

چرا انسان در غفلت فرو می رود؟ وخواب غفلت چیست؟

«بسم الله الرحمن الرحیم»

دوستان لطفاً ما را بخاطر دیر شدن  بروز رسانی پایگاه ببخشید. امروز هم مثل خیلی از روز ها قصد داریم به پرسش و پاسخ بپردازیم و به یک سؤال مهم پاسخ بدهیم و بعد از آن هم قصد داریم یک جریان مفید و آموزنده برایتان نقل کنیم. راستی! متأسفانه ما هیچ سؤالی از شما عزیزان دریافت نکردیم،با این حال پایگاه "خدادوست" آماده پاسخ گویی به سؤالات اعتقادی شما می باشد.

خوب!حالا می رویم به سراغ بحث امروز درباره غفلت:

غفلت در اثر کم محبّتی و کم محبّتی در اثر کم معرفتی است پس باید معرفت را زیاد کرد.

علّت دیگر اینکه انسان زیاد به خواب غفلت فرو می رود این است که چشم او هرچه می بیند مر بوط به دنیا و مادّیات است. اگر شما خیلی تزکیه نفس کرده با شید و خالص و پاک باشید ممکن است از عالم ملکوت چیزی را ببینید والّا چشمانتان هرچه نگاه می کند چیز هایی است که جذبتان می کند،به فرش نگاه می کنید فرشهای گرانقیمت جذبتان می کند،ماشین آخرین سیستم جذبتان می کند،خانه بزرگ و مفصّل و زیبا،قیافۀ افراد و خلاصه اکثر دیدنیها،شنیدنیها،استشمامها،مخصوصاً اگر فکر انسان پست باشد جذبتان می کند و همین جذب کردن غفلتی است از معنویّات و حقایق و ملکوت.خواب غفلت همین است که انسان مجذوب چیزی شود که به درد دنیا و آخرتش نمی خورد و به  چیزی که باید متوجّه باشد،متوجّه نشود.مثلاً لازم است که کسی با شما حرف بزند یک نفر کنار او می ایستد و حواسش پرت می شود و با او حرف می زند در چنین موقعی آن شخص از شما غفلت کرده و به شما توجّه ندارد.در مورد مسائل معنوی نیز چنین غفلتهایی برای مردم زیاد پیش می آید. انسان گاهی توجّه و کمالش خوب است امّا طاقت نمی آورد. اینکه ما از امام زمانمان غافلیم،این غفلت تا شرح صدر پیدا نکنیم برای ما نعمت است،چون منفجر می شویم. فکر کنید که خدا به ما از رگ گردن نزدیکتر است،{سورۀ ق-آیه16}اگر انسان همیشه این طور متوجّه خدای رحمان و رحیم باشد منفجر می شود. تا آن ظرفیت  پیدا نشده غفلت نعمت می باشد. اوّل باید ظرفیّت را زیاد کرد بعد غفلت را بر طرف کرد.

منبع:کتاب سیرالی الله،جلد2،صفحه21

خوب! امید واریم از این مطلب به اندازه کافی بهره معنوی برده باشید.حالا قصد داریم جریانی در رابطه با بیداری شخصی از خواب غفلت برای شما نقل کنیم.

«جوجه های مادر مرده»

اومی گفت:

آن وقتها که با اتوبوس از قم به تهران می رفتیم و جاده قم و تهران هنوز آسفالت نشده بود،تقریباً حدود دامنه کوههای«حسن آباد»راننده اتبوس،ماشین را نگه داشت و از مسافرین اجازه گرفت که در وسط بیابان کنار جادّه دو رکعت نماز با سرعت بخواند و به سوی ما برگردد،ما مسافرین اگرچه می گفتیم حالا چه وقت نماز است ولی هر طوری بود چون او خیلی اصرار داشت همه اجازه دادیم که فوراً نمازش را بخواند و برگردد.وقتی به ماشین برگشت و پشت فرمان نشست من و اکثر اهل ماشین مایل بودیم که بدانیم اوبه چه جهت در اینجا نماز خوانده و اساساً این چه نمازی بوده که قبل از ظهر با آن همه اصرار لازم بوده حتماً آن را در این مکان بخواند،لذا من گفتم:جناب آقای راننده ممکن است بفرمائید این چه نمازی بود که شما در اینجا خواندید و چرا از میان این جادّه این محلّ مخصوص را انتخاب فرمودید؟! او گفت:در این مکان خدای تعالی مرا از خواب غفلت بیدار کرد. و من همیشه به شکرانه آن نعمت هر زمان به این محل می رسم،مقیّدم دو رکعت نماز شکر بخوانم.

من پرسیدم:چگونه خدای تعالی شما را در اینجا از خواب غفلت بیدار کرده است؟! او اوّل نمی خواست قضیّه اش را نقل کند ولی وقتی با اصرار من و سائرین مواجه شد و بخصوص وقتی که من به او گفتم:شاید قضیّه شما دیگران را هم از خواب غفلت بیدار نماید،گفت:

من تا چند سال قبل یک آدم بی بند و بار و غافل و مردم آزار عجیبی بودم،هیچ چیز مرا به یاد خدا نمی انداخت.تا آنکه یک روز اتفاقاً با ماشین سواری شخصی ولی تنها از اینجا عبور می کردم،به این مکان رسیدم.در اینجا سخت دچار فشار«ادرار»شدم لذا ماشین را در کنار جادّه پارک کردم و در کنار مزرعه ای که محصول گندمش را تازه جمع کرده بودند،نشستم و ادرار می کردم،ناگاه دیدم زنبور درشتی روی زمین نشست و دانه گندمی راکه در آنجا افتاده بود و از مزرعه باقی مانده  بود با دندان برداشت و به سوی سنگلاخهائی که تقریباً در دامنه آن کوه قرار گرفته حرکت کرد و رفت،من ناخودآگاه به فکر افتادم که زنبور با گندم چه ارتباطی دارد او گوشتخوار است و حتماً گندم را برای کار دیگری می خواهد.لذا با خود گفتم،لازم است که عقب او بروم و با سرعت عقب او رفتم دیدم در میان آن سنگلاخها گنجشکی مرده و دو جوجه تازه از تخم سر بیرون آورده به جای گذاشته که هر دوی آنها زنده هستند.آنها وقتی صدای وِزوِز بال زنبور را شنیدند دهان خود را باز کردند و آن زنبور دانه گندم را به دهان آنها انداخت و رفت و چیزی نگذشت که دوباره همان زنبور همین عمل را تکرار کرد من مدّتی در کنار آن جوجه ها نشسته بودم و آن زنبور مکرّر می رفت و گندم و یا هر خوردنی دیگری را می آورد و شکم این جوجه های گرسنه بی مادر را سیر می کرد.

همه اینها فریادهائی بود که از موجودیّت محبوبم،حضرت حقّ به سر من کشیده می شد و مرا از خواب غفلت بیدار می کرد.من در آن هنگام اشک می ریختم و با گریه و فریاد بر سر خود می زدم که چرا من تا این حدّ از این خدای مهربان که زنبور را برای زنده نگه داشتن جوجه گنجشکها مأمور می کند غافل بودم.

کور باد چشمی که تورا نبیند. و بدا به حال کسی که از محبّت تو در دلش چیزی نباشد و به خود خطاب می کردم و آهسته می گفتم و اشک می ریختم...(دراینجا شعری نقل شده است که بدلیل زیاد بودن شعر و مشکل بودن تنظیم ابیات از نوشتن آن خودداری می شود) ...و سپس دست به طرف آسمان دراز کردم و گفتم:ای محبوبم،عزیزم،خدای مهربانم،مرا ببخش و از گذشته ام صرف نظر فرما،تو که در گذشته بر من منّت گذاشته ای و مرا همه چیز داده ای،توئی که به من نیکی کرده ای و مرا از بدبختیها نجات داده ای،خدایا از این ساعت مرا از خود جدا نفرما،ای تو نعمت من و بهشت من،ای تو دنیای من و آخرت من،ای خدای مهربان یا الله.

بالأخره آن روز در کنار آن جوجه گنجشکها و حرکات آن زنبور که وجود خدا را کاملاً در آنجا حس می کردم به قدری نشستم و گریه کردم و سر به سجده گذاشتم و اشک ریختم و از محبوب تازه ام،یعنی خدای مهربان،عذر خواهی نمودم،که قلبم روشن شد و دانستم دیگر از خواب غفلت بیدار شده ام و باید برای نزدیک شدن به پروردگارم فعّالیّت کنم و حجابهای نورانی و ظلمانی را بر طرف نمایم و به سوی کمالات روحی پرواز کنم،لذا در آن روز به شکرانه این نعمت بزرگ دو رکعت نماز شکر خواندم و مقیّدم که هر زمان از این محل عبور می کنم دو رکعت نماز شکر بخوانم و از پروردگارم تشکّر نمایم.

 

+  نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر ۱۳۹۰ساعت 13:15  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

درپیشگفتارکتاب ملاقات با امام زمان(علیه السلام)نویسنده محترم می فرمایند:

من نمی دانم آنهائی که می گویند:درزمان غیبت نمی توان خدمت امام زمان(علیه السلام)رسید،یا اورادید،چه دلیلی دارند؟!

چرابایدکسی که دردنیازنده است ودربدن مادّی است ودارای گوشت وپوست واستخوان است ودرمیان مردم زندگی می کند،دیده نشود؟!

آیا این همه ازشیعیان وعلماءبزرگ واولیاءخدا،که آن حضرت رادیده اند،همه دروغ گفته اندوهمه رابایدتکذیب کرد؟!

آیا آنهائی که می گویند:آن حضرت دیده نمی شود،می دانندکه وقتی این ادّعاء بدون دلیل راشایع کردند،چه خدمتی به دشمنان آ ن حضرت نموداند؟!

آیا آنها می دانند،که اگرمردم مسلمان دردیدن آن حضرت به تردیدافتادند،یکی ازدلائل بسیارمحکم وقاطع دراثبات وجودمقدّس آن حضرت راازدست داده اند؟!

بعضی می گویند:درروایات آمده،که بایدمدعیان ملاقات با آن حضرت را تکذیب نمود،بایدازآنها سؤال کردکه: این روایات درکجا است؟

چرا ما آنهاراندیده ایم؟!

من آنچه تحقیق کرده ام،جزیک روایت به مضمونی که درزیرنقل می شود درکتب احادیث بیشتر وجودندارد،آن هم معنایش این نیست که این دسته خیال کرده اند.

من درایجا اصل روایت رابا آنکه درکتاب«مصلح غیبی»آن رانقل کرده ام ومعنایش راگفته ام بازهم دراینجایادآورمی شوم،تادوستان نادان ودشمنان دانا نتوانند ازاین مقوله حرف بزنند.

این روایت واین توقیع مقدّس،دروقتی که جناب«علی بن محمّدسمری»چهارمین نایب خاصّ حضرت«بقیّة الله»ارواحنافداه،می خواست ازدنیابرود،ازجانب آن حضرت واردشدکه اصل توقیع این است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«یاعلی بن محمّد السّمری اسمع اعظم الله اجر اخوانک فیک»فانّک میّتٌ مابینک وبین ستّة ایّام فاجمع امرک ولاتوص الی احدٍ فیقوم مقامک بعدوفاتک،فقد وقعت الغیبة التّامة فلاظهور الّا بعد اذن الله تعالی ذکره ذلک بعد طول الامد و قسوة القلوب وامتلاء الارض جوراً،وسیأتی شیعتی من یدّعی المشاهدة الا فمن ادّعی المشاهدة قبل خروج السّفیانی والصّیحة فهو کذّاب مفتر ولاحول و قوّة الّا بالله العلیّ العظیم...[بحارالانوارجلد52صفحه151وجلد53صفحه318]

ترجمه:

به نام خدادوند بخشنده مهربان

«ای«علی بن محمّد سمری!»گوشت رابازکن وکلامم رابشنوخدا اجر برادران شیعه تورا،درمصیبت تو زیادگرداند،تو تا شش روز دیگر خواهی مُرد،کارهایت راجمع کن ومسألۀ وکالت وجانشینی رابه کسی وصیّت نکن.زیرا غیبت کبری واقع شده وظهوری نیست مگربعداز آنکه خدا اذن دهد و این اذن خدا،بعدازمدّتهای طولانی وسخت شدن دلها وپرشدن زمین ازظلم وجور است.

وجمعی ازشیعیان می آیند و مدّعی مشاهده وارتباط بامارا می شوند،آگاه باش!که هرکس ادّعای مشاهده را قبل از خروج سفیانی وصیحۀ آسمانی بکند،دروغگو و افتراء زننده است وحول وقوّه ای نیست مگر متعلّق به خدای علیّ عظیم...».

شش روزبعد،نیمه شعبان بود،شیعیانی که توقیع ونامه شریف آن حضرت را دیده بودند،به خانه«علی بن محمّدسمری»رفتند،وی رادر حال جان کندن دیدند و او پس از چند لحظه ازدنیا رفت... . خدا رحمتش کند.

شما ای اهل انصاف!به مضمون این توقیع مبارک و موقعیّتی که ورود این توقیع دارد توجّه کنید،آیا جمله«الّا فمن ادّعی المشاهدة»یعنی:آگاه باشید،کسی که ادّعای مشاهدۀ امام زمان(علیه السلام)رابکند،برغیرازادّعاء نیابت خاصّه ای که نوّاب اربعه داشته اند دلالت دارد؟

آیا از ملاقاتهای اتّفاقی ویا در اثر توسّلات که بسیار اتّفاق افتاده وملاقات کننده،ادّعائی ندارد،منصرف نیست؟

پس چرابازهم،حتّی از بعضی اهل علم شنیده می شود،که آنها می گویند:در زمان غیبت کبری،نمی توان خدمت امام زمان(علیه السلام)رسید و او را ملاقات کرد؟!

مرحوم حاجی نوری در«نجم الثّاقب»نقل می کند که:

علّامه باورع و با تقوی مرحوم آخوند«ملّا زین العابدین سلماسی»که یکی از شاگردان مرحوم«سیّدبحرالعلوم»است فرمود:

«من درمحضر درس«سیدبحرالعلوم»بودم،که شخصی سؤال کرد:آیا امکان دارد،کسی در زمان غیبت کبری،حضرت صاحب الزّمان(علیه السلام)راببیند؟«سیّدبحرالعلوم»به او جواب نداد ولی من نزدیک اونشسته بودم،دیدم سرش را پائین انداخته و آهسته می گوید:چه بگویم؛درجواب او و حال آنکه آن حضرت مرا در بغل گرفته و به سینه خود چسبانده است».

من به منظورآنکه،بیهوده بودن این ادّعای غلط،یعنی:ممتنع بودن ملاقات با امام زمان(علیه السلام)را ثابت کنم!

وبه منظور آنکه دلیلی براثبات وجودمقدّس حضرت بقیة الله اواحنافداه از این راه اقامه نمایم.وبه منظور آنکه،دلهای شما خوانندگان محترم را،روشن کنم و شما را امیدوار به لقاء حضرت«ولیّ عصر»ارواحنافداه نمایم،تنها به جریاناتی که از نظر خودم قطعی است و یقین به واقعیّتش دارم،ازمیان هزارها نفر تشرّف وملاقات،به آنچه نقل می شود،اکتفا می کنم.

+  نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۹ساعت 10:27  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  |