خدادوست | اعیاد

خدادوست

مذهبی

                         
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لوليك الفرج
باسلام ورود شما به پایگاه مذهبی خدادوست را خوش آمد میگوییم و امیدواریم ازمطالب این وبلاگ مذهبی بهره معنوی کافی را ببرید. لازم به ذکر است که این پایگاه به هیچ وجه جزء آن دسته از وبلاگها نیست که فقط مناسبت ها را تبریک و یا تسلیت میگویند و هیچ مطلب مفیدی درآنها پیدا نمیشود، بلکه این پایگاه علاوه بر تبریک و تسلیت مناسبتها، مطالب مفید و ارزنده ای را در اختیار بازدید کنندگان قرار میدهد که بسیار در فضای مجازی کمیاب اند و برای استخراج آنها از آیات و روایات زحمات زیادی توسط علماء کشیده شده است. (توجه: کپی برداری از مطالب این پایگاه در صورت عدم تغییر در محتوای آن مطالب جایز است و از طرف ما الزامی به ذکر منبع (لینک) برای انتشار مطالب و تصاویر پایگاه وجود ندارد).

(توجّه: تبادل لینک در این پایگاه با تمامی وبلاگها و سایتهای پیرو قوانین جمهوری اسلامی باشند انجام میشود. در صورت تمایل به تبادل لینک ابتدا مارا بانام "خدادوست" یا "پایگاه خدادوست" لینک کنید، سپس از طریق نظرات یا از طریق ایمیل به ما اطّلاع دهید تا شما را لینک کنیم.)
باتشّکر از شما عزیزان.
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
حضرت فاطمه زهراء صلوات الله علیها
امام حسن مجتبی صلوات الله علیه
حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه
امام سجاد صلوات الله علیه
امام باقر صلوات الله علیه
امام صادق صلوات الله علیه
امام کاظم صلوات الله علیه
حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه
امام جواد صلوات الله علیه
امام هادی صلوات الله علیه
امام حسن عسکری صلوات الله علیه
حضرت بقیة الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء
حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت رقیه سلام الله علیها
حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت معصومه سلام الله علیها
حضرت اباالفضل علیه السلام
عید غدیر
عید جمعه(روز جمعه)
عید قربان
عید فطر
اعیاد
شهادتها
قالبهای مذهبی بلاگفا
سَداَن سبیل الله به چه معناست؟
تصاویری زیبابمناسبت فرارسیدن عیدغدیر
آیا ما برای ظهور آماده هستیم؟
وقوع یک جریان درتثبیت امامت و ولایت حضرت علی(ع)
چه دلیلی وجود دارد که نمازمان را اول وقت بخوانیم؟
مدایح علی بن ابیطالب(ع)از زبان رسول اکرم(ص)
قضای الهی بخاطر کنار گذاشتن علی بن ابیطالب ع
چندتصویرازمسجدجمکران
حوادث اتّفاق افتاده ازروزدوّم محرم تاروزعاشورا
یک شعربسیارزیبابرای حضرت زهرا(س)
ملاقات حاج محمدعلی با امام زمان(عج)
تصاویری زیبابمناسبت فرارسیدن ماه محرم
ملاقات علامه حلی با امام زمان(عج)
پخش زنده حرم هادروبلاگ خدادوست
رازسعادت مندی وموفّقیّت انسان چیست؟
آیاملاقات با امام زمان(ع)درزمان غیبت امکان دارد؟
مطالبی درباره ی حضرت محمّد(ص)وامام جعفرصادق(ع)
بهترین سرمایه آخرت
قالب آیة الله سیدحسن ابطحی برای وبلاگ بلاگفا
تصاویر مذهبی
پرسش و پاسخ
پرسش و پاسخ سوالات عمومی
روایاتی که یک مسلمان نیاز به دانستن آنها دارد.
نوروز بی اهمیت و بی ارزش است
وبلاگهای دیگر ما
معنی «سیّدة نساء العالمین»
معرفت
ماه محرم الحرام
تشرفات به محضر حضرت بقیة الله ارواحنافداه
انجام واجبات و ترک محرمات
استقامت و صبر در مقابل گناه
صراط مستقيم چيست؟
آيا آيه‏ اى درشناخت صراط مستقيم در قرآن وجود دارد؟
در محضر استاد
درمان صفات رذیله
مراحل تزکیه نفس
تاريكيهاى روح و صفات رذيله‏ ى آن
آیا کسی که مادرش سیّده است جزء سادات محسوب می شود؟
بررسی زمان آغاز امامت امام زمان (ارواحنافداه)
بررسی مفهوم رفع القلم (روایت احمد بن اسحاق)
عید نهم ربیع الاول
تابش انوار رسالت
17 ربیع الاول
بحث های علمی
بررسی مفاهیم روایت نهم ربیع الاول
زندگینامه حضرت ابولؤلؤ (رحمه الله)
متن کامل روایت احمد بن اسحاق (نهم ربیع)

««بسم الله الرحمن الرحیم»»

در روز های گذشته مطالب مختلفی درباره روایت احمد بن اسحاق قمی در خصوص نهم ربیع الاول بیان گردید و اینک با نزدیک شدن به نهم ربیع وقت آن فرا رسیده به بیان اصل روایت شریفه بپردازیم. (متن روایت از کتاب نهم ربیع، فضیلتها، شرافتها، می باشد.)

اما روایت عظیم الشّأنی که درباره این روز آمده است از این قرار است(1):

روایت شده از(2) محمد بن ابی‌علاء همدانی و یحیی بن محمد بن جریح بغدادی که گفتند: ما (در روز نهم ربیع الاول)(3) در مورد (روز به درک واصل شدن) پسر خطاب (دومی (لعنة الله علیه)) نزاع کردیم، ولی به جواب صحیح نرسیدیم، لذا (برای رسیدن به جواب صحیح) تصمیم گرفتیم که در شهر قم(4) به نزد احمد بن اسحاق قمی برویم که از خواص اصحاب امام هادی (و امام حسن عسکری (علیهما السلام)بود و به خدمت امام زمان (علیه السلام) نیز رسیده) بود. وقتی درب خانه وی را کوبیدیم، دختر عراقیه‌ای بیرون آمد، سراغ احمد بن اسحاق را از او گرفتیم.

گفت: او مشغول اعمال عید است و همانا که امروز، روز عید است.

گفتیم: سبحان الله، اعیاد نزد شیعه چهار روز باشند: عید فطر، عید قربان، عید غدیر و روز جمعه.

دختر گفت: احمد بن اسحاق از امام هادی (علیه السلام) روایت می‌کند امروز، روز عید است و بهترین عیدها نزد اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)و نزد شیعیانشان می‌باشد.(5)

گفتیم: اجازه بگیر تا به نزد احمد بن اسحاق بیاییم، چون که دختر او را خبر کرد، بیرون آمد درحالی که لُنگی بسته و عبائی بر خود پیچیده بود و بوی مُشک از او ساطع بود.

گفتیم: این چه حالت است که در تو مشاهده می‌کنیم؟

گفت: الآن از غسل عید فارغ شدم.

گفتیم: مگر امروز عید است؟ و آن روز نهم ربیع الاول بود.

گفت: بله و ما را به داخل خانه خود برد و بر روی کرسی نشانید و چنین گفت:

در مثل این روز (نهم ربیع الاول) که شما به نزد من آمده‌اید با جمعی از برادران خود تصمیم گرفتیم به حضور مولایم امام هادی (علیه السلام) در سامراء مشرّف شویم. چون اجازه گرفتیم و به خدمت آن حضرت رسیدیم، دیدیم آن حضرت مجلس خود را آراسته و مجمره در پیش خود گذاشته است و به دست مبارک خود عود در آن مجمره می‌اندازد و مجلس خود را مزیّن گردانیده است و بر غلامان و خدمتگزاران خود جامه های فاخر پوشانیده است.

عرض کردیم: یابن رسول الله! پدران و مادران ما فدای شما باد. آیا امروز شادمانی تازه‌ای برای اهل بیت (علیهم السلام) رخ داده است؟

حضرت فرمودند: به راستی کدام روز حرمتش از این روز نزد اهل بیت عظیم‌تر است؟(6) به درستی که خبر داد مرا پدرم (امام جواد (علیه السلام)) که «حذیفة بن یمان» در روز نهم ربیع الاول به محضر جدّم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مشرّف گردید.

حذیفه گوید: حضرت امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را دیدم که با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) غذا میل می‌فرمودند و آن حضرت به روی آنها تبسّم می‌نمود و به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) می‌فرمود:

بخورید! گوارا باد از برای شما برکت و سعادت این روز، به درستی که این روز، روزی است که حق تعالی در این روز دشمن خود و دشمن جدّ شما را هلاک می‌گرداند و در این روز دعای مادر شما(7) را مستجاب می‌فرماید.

بخورید (و شاد باشید) که قطعاً این روز، روزی است که خداوند متعال در آن اعمال محبّان و شیعیان شما را قبول می‌فرماید.

بخورید! که در این روز صدق گفته خداوند که می‌فرماید: (فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا)(8) ظاهر می‌گردد.

بخورید (و مسرور باشید) که قطعاً این روز، روزی است که در آن شوکت دشمن جدّ شما شکسته می‌شود.

بخورید که این روز، روزی است که در آن فرعون زمان اهل بیت من و ستم کننده بر آنها و غصب کننده حقّشان هلاک می‌شود.

بخورید که این روز، روزی است که خدای تعالی اعمال دشمنان شما را همانند ذرّات در هوا نابود می‌گرداند.

حذیفه گوید که: من عرض کردم: یا رسول الله! آیا در میان امّت شما کسی هست که (جرأت کند) این حرمتها را بشکند؟

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: ای‌حذیفه! بتی از مُنافقان بر آنها سر کرده خواهد شد و در میان امّتم ادعای ریاست خواهد کرد و مردم را به سوی خود دعوت خواهد کرد و تازیانه ظلم و ستم را بر دوش خود کشیده و مردم را از راه خدا منع خواهد کرد، کتاب خدا را تحریف خواهد نمود(9) و سنّت مرا تغییر خواهد داد و میراث فرزند مرا متصرّف خواهد شد،(10) خود را پیشوای مردم خواهد خواند و بر امام زمانش پس از من (علی بن ابی‌طالب (علیه السلام)) گردن کشی خواهد کرد و اموال خدا را به ناحقّ و حرام به چنگ خواهد گرفت در غیر طاعت خدا صرف خواهد کردو من و برادر من و وزیر من علی(علیه السلام)را به دروغ گویی متّهم خواهد کرد و دختر مرا از حقّش محروم خواهد ساخت، پسدخترم او را نفرین خواهد کرد وحقّ تعالی نفرین او را در این روز مستجاب خواهد نمود.

حذیفه عرض کرد: یا رسول الله! چرا دعا نمی‌کنید که خدای تعالی او را در زمان حیات شما هلاک گرداند؟

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: ای‌حذیفه! دوست ندارم جرأت کنم بر قضای الهی و از خدا تغییر امری را طلب نمایم که در علم او گذشته است، ولیکن از خدای عزوجل درخواست نمودم که برای آن روزی که خدا او (دومی (لعنة الله علیه)) را در آن روز هلاک می‌گرداند، فضیلت (بزرگی) بر سائر روزها قرار دهد تا آنکه احترام آن روز در میان دوستان و شیعیان اهل بیت من (علیهم السلام) سنّت گردد، پس خدای تعالی به من وحی فرمود که:

ای محمد! در علم من گذشته است که بر تو و اهل بیتت محنت های دنیا و بلاها و ستمهای منافقان و غصب کنندگان از بندگان من وارد می‌شود. آن کسانی که تو برای آنها خیرخواهی کردی، ولی آنها به تو خیانت کردند، تو آنها را مورد عنایت و توجّه قرار دادی و آنها با تو مکر کردند و از خودشان رذالت و پستی نشان دادند، تو با آنها راست و درست بودی و آنها با تو دشمنی کردند و تو آنها را خشنود ساختی، ولی آنها تو را تکذیب کردند و تو آنها را نجات دادی، ولی آنها تو را در گرفتاری‌ها تنها گذاشتند و من سوگند یاد می‌کنم به حول و قـوّه و سلطنت خود که باز می‌کنم به روی کسی که غصب کند حق علی (علیه السلام) را که وصی توست بعد از تو، هزار درب از پست ترین مکانهای فیلوق(11) را و او و اصحاب او را در قعر جهنّم جای دهم که شیطان بر او برتری و اشراف پیدا کند و او را لعنت کند و همانا من آن منافق را در قیامت برای فرعونهایی که در زمان پیغمبران دیگر بودند و نیز برای سایر دشمنان دین در محشر عبرت گردانم و قطعاً منافقان و دوستان آنها و جمیع ظالمین را به سوی جهنّم محشور می‌کنم با دیده های کبود و چهره‌های ترش و بانهایت ذلّت و خواری و پشیمانی و ایشان را تا ابد در عذاب خود نگه دارم.

ای محمد! وصی تو (امیرالمؤمنین (علیه السلام)) به منزلت تو نمی‌رسد مگر به آنچه که از بلاها بر او وارد می‌شود توسط فرعون آن عصر و غضب کننده حقّ او، همان کسی که جرأت می‌کند که با من در بیافتد و کلام مرا تغییر دهد و به من شرک آورد و مردم را از راه رضای من منع کند و (او) گوساله‌ای از برای امّت تو برپا می‌کند (یعنی ابوبکر (لعنة الله علیه)) و به من در تخت سلطنتی که مال (حجّت) من است (و او آن را غصب کرده) کفر می‌ورزد.

(آگاه باشید که) همانا من امر کرده‌ام ملائکه‌ام را در هفت آسمانم که برای شیعیان و محبّان شما عید بگردانند روزی را که آن (منافق) در آن قبض می‌شود و امر کرده‌ام ایشان را که کرسی کرامت مرا در برابر بیت المعمور نصب کنند و ثنا گویند بر من و استغفار نمایند برای شیعیان و محبّان شما از فرزندان آدم و (همچنین) امر کرده‌ام ملائکه نویسندگان اعمال را که تا سه روز قلم را از جرائم مردم بردارند و ننویسند خطاهایشان را، این کرامتی است از برای تو و وصی تو (علی (علیه السلام)).

ای محمد! همانا که من این روز را عید گردانیدم برای تو و اهل بیت تو و برای هرکسی که تبعیّت آنها را بکند از مؤمنان و شیعیانشان و قسم می‌خورم به عزّت و جلال و مقام و منزلتم که قطعاً من دوست می‌دارم هرکسی را که به خاطر من این روز را عید بگیرد، به او ثواب آنها که دور عرش را احاطه کرده‌اند داده می‌شود و قبول نمایم شفاعت او را نسبت به نزدیکان و محارمش و زیاد کنم مال او را اگر گشادگی دهد بر خود و عیال خود در این روز و هر سال در این روز صدها هزار نفر از موالیان و شیعیان شما را از آتش جهنّم آزاد گردانم و اعمالشان را قبول نمایم و گناهانشان را بیامرزم.

حذیفه گوید: پس رسول خدا (صلی الله علیه وآله) برخواست و به خانه ام السّلمه رفت و من برگشتم در حالیکه به کفر دومی (لعنة الله علیه) یقین کرده بودم. تا آنکه بعد از (شهادت) رسول خدا (صلی الله علیه وآله) (دیدم که) ریاست طلبی کرد و کفرش را ظاهر ساخت و از دین مرتدّ گشت و به سرعت مُلکی (که حق او نبود را) غصب کرد و قرآن را تحریف کرد و خانه وحی را آتش زد و سنت هایی را ابداع کرد (بدعت ساخت) و ملّت را تغییر داد(12) و سنت ها را (به بدعت) مبدّل ساخت و شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را ردّ کرد و حضرت فاطمه (علیها السلام) را تکذیب کرد و فدک را غصب نمود و مجوس و یهود و نصاری را (از خودش) راضی کرد و نور چشم پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) را به غضب در آورد و او را راضی ننمود و تمامی سنّت های (پیامبر (صلی الله علیه وآله)) را متغیّر ساخت و نقشه کشید که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به شهادت برساند و ستمگری را پدیدار کرد و آنچه را که خدا حلال کرده بود، حرام کرد و آنچه را که خدا حرام کرده بود، حلال کرد و مردم را وادار ساخت که از پوست شتران سکه زر بسازند(13) و سیلی زد به صورت کسی که پاک و بی‌گناه بود و غاصبانه و ظالمانه بر منبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بالا رفت و بر امیرالمؤمنین (علیه السلام) افترا زد و با او دشمنی کرد و پایبند و تابع فکر احمقانه‌اش بود. پس پروردگار متعال دعای سرورم (حضرت زهراء) (علیها السلام) را در حقّ آن منافق مستجاب گردانید و قتل او را به دست کشنده او (حضرت ابولؤلؤ) که رحمت خدا بر او باد مُحقّق ساخت. پس من به خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسیدم تا آن حضرت را تهنیت و مبارک باد گویم که آن منافق کشته شد و به منزلگاه انتقام و عذاب واصل گردید.

(پس چون) امیرالمؤمنین (علیه السلام) (مرا دیدند) فرمودند: ای‌حذیفه! آیا به یاد داری آن روزی را که آمدی به نزد سرور من رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و من و دو سبط اونزد او بودیم و با او غذا می‌خوردیم، پس ایشان تو را بر فضیلت این روز آگاه ساخت؟

(حذیفه گوید:) عرض کردم: بله، ای برادر رسول خدا.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: به خدا سوگند که این روز، روزی است که خدای تعالی در آن دیده آل پیامبر را روشن گردانید و همانا که من برای این روز هفتاد و دو نام می‌دانم.

 

««اسامی روز نهم ربيع الاول»»

حذیفه گوید: پس عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! دوست دارم که اسماء این روز را از شما بشنوم.

پس حضرت (علیه السلام) فرمودند:

1) «هذا يوم الاستراحة»، این روز، روز استراحت است.

2) «ويوم تنفيس الكربة»، روز زائل شدن كرب و غم است.

3) «ويوم الغدير الثاني»، روز غدير دوم است.(14)

4) «ويوم تحطيط الاوزار»، روز ریختن گناهان است.

5) «ويوم الخيرة»، روز خیر و برتری بسیار زیاد است.

6) «ويوم رفع القلم»، روز برداشته شدن قلم است.(15)

7) «ويوم الهدی»، روز هدایت است.

8) «ويوم العافية»، روز عافيت است.

9) «ويوم البركة»، روز بركت است.

10) «ويوم الثارات»، روز طلب خونهای (به ناحقّ ریخته شده) است.

11) «ويوم عيد الله الاكبر»، روز عيد بزرگ خدا است.

12) «ويوم اجابة الدعاء»، روز مستجاب شدن دعا است.(16)

13) «ويوم الموقف الاعظم»، روز موقف اعظم است.

14) «ويوم التوافي»، روز وفاي به عهد است.

15) «ويوم الشرط»، روز شرط است.

16) «ويوم نزع السواد»، روز كندن جامه سياه است.(17)

17) «ويوم ندامة الظالم»، روز ندامت ظالم است.

18) «ويوم انكسار الشوكة»، روز شكسته شدن شوكت (دشمنان دین) است.

19) «ويوم نفي الهموم»، روز از بین رفتن غم ‌هاست.

20) «ويوم القنوع»، روز فتح و پیروزی است.

21) «ويوم العرض»، روز آشکار شدن حقیقت است.

22) «ویوم القدرة»، روز (تجلّی) قدرت است.

23) «ويوم التصفح»، روز تأمّل و دقّت است.

24) «ويوم فرح الشيعة»، روز شادی شيعه است.

25) «ويوم التوبة»، روز توبه است.

26) «ويوم الانابة»، روز بازگشت (به سوي خدا) است.

27) «ويوم الزكاة العظمى»، روز زكات بزرگ است.

28) «ويوم الفطر الثاني»، روز فطر دوم است.(18)

29) «ويوم سيل النغاب»، روز اندوه ياغيان است.

30) «ويوم تجرع الريق»، روز فرو بردن آب دهان (با خیال آسوده) است.

31) «ويوم الرضا»، روز خشنودي (مؤمنان) است.(19)

32) «ويوم عيد اهل البيت»، روز عيد اهل بيت (علیهم السلام) است.

33) «ويوم ظفر بني اسرائيل»، روز پیروزی بني اسرائيل (بر فرعونیان) است.

34) «ويوم قبول الاعمال»، روز مقبول شدن اعمال (شيعيان) است.(20)

35) «ويوم تقديم الصدقة»، روز پيش فرستادن صدقات است.

36) «ويوم الزيارة»، روز زیارت کردن است.

37) «ويوم قتل المنافق»، روز قتل منافق است.

38) «ويوم الوقت المعلوم»، روز وقت معلوم است.

39) «ويوم سرور اهل البيت»، روز سرور اهل بيت (علیهم السلام) است.

40) «ويوم الشهود»، روز حضور یافتن و گواهی دادن است.

41) «ويوم القهر للعدو»، روز چیره گشتن بر دشمنان است.

42) «ويوم هدم الضلالة»، روز نابود شدن (بنيان) ضلالت است.

43) «ويوم التنبية»، روز آگاه شدن است.

44) «ويوم التصريد»، روز خنك شدن (دلهاي مؤمنان) است.

45) «ويوم الشهادة»، روز شهادت دادن است.

46) «ويوم التجاوز عن المؤمنين»، روز درگذشتن از (گناهان) مؤمنین است.

47) «ويوم الزهرة»، روز شکوفایی (بوستان اهل ايمان) است.

48) «ويوم التعريف»، روز شناساندن حقّ است.

49) «ويوم الاستطابة»، روز لذّت بردن حلال و نیکو است.

50) «ويوم الذهاب» روز نابود شدن (بنیان کفر و شرک و ضلالت) است.

51) «ويوم التسديد»، روز پرداخت غرامت است.

52) «ويوم ابتهاج المؤمن»، روز خوشحالی مؤمنان است.(21)

53) «ويوم المباهلة»، روز نفرین و لعنت کردن (بر دشمنان دین) است.(22)

54) «ويوم المفاخرة»، روز سر افرازی و برتری و بر خورد بالیدن است.

55) «ويوم قبول الاعمال»، روز قبولی اعمال است.

56) «ويوم التبجيل»، روز احترام و تکریم کردن است.

57) «ويوم اذاعة السر»، روز فاش كردن رازها (مطاعن دشمنان) است.

58) «ويوم النصرة»، روز ياري (مظلومان)(23) است.

59) «ويوم زيادة الفتح»، روز زیاد شدن گشادگی (در روزی و رحمت) است.

60) «ويوم التودد»، روز محبّت كردن (مؤمنان به یکدیگر) است.

61) «ويوم المفاكهة»، روز مزاح و شوخی است.(24)

62) «ويوم الوصول»، روز رسيدن (به رحمتهاي الهي) است.

63) «ويوم التزكية»، روز پاك شدن است.

64) «ويوم كشف البدع»، روز آشکار شدن بدعتها است.

65) «ويوم الزهد»، روز ترك وابستگی‌ها است.

66) «ويوم الورع»، روز پرهیزگاری و اجتناب از گناه است.

67) «ويوم الموعظة»، روز موعظه و نصيحت است.

68) «ويوم العبادة»، روز عبادت است.

69) «ويوم الاستسلام»، روز مطیع شدن است.

70) «ويوم السلم»، روز سلامتی (دين) است.

71)«ويوم النحر»، روز قربانی است.(25)

72)«ويوم البقر»، روز دریده شدن است.(26)

حذیفه گوید: سپس از نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) برخواستم و با خود گفتم: اگر از افعال خیر و آنچه که امید ثواب از آن را دارم، چیزی را درک نکنم، مگر (کسب) فضیلت این روز، این نهایت آرزوی من است.

پس محمد و یحیی راویان این حدیث گفتند: چون این حدیث را از احمد بن اسحاق شنیدیم، هر یک برخواستیم و سر او را بوسیدیم و گفتیم: حمد و شکر می‌کنیم خداوندی را که برانگیخت تو را از برای ما تا فضیلت این روز را به ما برسانی پس به خانه های خود برگشتیم و این روز را عید گرفتیم.(27)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1) - لازم به ذکر است که این روایت را حتّی کتبی که آن را ردّ کرده‌اند هم به طور کامل متذکّر نشده‌اند، از بیم آنکه مبادا مضمون جذّاب و قابل تأمّل و تبیینگر حقایق آن روی خوانندگان تأثیر مثبتی خلاف خواست آنها بگذارد و آنان به اهدافشان نرسند.

2) -  لازم به ذکر است ترجمه فوق که با دقّت فروان انجام شده است از متن عربی جلد 31 کتاب «بحارالانوار» علامه مجلسی (رحمة الله علیه) بر گرفته شده که ایشان نیز روایت مذکوره را از کتاب «المحتضر» (تألیف: حسن بن سلیمان حلّی رحمة الله علیه) نقل کرده‌اند.

3) - در انتهای روایت تصریح می‌شود که روز منازعه دو راوی این روایت، روز نهم ربیع الاول بوده است و احتمالاً دلیل منازعه آنان هم این بوده که یکی معتقد به درک واصل شدن دومی (لعنة الله علیه) در نهم ربیع الاول و دیگری معتقد به رخ دادن این واقعه مبارک در ماه ذی الحجه بوده است.

4) - از دلالت اقتضاء روایت دانسته می‌شود که روایان این حدیث در « قم » حضور داشته‌اند.

5) - برخی می‌گویند: هر شیعه‌ای می‌داند که با فضیلت ترین اعیاد نزد اهل بیت (علیهم السلام)، عید غدیر خم است و عبارت «أفضل الاعیاد» در روایات در مورد عید غدیر خم وارد شده است. در پاسخ می‌گوییم: هیچ اشکالی بر این تعبیر برای روز نهم ربیع الاول وارد نیست، زیرا : از این روز تعبیر به «غدیر ثانی» شده است ( که خواهد آمد) و همین تعبیر پاسخگوی هر تعبیری که برای این روز بشود و برای عید غدیر خم هم همان تعبیر در روایات دیگر استعمال بشود، خواهد بود و با توجّه به ارتباط تنگاتنگی که بین این دو روز (هجدهم ذی‌الحجه و نهم ربیع الاول) وجود دارد، تعجّبی حاصل نمی‌شود اگر هر دوی آنها به یک اندازه در نزد اهل بیت (علیهم السلام) دارای اهمیّت باشند.

6) - اگر گفته شود چگونه ممکن این روز حرمتش از دیگر روزها در نزد اهل بیت (علیهم السلام) بیشتر باشد و حال آنکه اعیاد بسیار بزرگ دیگری در نزد شیعه وجود دارند؟! گفته می‌شود که حرمت داشتن این روز در نزد اهل بیت (علیهم السلام) نشانه ارزش این روز در نزد خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) است و ضرری بر عظمت دیگر اعیاد بزرگ اسلام وارد نمی‌آورد.

و اگر گفته شود اعیاد بزرگی در اسلام هستند که مسلماً حرمتشان از این روز بیشتر است، گفته می‌شود: شما شارع دین نیستید که بخواهید تعیین بکنید چه روزی حرمتش بیشتر است و اگر دلیل و مدرکی بر این مدعی وجود دارد، آن را ارائه کنید.

7) - منظور نفرین حضرت زهراء (سلام الله علیها) درباره دومی (لعنة الله علیه) است که بعداً نقل خواهد شد.

8) - این خانه های آنها است که خالی گردیده به سبب ظلمهایشان.(سوره نمل، آیه 52)

9) - در روایت عبارت «یحرف کتابه» آمده است و منظور از تحریف که در ترجمه آمده است، منحرف کردن مطالب و احکام قرآن و به اصطلاح تحریف معنوی قرآن است، نه تحریف الفاظ قرآن، کما اینکه در روایات متعدّدی به آن اشاره شده است.

10) - منظور از میراث فدک نیست، بلکه منظور آن چیزهایی که پس از شهادت پیامبر ا کرم (صلی الله علیه وآله) به حضرت زهراء (سلام الله علیها) رسیده بوده است و آن دو ملعون در صدد گرفتن همه آنها بوده‌اند و بسیاری از آنها را هم گرفتند و بحث آن مفصّل است و در اینجا مجال بیان آن نیست.

11) - «فیلوق» از «فلق» گرفته شده است و گفته شده که مکانی است در اعماق جهنّم که اهل آتش از شدّت حرارتش پناه می‌جویند.

12) - منظور این است که امّت را متغیّر ساخت و باعث شد که همگی به جز عدّه‌ای اندک مرتدّ گردند.

13) - منظور این است که مردم به حلیه گری و حرام خواری کشاند.

14) - درباره تعبیر «الغدیر الثانی» که در این روایت آمده است، بعداً مفصلاً بحث خواهد شد.

15) - «رفع القلم» به معنای جواز گناه و یا دعوت به گناه نمی‌باشد، بلکه منظور فرصت بیشتر برای توبه است و شرح این مسئله خواهد آمد.

16) - «روز اجابت شدن دعا» را به دو صورت می‌توان تعبیر کرد و هر دو صورتش هم صحیح است. اوّل اینکه: چون دعای حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در این روز مستجاب گردیده است، این روز اینگونه نامگزاری شده است. و دوم اینکه: به خاطر اینکه این روز از حرمت بسیار بالایی در نزد خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) برخوردار است، می‌توان گفت که یکی از ایّامی است که دعا سریعتر اجابت می‌شود و فرصت بسیار مناسبی است برای شیعیان که حاجات خود از اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و به خصوص حضرت زهراء (سلام الله علیها) تقاضا نمایند.

17) - بدون شک ماه های محرم و صفر (غیر آن دو روزی که ایّام ولادت هستند)، ماه های بسیار پر مصیبتی هستند و در این دو ماه (با احتساب یکم ربیع الاول) هفت نفر از ائمه (علیهم السلام) به شهادت رسیده‌اند و شیعیان به مصیبتی بعد از مصیبتی گرفتار گشته‌اند ولی با آغاز ماه ربیع الاول (بهار ماه های قمری) و گذشت چند روز انتقام الهی از دشمنان اهل بیت آغاز می‌گردد و از نهم ربیع الاول تا پایان این ماه همگی سرور و خوشی است برای اهل بیت (علیهم السلام) و مؤمنین و عذاب و پستی و خواری است برای دشمنان خاندان عصمت و طهارت و بسیاری از دشمنان اهل بیت، به خصوص آن ملعون هایی که در واقعه کربلا نقش مؤثری داشته‌اند، در این ماه به لطف خدا به جهنّم واصل گشته‌اند. لذا بر شیعیان لازم است که در این ماه که ماه شادی اهل بیت (علیهم السلام) است شاد بوده و لباس غمی را که دوماه بر تن داشته‌اند با لباس شادی و مسرت تعویض نمایند. مولایمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: شیعیان ما در زمان هایی که ما خوشال و مسروریم، آنها هم خوشحال و مسروراند و در زمان های غم و ناراحتی ما، آنها هم ناراحت و اندوهگین‌اند.(بحارالانوار، جلد 10، صفحه 114)

18) - شاید منظور این باشد که روزه گرفتن در این روز صحیح نیست، کما اینکه برخی از علماء به آن اشاره کرده‌اند و در قبل بیان کردیم.

19) - کلمه مرکّب «یوم الرضا» که در روایات درمورد عید غدیر خم نیز آمده است، مربوط به آیه شریفه‌ای است که در روز عید غدیر خم (18 ذی‌الحجه) نازل شد که خدای تعالی می‌فرماید: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا»(سوره مائده، آیه 3)، امروز دینتان را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم و راضی گشتم که اسلام دین شما باشد. البتّه این در مورد عید غدیر خم است، ولیکن از آنجا که در این روز دشمن بزرگ خدا و اهل بیت به جهنّم و عذاب ابدی واصل گشته است، قطعاً پروردگار متعال هم خشنود است و می‌توان گفت منظور از «یوم الرضا» روز خوشنودی خدای تعالی است و اگر اینگونه تعبیر کنیم که منظور خوشنودی و راضی گشتن اهل بیت (علیهم السلام) و شیعیانشان است، از آنجا که خوشنودی اهل بیت (علیهم السلام) غیر از خوشنودی خدای تعالی نیست، معنای ذکر شده صدق می‌کند.

20) - پیامبر ا کرم (صلی الله علیه وآله) خطاب به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «إن ولايتك لاتقبل إلا بالبراءة من أعدائك وأعداء الائمة من ولدك» ولایت تو پذیرفته نمی‌شود مگر با بیزاری جستن از دشمنانت و دشمنان ائمه از فرزندانت.( كنزالفوائد، صفحه 185) با توجّه به اینکه شرط قبولی تمام اعمال ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است و در این باب روایات بسیاری نیز وارد شده است (بحارالانوار، جلد 27، صفحه 166، باب «أنه لاتقبل الأعمال إلا بالولایة»)، وقتی ولایت پذیرفته نشد، تمامی اعمال نابود می‌شوند و ذرّه‌ای از آنها باقی نمی‌ماند و شرط قبولی ولایت نیز برائت است و به عبارت دیگر مهر قبولی تمام اعمال ولایت و مهر قبولی ولایت برائت است. فلذا وقتی که شیعیان در این روز بزرگ از دشمنان اهل بیت بیزاری می‌جویند، پذیرش ولایتشان مقبول درگاه الهی شده و در نتیجه اعمالشان نیز پذیرفته می‌شوند.

21) - از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت شده است که درباره شیعیانشان فرمودند: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»(بحارالانوار، جلد 44، صفحه 287)، با خوشحالی ما آنها هم خوشحال می‌شوند و با حزن و ناراحتی ما آنها هم نارحت و محزون می‌شوند. لذا بر هر شیعه‌ای که خود را پیرو اهل بیت (علیهم السلام) می‌داند، لازم است به هر نحوی که در توانش هست، در ایّام شادی اهل بیت (علیهم السلام) اظهار شادی و سرور نماید و در ایّام حزن اهل بیت (علیهم السلام)، خود را محزون جلوه دهد.

22) - به یقین می‌توان گفت که این روز یکی از بهترین زمانها برای بیزاری جستن از دشمنان خاندان عصمت و طهارت است و اینکار، عملی است بسیار مورد رضایت خدای تعالی و اهل بیت (علیهم السلام)، البتّه به شرط آنکه در مکان مناسبی انجام شود و خلاف تقیّه نباشد.

23) - در بعضی از نقل های این روایت عبارت «یوم النصرة المظلوم» آمده است.

24) - البتّه مزاح و شوخی باید در آن حدّی که در شرع مقدّس اسلام اجازه داده شده است باشد، نه بیشتر! و قطعاً انجام اعمال زشت و شنیع و محرّمات و لاابالی گری، حتّی در این روز هم قبیح و موجب غضب پروردگار مهربان است و بعضی از افراد نافهم که در این روز مرتکب اعمال زشتی می‌شوند و سوژه به دست دشمنان می‌دهند، باید در محکمه الهی به خاطر اینکه شیعه را بدنام کرده‌اند پاسخگو باشند.

25) - «یوم النحر» یکی از اسامی عید قربان است و شاید دلیل ذکر آن به عنوان یکی از اسامی روز عید نهم ربیع الاول استحباب قربانی و بهره مند کردن مؤمنین از آن در این روز باشد، کما اینکه استحباب اطعام مؤمنین در این روز نقل شده است.

26) - کلمه «بَقر» به معنای دریده شدن و پاره شدن می‌باشد و دلیل ذکر آن به عنوان یکی از اسامی روز نهم ربیع الاول این است که هنگامی که دومی (لعنة الله علیه) سند فدک را پاره کرد، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) او را چنین نفرین فرمود که: «بقر الله بطنک کما بقرت کتابی»(الأنوار العلوية، صفحه 293)، خداوند شکمت را پاره کند آنچنان که نامه مرا پاره کردی و سر انجام به دست یکی از بندگان برگزیده خداوند این اتّفاق مبارک در روز نهم ربیع الاول رخ داد و دومی (لعنة الله علیه) همانگونه که حضرت زهراء (سلام الله علیها) او نفرین فرموده بودند شکمش به سختی پاره گشت و همان سبب وصولش به سقر شد و به همین سبب یکی از اسامی این روز «یوم البقر» یعنی روز دریده شدن می‌باشد.(تفصیل این جریان خواهد آمد)

27) - قال الشيخ حسن: نقلته من خط الشيخ الفيه علي بن مظاهر الواسطي، بإسناد متصل، عن محمد بن العلاء الهمداني الواسطي ويحيى بن محمد بن جريح البغدادي، قالا: تنازعنا في ابن الخطاب واشتبه علينا أمره، فقصدنا جميعا أحمد بن إسحاق القمي صاحب أبي الحسن العسكري (عليه السلام) بمدينة قم، فقرعنا عليه الباب فخرجت علينا صبية عرا قية، فسئلناها عنه، فقالت: هو مشغول بعيده، فانه يوم عيد، فقلنا: سبحان الله إنما الأعياد أربعة للشيعة: الفطر، والأضحى، والغدير، والجمعة، قالت: فان أحمد ابن إسحاق يروي عن سيده أبي الحسن علي بن محمد العسكري (عليه السلام) أن هذا اليوم يوم عيد، وهو أفضل الأعياد عند أهل البيت (عليهم السلام) وعند مواليهم، قلنا: فاستأذني عليه وعرفيه مكاننا، قالا: فدخلت عليه فعرفته، فخرج علينا وهو مستور بمئزر يفوح مسكا، وهو يمسح وجهه، فأنكرنا ذلك عليه. فقال: لا عليكما فاني اغتسلت للعيد قلنا أولا: هذا يوم عيد؟ قال: نعم وكان يوم التاسع من شهر ربيع الأول، قالا: فأدخلنا داره وأجلسنا. ثم قال... الخبر.(بحارالانوار، جلد 31، صفحات120 تا 129) و این روایت حدوداً به هشت طریق نقل شده است. (فصل الخطاب فی تاریخ قتل ابن الخطاب (لأبو الحسین الخوئینی)، صفحات 55 تا 59)

کپی برداری از این مطلب بدون تغییر و تصرف در مطلب جایز می باشد.

منبع: کتاب نهم ربیع، فضیلتها، شرافتها، صفحه 29.

تهیه و تنظیم:   www.khodadost.blogfa.com


برچسب‌ها: متن کامل روایت رفع القلم , نهم ربیع , غدیر ثانی , یوم البقر
+  نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴ساعت 13:47  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

«اسعد الله ایامکم سعیدا»

با سلام، عید بزرگ اسلام، عید امامت و ولایت، عید سعید غدیر خم را به محضر آقا و سرور و امام زمان عزیزمان حضرت بقیة الله (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همچنین تمامی شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

  يكى از بزرگترين حوادث تاريخ زندگى حضرت اميرالمؤمنين (علیه السلام) و بلكه از حوادث بزرگ تاريخ اسلام مسأله‏ نصب خلافت و يا تعيين جانشين براى رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) بوده است.
 زيرا همه‏ كارهاى اسلام بخصوص در دراز مدّت و بلكه تا روز قيامت مربوط به خلافت و امامت و ولايت بعد از رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) می باشد.
 دين مقدّس اسلام و بلكه اديان گذشته به اين مسأله فوق العاده اهميّت می داده‏ اند.
 حضرت موسى بن عمران (آنچنان كه در قرآن به كرّات آمده) در همان لحظه‏ اى كه خداى تعالى او را به نبوّت و رسالت مبعوث می كند، درخواست جانشين و خليفه براى خود كرده و «هارون» برادرش را به اين عنوان تعيين و او را از خداى تعالى درخواست می نمايد.
 رسول معظّم اسلام (صلی الله علیه وآله) نيز در همان روزهاى اوّل بعثت، در آن ميهمانى فاميلى، على بن ابی‌طالب (علیه السلام) را كه اوّل مؤمن به او است به عنوان جانشين خود معرّفى فرموده و او را براى خود مانند «هارون» براى موسى می داند. و از آن روز به بعد به هر مناسبتى كه پيش می آمد به اين مسأله‏ پر اهميّت، تلويحا و يا تصريحا اشاره می فرموده و بلكه در اذهان مردم مسلمان خلافت على بن ابی‌طالب (علیه السلام) را تثبيت می نمود.
 و بالاخره در آخر كار در روز هيجدهم ذی الحجّه در «غدير خم» در آن وقتى كه رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) از حجّة الوداع بر می گشت جبرئيل نازل شد و مهار ناقه‏ رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) را گرفت و به او از طرف پروردگار خطاب كرد كه:
 «يآ اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مآ اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ».
 اى رسول، از آزار مردم نترس، دستور مهمّى كه به تو داده‏ ام به مردم ابلاغ كن كه اگر آن را تبليغ نكنى وظيفه‏ ات را در تبليغ رسالت انجام نداده‏ اى و رسالتت را كامل نكرده‏ اى.
 لذا پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) در آنجا با آنكه منزلگاه خوبى نبود حتّى آب پيدا نمی شد و علوفه‏ اى براى حيوانات نبود توقّف كرد و امر الهى را اجرا نمود كه توضيح اين جريان اين است:
 خداى تعالى به رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) پس از حجّة الوداع دستور فرمود كه بايد فوراً على بن ابی‌طالب (علیه السلام) را به جاى خود در ولايت و امامت و جانشينى منصوب كند.
 رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) هم در «غدير خم» كه از آنجا مردم متفرّق می شدند همه را نگه داشت و اين امر الهى را به آنها ابلاغ فرمود.
 پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
 پر اهميّت‏ترين و با فضيلت‏ ترين اعياد امّت من روز غدير خم است، آن روز روزى بود كه خداى تعالى به من امر فرمود: برادرم على بن ابی‌طالب (علیه السلام) را براى رهبرى و هدايت امّتم بعد از خودم نصب كنم.
 آن روز روزى بود كه خداى تعالى دينش را در آن روز كامل فرمود و نعمتش را بر امّتم تمام نمود. و راضى شد كه اسلام براى امّت من راه و روش كاملى باشد سپس به مردم خطاب كرد و فرمود: اى مردم على از من است و من از على هستم. خداى تعالى او را از طينت من خلق فرموده است و او امام مردم است. بعد از من در اختلافاتى كه ممكن است بين آنها در خصوص سنّت من پيش بيايد على (علیه السلام) است كه آنها را براى مردم بيان می كند. او امير و فرمانده‏ى مؤمنين است. او يعسوب مؤمنين و بهترين وصيّين است. او همسر سيّده‏ زنهاى عالمين است. او پدر امامان هدايت‏كنندگان است.
 اى مردم كسى كه على (علیه السلام) را دوست داشته باشد من او را دوست دارم. و كسى كه على (علیه السلام) را دشمن داشته باشد من او را دشمن می دارم، كسى كه با على (علیه السلام) ارتباط داشته باشد من با او ارتباط خواهم داشت. و كسى كه با على (علیه السلام) قطع رابطه بكند من با او قطع رابطه خواهم كرد. و كسى كه به على (علیه السلام) جفا كند من به او جفا خواهم كرد. كسى كه على (علیه السلام) را ولىّ خود بداند من او را دوست می دارم و كسى كه دشمنى با على بن ابی‌طالب (علیه السلام) بكند من او را دشمن خواهم داشت.
 اى مردم من شهر حكمتم و على بن ابی‌طالب (علیه السلام) درب آن شهر است و هيچگاه نبايد كسى وارد شهرى بشود مگر آنكه از درب آن شهر وارد شود.
 دروغ می گويد كسى كه گمان می كند مرا دوست دارد و حال آنكه على را دشمن بدارد.
 اى مردم به خدائى كه مرا به پيغمبرى مبعوث كرده و از ميان جميع مردم مرا انتخاب فرموده قسم می خورم كه على را در روى زمين براى امّتم به اختيار خودم نصب نكرده‏ ام بلكه خداى تعالى نامش را در آسمانها ثبت كرده و بر ملائكه ولايتش را واجب نموده است.

 امام باقر (علیه السلام) فرمود: پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) جميع دستورات دينى را به مردم و به اصحابش فرموده بود غير از آنكه اعمال حج و ولايت را بيان نكرده بود. لذا پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) از مدينه به قصد حج حركت كرد جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و عرض كرد: اى محمّد (صلی الله علیه وآله) خداى تعالى به تو سلام می رساند و می گويد كه من پيغمبرى را از دنيا نبرده‏ام مگر آنكه بعد دينم را بوسيله‏ او كامل كردم و حجّتم را تأكيد كرده‏ ام.
 براى تو دو چيز واجب، هنوز باقى مانده كه لازم است آن دو چيز را به قومت برسانى.
 اوّل: تعليم فريضه‏ حجّ است.
 دوّم فريضه‏ ولايت و خلافت بعد از تو است.
 زيرا من زمينم را از حجّت هرگز خالى نمی گذارم خداى تعالى تو را امر می كند كه دستورات حج را به مردم بگوئى و خودت اعمال حج را انجام بدهى و كسانى كه استطاعت دارند از اطراف و اكناف با تو حج كنند و دستورات حج آنها را به آنها تعليم بدهى همان طورى كه نماز و زكات و روزه‏شان را به آنها تعليم داده‏ اى. لذا آن سال به دستور پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) تمام مردم مسلمان را خبر كردند و به آنها گفتند كه امسال پيغمبر خدا (صلی الله علیه وآله) قصد حج دارد و می خواهد دستورات حج را به شما تعليم دهد، همان طورى كه ساير احكام دين را به شما تعليم داده است. لذا پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) براى حج از مدينه خارج شد و مردم مقيّد بودند در اين سفر اعمال پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) را دقيقا ببينند و آنچه می كند و می گويد عمل نمايند.
 بيشتر از هفتاد هزار نفر از مدينه و اطراف مدينه در خدمتش بودند (تا آنجا كه می فرمايد:) وقتى كه پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) به ميان راه مكّه و مدينه رسيد جبرئيل از طرف پروردگار به آن حضرت نازل شد و عرض كرد: يا محمّد خداى تعالى به تو سلام می رساند و می فرمايد كه اجلت نزديك شده به تعهّدت، متعهّد باش و وصىّ خودت را معرّفى كن و مواريث نبوّت را به وصيّت و خليفه‏ ات تحويل بده. على بن ابی‌طالب (علیه السلام) را براى مردم راهنما قرار ده و عهد و ميثاق و بيعتت را با مردم تجديد كن و آنها را متذكّر ميثاقى كه با من بسته‏ اند بنما، و بخصوص آنها را به عهدى كه من با آنها بسته‏ ام در خصوص ولايت ولىّ خود و مولاى آنها و مولاى هر مؤمن و مؤمنه‏ اى يعنى على بن ابی‌طالب (علیه السلام) متذكّر نما، زيرا من تو را قبض روح نمی كنم مگر بعد از كامل كردن دينم و تمام كردن نعمتم به ولايت اوليائم. و دشمنى با دشمنانم.
 (تا آنجا كه می فرمايد:) سپس بار ديگر جبرئيل در مسجد خيف اين دستور را از طرف پروردگار به او رساند و بالاخره وقتى پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) در مراجعت به «كراع غميم» كه در بين مكّه و مدينه واقع است رسيد، جبرئيل براى مرتبه‏ سوّم بر آن حضرت نازل شد و همان مطالب را با قاطعيّت بيشترى بيان كرد پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: اى جبرئيل من از قومم می ترسم كه مرا تكذيب كنند و حرف مرا در خصوص على بن ابی‌طالب (علیه السلام) گوش نكنند. جبرئيل برگشت و پيغمبر به طرف مدينه حركت كرد وقتى به «غدير خم» كه سه فرسخ به «جحفه» مانده بود، رسيد و پنج ساعت از صبح گذشته بود و هوا بسيار گرم بود براى مرتبه‏ى چهارم جبرئيل نازل شد ولى اين دفعه اين آيه را هم نازل كرد و گفت: خدايت سلامت می رساند و می فرمايد:
 «يآ اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مآ اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ (فى علىّ) وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ» يعنى اى رسول آنچه كه به تو نازل شده است از طرف پروردگارت (در خصوص على بن ابی‌طالب (علیه السلام)) به مردم برسان و اگر اين كار را نكنى تبليغ رسالتت را نكرده‏ اى و خدا تو را از شرّ مردم نگه می دارد.
 آن روز جمعيّت به قدرى زياد بودند و عدّه‏ اى از آنها جلو رفته بودند كه اوائل جمعيّت نزديك «جحفه» رسيده بود. پيغمبر خدا (صلی الله علیه وآله) امر فرمود كه همه برگردند و آنهائى كه عقب مانده‏ اند برسند. و بالاخره پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) بوسيله‏ منادى اعلام فرمود كه همه جمع شوند و دستور فرمود از جهاز شترها مانند منبرى بسازند تا بر همه‏ مردم اشراف داشته باشند.
 پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) روى آن جهازهاى شتران ايستاد، حمد و ثناى الهى فرمود. (و ولايت و خلافت على بن ابی‌طالب (علیه السلام) را آن طورى كه در كتب شيعه و سنّى بلكه در تمام كتب تاريخ نوشته شده به مردم اعلام فرمود)
 مرحوم علاّمه‏ امينى در كتاب «الغدير» مشروح جريان را در يازده جلد كتاب نقل كرده است.و در كتب معتبره‏ اهل تشيّع و تسنّن اين قضيّه به نحو متواتر ذكر شده است.على (علیه السلام) فرمود:
 به خدا قسم رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) مرا در ميان امّتش جانشين خود قرار داد من حجّت خدا بعد از او در ميان مردم بودم خداى تعالى همان گونه كه مردم زمين را به ولايت من ملزم فرموده است اهل آسمانها را هم به ولايت من ملزم نموده است و تسبيح ملائكه در نزد خداى تعالى ذكر فضائل من می باشد.

اى مردم از من پيروى كنيد تا من شما را به راه راست هدايت كنم و به طرف راست و چپ منحرف نشويد كه گمراه می گرديد. اى مردم، من وصىّ پيغمبر شما و جانشين اويم من امير و فرمانده مؤمنينم و من راهنماى شيعيان به سوى بهشتم، من دشمنانم را به طرف جهنّم می رانم و من شمشير برّان عليه دشمنان خدايم و من رحمت خدا براى اولياء خدايم.

 سيّد بن طاووس (رحمه الله) نقل می كند كه اميرالمؤمنين (علیه السلام) فرمود: (حتی) پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) نوزده روز قبل از آنكه از دنيا برود به من امرفرمود كه من از محضرش به ميان مردم بروم و صدا بزنم و به مردم بگويم:
 همه آگاه باشيد كسى كه به اجير خود ظلم كند و اجر او را نپردازد بر او لعنت خدا باد. و نيز بگويم: همه بدانيد كسى كه ولايت غير مولاى خودش را داشته باشد و به اوامر مولاى خود توجّهى نكند لعنت خدا بر او باد و نيز فرمود بگويم:
 همه آگاه باشيد كسى كه ابوين خود را فحش بدهد و سبّ كند لعنت خدا بر او باد.
 من طبق دستور آن حضرت بيرون آمدم و آنچه پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرموده بود در ميان مردم اعلام كردم. «عمر» به من گفت: آيا براى آنچه كه به مردم گفتى توضيحى هم دارى؟ گفتم: خدا و رسولش داناترند. «عمر» و جمعى از اصحاب پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) حركت كردند و به خدمت رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) رسيدند و به پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) عرض كردند كه آيا براى آنچه على بن ابی‌طالب (علیه السلام) در ميان مردم اعلام فرمود تفسير و توضيحى هم هست يا خير؟
 پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: بله، من او را به اين اعلاميه امر كرده‏ ام. من به او گفته‏ ام بگويد كسى كه مزد اجيرش را نپردازد و به او ظلم كند بر او لعنت خدا باد. توضيحش اين است كه خداى تعالى در قرآن می گويد:
 «قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْرًا اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى» يعنى بگو اى پيامبر من در مقابل زحمات رسالتم اجرى از شما نمی خواهم مگر اظهار محبّت شما به نزديكانم.
 پس كسى كه به ما ظلم كند و اجر ما را نپردازد لعنت خدا بر او باد.
 و نيز من به على بن ابی‌طالب (علیه السلام) امر كردم كه در بين مردم ندا كند: كسى كه ولايت غير مولاى خودش را داشته باشد بر او لعنت خدا باد و خداى تعالى در قرآن می فرمايد:
 «اَلنَّبِىُّ اَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ» يعنى پيغمبر ولايتش بر مؤمنين از خود مؤمنين بيشتر است. و كسى كه من مولاى اويم على مولاى او است.
 پس كسى كه ولايت غير على را داشته باشد لعنت خدا بر او باد.
 و نيز من على بن ابی‌طالب (علیه السلام) را امر كردم كه در بين مردم اعلام كند و بگويد: كسى كه ابوينش را سبّ كند بر او لعنت خدا باد. و خدا را شاهد می گيرم و شما هم شاهد هستيد و می دانيد كه من و على دو پدر مؤمنينيم. كسى كه يكى از ما دو نفر را فحش دهد و سبّ نمايد لعنت خدا بر او باد.
 وقتى كه سخن پيغمبر به اينجا رسيد. مردم از جا حركت كردند و از خدمت پيغمبر بيرون آمدند: «عمر» صدا زد اى اصحاب محمّد، اى اصحاب محمّد، هيچگاه پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) درباره‏ ولايت على بن ابی‌طالب (علیه السلام) چه در غدير خم و چه در غير غدير خم به اندازه‏ اى كه امروز تأكيد فرموده تأكيد نكرده است.
 اما اصحاب رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) تنها به خاطر حبّ جاه و رياست و بعضى به خاطر حقد و حسد و عدّه‏ اى به خاطر كينه و دشمنى با آن حضرت نتوانستند ولايت على بن ابی‌طالب (علیه السلام) راپس از رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) تحمّل كنند.
 اگر در تاريخ به علل انحراف مردم از اين صراط مستقيم دقّت كنیم به خوبى متوجّه می شویم كه عمده‏ علّت اين انحراف، رياست‏طلبى، ضعف ايمان و حبّ دنيا بوده است كه اگر آنها نفس خود را تزكيه می كردند و همه‏ مسائل انحرافى را كنار می گذاشتند و افكار خود را اصلاح می كردند هيچگاه دچار يك چنين انحرافى به اين واضحى نمی شدند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تهیه و تنظیم:    www.khodadost.blogfa.com

برگفته از کتاب گرانقدر امیرالمؤمنین (علیه السلام) / نوشته: حضرت آیة الله استاد سید حسن ابطحی خراسانی (دام عزّه).


برچسب‌ها: عید غدیر خم , عید امامت , عید ولایت
+  نوشته شده در  جمعه دهم مهر ۱۳۹۴ساعت 6:40  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

«بسمه تعالی»

با سلام خدمت تمامی محبین و شیعیان خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام).

از یک ماه اخیر به دلیل مشکلاتی که برای سایت بلاگفا پیش آمده بوده موفق به بروز رسانی وبلاگ نگردیدیم و هدیه ای که برای نیمه شعبان نیز برای شما آماده کرده بودیم، نتوانستیم تقدیم نماییم. ولی برای جبران اکنون آن هدیه را به شما عزیزان تقدیم می نماییم.

هرچه از زمان آغاز ظهور صغرای امام عصر (ارواحنا فداه) می گذرد، انوار و تشعشعات وجود مقدّسش بیشتر و بیشتر می گردد و روز به روز نامش بیشتر از گذشته بر زبانها جاری می گردد. یکی از مسایل مهمی که در طول ظهور صغری و خصوصاً در دو سه دهه ی اخیر رخ داده است، تألیف صدها جلد کتاب دربارۀ وجود مقدّس امام زمان (اروحنا فداه) می باشد و به خاطر زیادتر شدن معرفتها سعی میشود بیشتر از «ارواحنا فداه» و یا «روحی فداه» پس از نام مقدّس آن امام عزیز استفاده شود و این عبارت در کتابها بارها تکرار می گردد. ولی تا کنون فونتی برای این عبارت ساخته نگردیده و یا اگر ساخته شده در دسترس همگان قرار نگرفته است و لذا در کتابها مکرر در مکرر عبارت «ارواحنا فداه» بصورت عادی تکرار می شود و به این سبب احتمالا مشکلاتی برای افراد تایپ کننده و یا خستگی در هنگام خواندن به دلیل طولانی بودن عبارت برای خوانندگان ایجاد می شود.

اکنون با تلاش هایی که صورت گرفت به لطف امام زمان (ارواحنا فداه) این فونت توسط محبّین امام زمان (ارواحنا فداه) ایجاد گردیده و امید است که از این پس در کتابها مورد استفاده قرار گیرد و ما و شما بیش از گذشته مورد الطاف مولایمان و ولی نعمتمان حضرت بقیة الله (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) قرار گیریم.

علائم فونت:

روحی فداه (جهت استفاده در متن) = کلید a

ارواحنا فداه (پر رنگ ویژه عنوانها) = کلید s

ارواحنا فداه (عادی جهت استفاده در متن) = کلید d

درضمن برای دیدن فونت قبل از آن کلید مخصوصی را برای آن تعیین کنید باید زبان فونت انگلیسی باشد.

دریافت فونت (کلیک کنید)

خب یک مطلب دیگر خدمت شما به عرض برسانیم که نقلش خالی از لطف نیست.

امسال کتابی بسیار پر محتوا و عالی با حجم کم پیش از نیمه شعبان درباره وجود مقدّس امام زمان (اروحنا فداه) تألیف گردید و در اطراف مسجد مقدّس جمکران البته در سطح محدود به محبین حضرت بقیة الله (صلوات الله علیه) که برای زیارت مسجد مقدّس جمکران از مکانهای مختلف آمده بودند هدیه داده شد.

این کتاب که عنوانش «برکات صاحب الزمان (ارواحنا فداه)» می باشد در سه بخش: 1) برکات امام زمان (ارواحنا فداه) در زمان غیبت و وظایف شیعیان-2) ارتباط با امام زمان (ارواحنا فداه)-3) صفات یاران امام زمان (ارواحنا فداه) و برکات زمان ظهور. - در 152 صفحه و بر مبنای آیات و روایات ناب تنظیم گردیده است.

ما به همه شما عزیزان توصیه می کنیم این کتاب را تهیه نموده و مطالعه نمایید، باشد معرفت و محبتتان به وجود مقدّس امام زمان (ارواحنا فداه) بیشتر گردد و زندگیتان با بردن نام او معطر گردد و نام مقدّسش لوح دلهایتان را از رذایل و ناپاکیها پاک گرداند.

اگر دوست عزیزی دارید و یا قصد انجام کار نیکی دارید می توانید این کتاب تهیه نموده و در میان اطرافیان و دوستان هدیه بدهید، این را بدانید که ثواب این کار مسلماً از ناهار و شام دادن بیشتر و باقی تر است و به عنوان یک باقیات الصالحات مهم برایتان کار سازی میکند. در ضمن این کتاب اولین کتابی است که از فونت بالا در آن استفاده شده است. این معرفی کتاب هم هدیه دیگری از ما به شما عزیزان بود و استفاده از آن بر عهده خودتان است. درضمن شماره مرکز پخش در تصویر زیر قابل مشاهده است.

(شماره مرکز پخش: 09192732254)

به امید ظهور موفور السرورش.

«اللهم عجل لولیک الفرج»


برچسب‌ها: فونت , امام زمان , ارواحنا فداه , فونت ویژه کتب مهدویت
+  نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 2:51  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اسعد الله ایامکم

ضمن عرض سلام خدمت همه عزیزان شیعه ولادت با سعادت رسول اکرم صلی الله علیه وآله و امام جعفر صادق علیه السلام را به محضر مولایمان حضرت بقیة الله ارواحنافداه و همچنین شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض مینماییم.


اما هدیه ما به شما عزیزان به این مناسبت:

«تابش انوار رسالت»

در سال 610 ميلادى مطابق با 27 رجب سال 6203 هبوط حضرت آدم؛ بهترين خلق خدا و محبوبترين موجودات نزد پروردگار متعال حضرت «خاتم انبياء» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله در مكّه به رسالت مبعوث شد.

او كه از جانب پروردگار متعال مأموريّت داشت كه مردم دنيا را بسوى خوشبختى و سعادت دعوت كند. در آن روز حدود چهل سال و سه ماه و ده روز از عمر شريفش مى‏ گذشت.

قرآن و حقايق آن، كه در حقيقت حكمت و شناخت حقائق اشياء بود، مانند درياى بى‏ نهايتى در قلب بزرگ و مقدّسش موج مى‏ زد.

در آن روز بشريّت لياقت پيدا كرده بود كه از اين آب زلال حيات كم‏ كم استفاده كند و به تدريج آيات قرآن بوسيله‏ او بر مردم نازل مى‏ شد.

خداى تعالى در آن روز با كلمه‏ «بخوان» به اسم پروردگارت كه تو را خلق كرده بخوان، او را به خواندن آيات و علوم قرآن بر مردم وادار فرمود و درى از حقايق قرآن در آن روز به روى بشر باز شد كه:


مشروح قصّه از اين قرار بود.


در چهل سال قبل از اين تاريخ، كه مردم جزيرة العرب در بدبختى و جهل زندگى مى‏ كردند و كاسه‏ صبرشان بخاطر رسومات غلطشان لبريز شده بود در خانه‏ اى پر از صفا و محبّت «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله متولّد شد كه قبل از تولّد، پدر را از دست داده و مادرش تنها در آن خانه زندگى مى‏ كرد.

در آن سال «ابرهه» با لشگرش كه اكثرا سوار فيل شده و براى خراب كردن خانه كعبه آمده بودند. خداى تعالى بخاطر بركت وجود اين نوزاد آنها را بوسيله‏ «ابابيل» و سنگريزه‏ هائى از «سجّيل» كه به منقار داشتند هلاك كرد و اين مسأله‏ مهم، مبدأ تاريخ آن زمان گرديد.

در آن سال يعنى سال اوّل عام‏ الفيل شياطين كه مى‏ توانستند تا آسمان چهارم بروند و از اسرار عالم اطّلاع پيدا كنند، از همه‏ آسمانها منع شدند و با تير شهاب، ملائكه آنها را تعقيب نمودند.

در آن سال يعنى در لحظه‏ تولّد آن حضرت تمام بتهائى كه مردم آنها را مى‏ پرستيدند، به رو به روى زمين افتادند و سقوط خود را اعلام كردند.

در آن سال يعنى زمان تولّد آن حضرت ساختمان و قصر پادشاه ابرقدرت ايران «كسرى» بلرزيد و ايوان آن قصر آنچنان كه هنوز هم اثرش باقى است، شكست خورد.

در آن سال يعنى آن ساعتى كه آن حضرت متولّد شد تخت پادشاهان دنيا سرنگون گرديد و سلاطين از ترسشان لال شده بودند.

در آن سال و در آن روز سحر ساحران و علم كاهنان باطل شد و اطّلاعات آنها لااقل براى مدّتى قطع شده بود.

حضرت «آمنه» مادر آن حضرت مى گفت: وقتى به او حامله بودم احساس سنگينى حمل را نمى‏ كردم و به خدا قسم وقتى پسرم متولّد شد، دستها را روى زمين گذاشت و سرش را به طرف آسمان بلند كرد و به اطراف آن نگاه مى‏ كرد و به وحدانيّت خدا لبهايش در حركت بود كه ناگهان از او نورى ساطع شد و همه چيز و همه جا روشن گرديد و با كمال تعجّب در آن نور قصرهاى شام را مى‏ ديدم.

او مى‏ گفت: در ميان آن روشنائى صدائى شنيدم كه مى‏ گفت: اى «آمنه»! تو زائيدى بهترين خلق خدا را، نام او را «محمّد» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله بگذار. يعنى پسنديده‏ خدا و پسنديده‏ خلق.

امام صادق عليه‏ السلام فرمودند: زمانى كه «رسول اللّه» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله متولّد شد چشم مادرش آمنه باز شد و او سفيدى ساختمان هاى فارس و قصرهاى شام را ديد.

حضرت آمنه مى‏ گفت: وقتى آن نوزاد را نزد حضرت «عبدالمطلب» پدربزرگش بردند و آن حضرت وقتى او را ديد به او محبّت كرد و در آغوش من او را گذاشت و او را به من سپرد و دست به دعا برداشت و گفت:

الحمدللّه الّذى اعطانى

هذا الغلام الطيب الاردان

  قد سادفى المهد على الغلمانِ

يعنى سپاس خدائى را كه اين پسر پاك و پاكيزه را به من عطاء فرمود. پسرى كه در گهواره آقاى سائر پسران است.

و سپس او را از من گرفت و به اركان كعبه (يعنى چهارگوشه‏ كعبه) ماليد و او را در پناه خداى تعالى قرارش داد.

ممكن است بگوئيد در اين جريان چرا نامى از پدر بزرگوار «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله نمى‏ بريد؟

بايد بگوئيم كه:

حضرت «عبدالله» پدر پيامبر اسلام وقتى كه فرزندش در رحم مادر پنج ماهه بود. در مدينه در سفر شام كه براى تجارت رفته بود از دار دنيا رحلت فرمود و در محلّى به نام «دار النابغه» او را به خاك سپردند.

حضرت «عبدالله» آن روز كه در مدينه وفات كرد 25 ساله بود، جوان بود و به قدرى زيبا بود كه حدود دويست دختر و زن عاشق او بودند كه وقتى او با آمنه ازدواج كرد آنها از حسرت، فوق‏ العاده ناراحت شده بودند.

او به قدرى نزد همه عزيز بود كه وقتى حضرت «عبدالمطلب» خواست به نذرى كه در وقت حفر و ترميم چاه زمزم كرده بود عمل كند، يعنى اگر ده پسر خداى تعالى به او بدهد يكى را در راه خدا قربانى نمايد و قرعه به نام «عبدالله» افتاده بود، همه به دست و پاى «عبدالمطلب» افتادند و گفتند: تا جائى كه براى ما ممكن است نمى‏ گذاريم او را قربانى كنى.

ولى حضرت «عبدالمطلب» اقرار مى‏ كرد كه به تعهّدش عمل كند، بالاخره بنا شد كه بين ده شتر و «عبدالله» قرعه بكشند، باز هم به نام «عبدالله» قرعه افتاد، بر شتران افزودند تا به صد شتر رسيدند و قرعه بين صد شتر و «عبدالله» كشيدند، اين بار به نام صد شتر قرعه اصابت كرد و صد شتر را فداى «عبدالله» كردند و همه‏ مردم شادمانى نمودند.

لذا حضرت «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله يتيم متولّد شد و حضرت «عبدالمطلب» و حضرت «ابوطالب» متكفّل او بودند.

بالاخره وقتى حضرت «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله در شب جمعه هفدهم ربيع الاوّل قبل از طلوع صبح متولّد شد، رو به كعبه به سجده افتاد و دو دستش را بلند كرد و با خداى تعالى مناجات مى‏ كرد و «لااله الاّ اللّه» مى‏ گفت، كه ناگهان ابر سفيدى از آسمان پائين آمد و مثل هاله‏ اى از نور او را در برگرفت و در فضا صدائى بلند شد و به جمعى كه ظاهرا ملائكه بودند گفته مى‏ شد كه: او را به مشرق و مغرب و درياهاى زمين بگردانيد تا همه او را بشناسند و نام او را بدانند و صفات آن حضرت را درك كنند. پس از چند لحظه آن ابر برطرف شد حضرت آمنه فرزندش را روى حرير خزى در لباس سفيدى مشاهده كرد و ديد سه كليد مرواريد در دست دارد و همان صدا طنين انداخته و مى‏ گويد كه: «محمّد» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله كليد نصرت و رحمت و نبوّت را در دست گرفته است.

سپس ابر ديگرى او را در برگرفته و زمانش بيشتر از قبل به طول انجاميد و باز همان صدا بلند شد و مى‏ گفت: حضرت «محمّد» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله را به شرق و غرب بگردانيد و در معرض ديد روحانيّين از جنّ و انس قرار دهيد و حتّى پرندگان و درندگان او را ببينند و به او صفاء حضرت آدم و رقت حضرت نوح و خلت حضرت ابراهيم و زبان حضرت اسماعيل و جمال حضرت يوسف و بُشراى حضرت يعقوب و صوت حضرت داود و زهد حضرت يحيى و كرامت حضرت عيسى را بدهيد و به اين اوصاف او را معرّفى كنيد.

وقتى اين ابر برطرف شد حضرت آمنه ديد اين بار «پيغمبر اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله پارچه‏ اى كه از حرير سفيد محكمى بافته شده در دست گرفته و همان صدا طنين انداخته و مى‏ گويد: «محمّد» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله دنيا و آنچه در دنيا است، همه‏ اش را در دست گرفته و در قبضه‏ خود قرار داده است.

ضمنا چون حضرت آمنه شير كافى براى حضرت «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله نداشته به همين جهت براى او دايه‏ اى پيدا كردند به نام «ثوبيه» كه قبلاً كنيز ابولهب بوده و آزاد شده بود. سه ماه به آن حضرت شير داد و سپس او را به «حليمه سعديه» سپردند كه او آن حضرت را شير دهد و نام شوهرش «حارث» بود.

وقتى «پيامبر اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله به خانه‏ «حليمه‏ سعديه» وارد شد، درهاى رحمت و بركت الهى به روى آنها باز شد (كه در كتب مفصّله شرح حكاياتش را داده‏ اند).

حضرت آمنه شش سال بعد از تولّد حضرت «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله به خدمت حضرت «عبدالمطلب» رسيد و عرض كرد: دائى‏ جان! اگر اجازه بدهيد مى‏ خواهم به مدينه كه اقوام و خويشاوندانم در آنجا هستند بروم و پسرم را هم با خود ببرم تا اقوامم او را زيارت كنند.

حضرت «عبدالمطلب» كه پيرمرد صد و بيست ساله‏ اى بود و كفالت حضرت «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله را به عهده داشت به آمنه اجازه داد و او «پيغمبر اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله را برداشت و با «امّ ايمن» كه دايه‏ «پيغمبر اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله بود بسوى مدينه روانه شد و در محلّه‏ «دار النابغه» كه حضرت «عبدالله» در آنجا دفن شده بود يك ماه سكونت نمود و اقوام و خويشان خود را ديد و در برگشتن به مكّه در توقّفگاه «اَبْوا» كه بين راه مكّه و مدينه است «آمنه» مريض شد و وفات كرد و امّ‏ ايمن «پيغمبر اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله را به مكّه به نزد «عبدالمطلب» برگرداند.

وقتى چشم حضرت «عبدالمطلب» به حضرت «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله افتاد كه در سنّ شش سالگى مادر مهربانش را هم از دست داده به او بيشتر از قبل محبّت نمود و لحظه‏ اى او را تنها نمى‏ گذاشت و از او با كمال مهربانى پذيرائى مى‏ كرد.

ولى متأسّفانه پس از دو سال حضرت «عبدالمطلب» در مكّه وفات كرد و حضرت «ابوطالب» عليه‏ السلام كه عموى آن حضرت بود با كمال محبّت و ايمان متكفّل فرزند «عبداللّه» يعنى «پيغمبر اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله كه هشت ساله بود گرديد.

حضرت «ابوطالب» او را از فرزند خود بيشتر دوست مى‏ داشت و براى او احترام خاصّى قائل بود. لذا وقتى او دوازده ساله شد و حضرت «ابوطالب» مى‏ خواست به سفر شام براى تجارت برود حضرت «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله از عمويش «ابوطالب» سؤال كرد كه: پس مرا به كه مى‏ سپاريد؟ حضرت «ابوطالب» گريه كرد و گفت: عزيزم تو را با خودم مى‏ برم. بعضى از اقوام حضرت «ابوطالب» به او گفتند: او هنوز كوچك است و نمى‏ تواند زحمت سفر را تحمّل كند. حضرت «ابوطالب» فرمود: به هيچ وجه من نمى‏ توانم از او جدا شوم، او را بسيار دوست مى‏ دارم.

لذا وسائل مسافرت را تهيّه كرد و شتر آن حضرت را هميشه مقابل چشم خود قرار مى‏ داد كه مبادا آسيبى به آن حضرت برسد و در بيابان هائى كه آفتاب بود ابرى پيدا مى‏ شد و بر سر آن حضرت سايه مى‏ افكند.

در اين سفر قضيه‏ جالبى اتّفاق افتاد.

وقتى اهل قافله به شهر «بصرا» كه اوّل شهر از شهرهاى شام بود رسيدند، ديدند شخصى به نام «جرجيس» كه لقبش «بُحيرا» بود از صومعه‏ خود بيرون آمد و به آن حضرت نگاه كرد و گفت: اگر كسى كه من او را مى‏ طلبم وجود داشته باشد تو هستى.

«بحيرا» مردى بود كه فوق‏ العاده اهميّت اجتماعى داشت، انوشيروان شاه ابرقدرت ايران به او نامه مى‏ نوشت و براى او احترام خاصّى قائل بود.

«بحيرا» در كتب انبياء گذشته اوصاف «پيامبر اسلام» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله را ديده بود و مى‏ دانست كه روزى پيغمبر اسلام از صومعه‏ او عبور خواهد كرد و با او ديدار خواهد نمود، او مكرّر به بام صومعه مى‏ رفت و به راه مكّه نگاه مى‏ كرد و آرزو و انتظار موكب همايونى آن حضرت را مى‏ كشيد.

در آن روز كاروانى را ديده بود كه مى‏ آيند و ابر سفيدى بر سر آنها سايه انداخته است. «بحيرا» از اين علامت متوجّه شده بود كه محبوب و مقصود او بايد در اين كاروان باشد. اينجا بود كه «بحيرا» از صومعه بيرون آمد و در ميان قافله رفت و با كسى حرف نزد وقتى به محضر حضرت «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله رسيد و متوجّه شد كه ابر بر سر او سايه انداخته و درخت خشك خرما به بركت وجود آن حضرت سبز شده و ميوه آورده است. به صومعه برگشت و طعامى براى آن حضرت آورد و گفت: محافظ و ولىّ اين پسر كيست؟ حضرت ابوطالب فرمود: منم. «بحيرا» پرسيد: تو با او چه نسبت دارى؟ حضرت ابوطالب فرمود: من عموى اويم. «بحيرا» گفت: او عمو هاى زيادى دارد، تو كدام يك از آنها هستى؟ حضرت ابوطالب فرمود: من برادر پدر او هستم از يك مادر و پدر. «بحيرا» گفت: من يقين دارم كه او همان كسى است كه من انتظارش را مى‏ كشيدم، اگر اين چنين نباشد من «بحيرا» نيستم! سپس بحيرا به ابوطالب گفت: اجازه مى‏ دهى كه اين غذا را براى او ببرم؟ ابوطالب اجازه داد و به «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله گفت: پسرم اين مرد دوست دارد كه تو را احترام كند از طعام او دورى نكن «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله به بحيرا فرمود: همه‏ اهل كاروان مى‏ توانند از اين غذا استفاده كنند يا تنها آن را براى من آورده‏ اى؟ بحيرا گفت: خير فقط شما مى‏ توانيد از آن استفاده كنيد چون آنقدر زياد نيست كه همه بتوانند از آن بخورند.

«پيغمبر اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله فرمود: من بدون اين جمعيّت غذائى را نمى‏ خورم. بحيرا گفت: من چه كنم بيشتر از اين غذا ندارم و نمى‏ توانم تهيّه كنم «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله فرمود: تو اجازه بده كه اين خوردنى را من با آنها تقسيم كنم. بحيرا گفت: شما مجازيد. حضرت «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله همه‏ اهل كاروان را كه صد و هفتاد نفر بودند دعوت كرد و همه را از آن غذاى كم خورانيد و همه سير شدند و بحيرا به آن منظره با تعجّب نگاه مى‏ كرد سپس بحيرا جلو رفت و سر و صورت آن حضرت را بوسيد و گفت: به خداى مسيح قسم تو همانى كه من انتظارش را مى‏ كشيدم، ولى مردم نمى‏ فهمند.

يكى از اهل كاروان به بحيرا گفت: ما از كنار اين صومعه زياد عبور كرده و توقّف نموده‏ ايم تو تا بحال ما را اينگونه اكرام نكرده بودى اين دفعه چه شده كه اين چنين اكراممان مى‏ كنى؟!

بحيرا گفت: آنچه را كه من مى‏ دانم و مى‏ بينم شما نمى‏ دانيد و نمى‏ بينيد، زير اين درخت پسرى نشسته كه اگر آنچه را من از او مى‏ دانم شما مى‏ دانستيد او را بر دوش خود سوار مى‏ كرديد و مى‏ برديد و من اين دفعه شما را بخاطر او اكرام و احترام كرده‏ ام. من نورى در مقابل او بين زمين و آسمان مى‏ بينم. اين ابر سفيد كه به هيچ وجه سايه‏ اش را از سر او برنمى‏ دارد علامتى براى صحّت گفتار من است. و اين درخت كه به بركت او سبز شده و برگ كرده و ميوه داده از علائم پيغمبرى است كه از مكّه خروج مى‏ كند و او از اولاد اسماعيل است.

سپس رو به «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله كرد و گفت: از تو سه سؤال مى‏ كنم به حقّ «لات» و «عزّى» به من جواب بده. «رسول اكرم» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله از اين دو اسم ناراحت شد و فرمود: با اين اسمها از من سؤالى مكن. زيرا من كسى را مانند آنها دشمن نمى‏ دارم. بحيرا او را به خداى تعالى قسم داد و مطالبى بين آنها از قبيل آنچه مربوط به رسالت آن حضرت بود از خواب و بيدارى و مطالبى كه در كتب سابقين نوشته شده بود ردّ و بدل شد و سؤالاتش را مطرح كرد و پاسخ شنيد و با آنچه مى‏ دانست آنها را تطبيق كرد همه را صحيح و درست ديد. لذا به پاى آن حضرت بوسه زد و گفت: تو همانى كه عرب و عجم خواهى‏ نخواهى از تو پيروى مى‏ كنند و بتها «لات» و «عزّى» را مى‏ شكنى و مكّه را مالك مى‏ شوى و سلاطين در مقابلت خاضع خواهند شد و من اگر زنده باشم و بعثت تو را درك كنم مثل يك سرباز در مقابلت شمشير مى‏ زنم. و روزى كه تو متولّد شدى زمين از خوشحالى خنديد و تا قيامت خندان خواهد بود و شياطين و اصنام بگريستند و تا روز قيامت گريان خواهند بود. سپس رو به حضرت ابوطالب كرد و گفت: بايد در حفظ و حراست او كوشش كنى. زيرا او دشمن زيادى خواهد داشت. يهود و نصارى با او دشمن‏ اند، اگر او را بشناسند به او صدمه خواهند زد.

بالاخره حضرت ابوطالب با كاروان بسوى شام حركت كرد، مردم شام كه كم‏ كم وصف «پيغمبر اسلام» صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله را شنيده بودند به ديدن او مى‏ آمدند راهبى به نام «نسطورا» سه روز متوالى به محضر آن حضرت مى‏ آمد و با كسى حرف نمى‏ زد، فقط به آن حضرت نگاه مى‏ كرد، روز سوّم حضرت ابوطالب از او پرسيد: تو اينجا چه مى‏ خواهى؟ راهب گفت: مى‏ خواهم بدانم اسم اين جوان چيست؟ حضرت ابوطالب گفت: اسم او «محمّد بن عبدالله» است وقتى راهب اين نام مقدّس را شنيد از كثرت محبّت رنگ از صورتش پريد و اشك از ديدگانش ريخت و درخواست كرد كه پشت نازنين آن حضرت را ببيند. حضرت ابوطالب وقتى لباس را از پشت آن حضرت كنار زد و آن راهب مُهر نبوّت را بر دوش آن حضرت ديد بوسه‏ اى بر كتف آن حضرت زد و گفت: اى ابوطالب او را هر چه زودتر به وطن برسان كه او دشمنان زيادى دارد و تا آن حضرت در شام بود «نسطورا» طعامى براى آن حضرت مى‏ آورد و روز حركت پيراهنى هديه براى آن بزرگوار آورد كه ابوطالب آن را براى آن حضرت نپذيرفت ولى بخاطر آنكه آن راهب بدش نيايد خودش پوشيد و از شام بسوى مكّه حركت نمودند.

مردم مكّه و تمامى قريش به استقبال آنها آمدند كه من جمله ابوجهل بود كه در حال مستى به استقبال آمده بود.

منبع:

کتاب رسول اکرم صلی الله علیه وآله، نوشته: حضرت آیة الله استاد سید حسن ابطحی، صفحات 12 تا 25.


کپی برداری تنها درصورت عدم تصرف در مطالب و ذکر منبع اصلی جایز میباشد.


برچسب‌ها: 17 ربیع الاول , مطالبی درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله , ولادت رسول اکرم صلی الله علیه وآله , ولادت امام جعفر صادق علیه السلام
+  نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ساعت 23:26  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اسعدالله ایامکم

ضمن عرض سلام به شما شیعیان و محبّین خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را به آقا و مولایمان حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همچنین شما عزیز تبریک عرض می نماییم.

هم اکنون در ماه مبارک رمضان هستیم. ماهی که طبق روایات احتمال ظهور حضرت بقیة الله (ارواحنافداه) بسیار زیاد است، ماهی که ما میمان خدا هستیم و شیطان در غل و زنجیر است، پس چه خوب است که سعی کنیم این شبها را کمتر بخوابیم و به مناجات با پروردگار بپردازیم و برای ظهور آن حضرت دعا کنیم که إن شاء الله در این ماه پر برکت چشممان به جمال نورانیش منوّر گردد و بتوانیم در کنار آن حضرت باشیم و خدمت گزاریش را بکنیم و با او به تمامی کمالات چه از نظر دنیوی و چه از نظر اخروی برسیم.

اینک مطلب مفیدی را که برای شما عزیزان تدارک دیده ایم در اینجا قرار میدهیم، امید است که از آن بهره روحی و معنوی کافی را ببرید. التماس دعا

«تربيت فرزندان»

حضرت امام مجتبى  عليه‏ السلام بسيار مقيّد بودند كه فرزندانشان را خوب تربيت كنند. لذا فرزند ارشدشان حضرت «زيد بن الحسن» به قدرى جليل‏ القدر و با عظمت بود كه او را متولّى موقوفات و صدقات پيغمبر اكرم  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله قرار داده بودند.

«زيد» به قدرى آقامنش و پاك‏طينت بود كه احدى از او كار بدى نديده بود.

او به قدرى سخىّ و نيكوكار بود كه شعرا در مدح او اشعار زيادى مى‏ گفتند و مردم مسلمان براى كسب فضائل از راههاى دور به زيارتش مشرّف مى شدند.

بنى‏ اميّه دائما با او خصومت و دشمنى مى‏ كردند لذا وقتى «سليمان بن عبدالملك» بر سر كار آمد به نماينده‏ ى خود در مدينه نوشت به مجرّد آنكه نامه‏ ى من به دستت رسيد «زيد بن الحسن» را از توليت صدقات پيغمبر اكرم  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله معزول كن و به فلانى (كه يكى از بنى‏ اميّه و از اقوامش بود) بسپار.

ولى وقتى «عمر بن عبدالعزيز» به خلافت رسيد نامه‏ اى به والى مدينه نوشت كه «زيد بن الحسن» مرد بزرگ و شريفى است و در ميان بنى‏ هاشم از همه مسن‏ تر و بزرگتر است به مجرّد آنكه نامه‏ ى من به دستت رسيد توليت صدقات و موقوفات رسول اكرم صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله را به او بر مى‏ گردانى و به او كمك مى‏ كنى.

نمونه‏ ى ديگر از فرزندان تربيت شده‏ ى حضرت مجتبى عليه‏ السلام  «حسن بن الحسن مثنّى» است كه مورّخين درباره‏ اش نوشته‏ اند:

او جليل القدر بود. او جلالت و عظمتى داشت كه مردم به او احترام زيادى مى‏ گذاشتند و او را رئيس خود مى ‏دانستند.

او مرد دانشمندى بود كه مردم از علومش استفاده مى‏ كردند.

او مرد باتقوائى بود كه مردم به او اعتماد مى‏ نمودند.

او ولىّ صدقات و موقوفات حضرت اميرالمؤمنين عليه‏ السلام  بود و حضرت امام مجتبى عليه‏ السلام  او را بر اين كار گماشته بودند.

و حتّى تا زمان «حجّاج بن يوسف ثقفى» اين سمت را داشت.

او با «فاطمه» دختر حضرت «امام حسين» ازدواج كرد و جريانش از اين قرار بود كه:

روزى خدمت عمويش حضرت امام حسين عليه‏ السلام مشرّف شد و به او عرض كرد كه يكى از دخترانتان را به من  بدهيد تا او همسر من باشد. حضرت سيّدالشّهداء عليه‏ السلام فرمودند: هر كدام را مى‏ خواهى انتخاب كن، همه‏ ى آنها راضى‏ اند كه با تو ازدواج كنند. او حيا كرد و چيزى نگفت حضرت سيّدالشّهداء عليه‏ السلام فرمود: من دخترم «فاطمه» را براى تو انتخاب مى‏ كنم. زيرا او شباهت بيشترى به مادرم «فاطمه‏ ى زهرا» عليه االسلام دختر پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله دارد و اين زن به قدرى نسبت به آن حضرت با وفا بود كه وقتى «حسن مثنّى» از دنيا رفت «فاطمه» دختر امام حسين عليه‏ السلام  كنار قبر آن حضرت خيمه‏ اى زد و شبها را به عبادت و روزها را روزه مى‏ گرفت و نسبت به او ابراز وفادارى مى‏ نمود. اين برنامه را آن مخدّره تا يك سال ادامه داد.

«حسن مثنّى» در كربلا در محضر حضرت سيّدالشّهداء  عليه‏ السلام  بود و مجروح شد و اسير گرديد ولى «اسماء بنت خارجه» از «عمر سعد» درخواست كرد كه او را با خود به قبيله‏ اش ببرد و از او پرستارى كند. «عمر سعد» هم موافقت نمود و جراحاتش التيام پيدا كرد و تا سنّ 35 سالگى زنده بود.

او هيچگاه ادّعاى امامت نكرد و خود را به هيچ وجه در نظر مردم به اين عنوان معرّفى نفرمود.

حضرت «قاسم بن الحسن» يكى ديگر از نمونه‏ هاى تربيت شده‏ هاى حضرت امام مجتبى عليه‏ السلام است كه در كربلا شهيد شد و شيعيان حالات آن حضرت را در مقاتل و بيانات سخنوران ديده و شنيده‏ اند.

حضرت «عبداللّه بن حسن» فرزند ديگر حضرت امام مجتبى عليه‏ السلام است كه آن چنان به عمويش حضرت سيّدالشّهداء عليه‏ السلام  علاقه‏ مند بود كه در كربلا جان خود را فداى آن حضرت كرد.

يكى ديگر از فرزندان خوب امام مجتبى عليه‏ السلام حضرت «عمرو بن الحسن» كه در كربلا از خود رشادتهائى نشان داد تا آنكه به گفته‏ ى بعضى شهيد شد.

او با آنكه بيش از يازده سال از سنّش نمى‏ گذشت به گفته‏ ى بيشتر مورّخين اسير شد و به قدرى در آن سنّ شجاع بوده كه وقتى يزيد به او گفت: حاضرى با فرزندم «خالد» زورآزمائى كنى؟ «عمرو بن الحسن» گفت: نه، ولى اگر يك كارد به دست او بدهى و يك كارد هم به دست من بدهى با هم جنگ مى‏ كنيم و مى‏ بينى كه كدام يك از ما دو نفر موفّقيم. يزيد گفت: اى واللّه از چنين پدرى جز اين چنين فرزندى متولّد نمى‏ شود.(1)



1 ــ بحارالانوار جلد 44 صفحه‏ ى 166.


منبع: کتاب امام مجتبی (علیه السلام) نوشته حضرت آیة الله استاد سیّد حسن ابطحی، صفحه 27.

التماس دعا

برچسب‌ها: تربیت فرزندان , ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام , فرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام , نیمه ماه مبارک رمضان
+  نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 20:0  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
اسعد الله ایاکم یا أیها المؤمنین
ضمن عرض سلام خدمت یکایک شما عزیزان شیعه میلاد مسعود حضرت بقیة الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء را به شما محبین خاندان عصمت و طهارت علیهم الصلاة والسلام تبریک عرض می نماییم. إن شاء الله امشب قبل از آنکه به صبح برسد مولایمان به امر خداوند متعال ظهور بفرمایند و دنیا را پر از عدل و داد بفرمایند و ما را از این تاریکی و ظلمت ظلم و جهل و گناه و صفات رذیله و صد ها تاریکی دیگر نجات بدهند و افتخار بودن در رکابشان را داشته باشیم. به امید ظهورش....
التـــــــــــــــماس دعـــــــــــــــــــا
http://upload.tehran98.com/img1/m38jnavnq1lkgjgzxw26.jpg

به همین مناسبت هدیه گرانبهایی برای شما عزیزان تدارک دیده ایم که امید است بهره معنوی کافی را از آن ببرید.
کتاب ارزشمند «راز خوشبختی چیست؟» هدیه ای است از طرف ما به شما محبّین خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) که میتوانید آن را از لینک زیر به طور رایگان دریافت نمایید و همچنین به دوستان و آشنایانتان هم آن را معرّفی نمایید و در ثواب آن شریک باشید.

http://s2.picofile.com/file/7692349351/raze_khoshbakhti.rar.html


برچسب‌ها: ولادت حضرت بقیة الله ارواحنافداه , نیمه شعبان , کتاب راز خوشبختی چیست , تبریک
+  نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:22  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

اسعد الله ایامکم

با عرض سلام خدمت شما شیعیان و محبین خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام ولادت با سعادت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علیه السلام را به محضر مولا و سرورمان حضرت بقیة الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و همچنین شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

http://media.afsaran.ir/siOXfe_535.jpg

«محبّت رسول اكرم  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله به على عليه‏ السلام»

حضرت رسول اكرم صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله  آن قدر على بن ابيطالب عليه‏ السلام  را دوست مى‏ داشت كه او را به عنوان جان خود معرّفى مى‏ كرد و خداى تعالى هم با كلمه‏ ى {«و انفسنا»} در آيه‏ ى مباهله آن را تأييد مى‏ فرمود.

گاهى مى‏ گفت: على جان من است. و گاهى مى‏ فرمود: على روح من است. و گاهى على عليه‏ السلام  را با خود از يك شجره معرّفى مى‏ كرد. و گاهى مى‏ فرمود: هر كه مرا دوست دارد بايد على را هم دوست داشته باشد. و هر كه من امير و فرمانده اويم على هم امير و فرمانده او است. و هر كه مرا مولاى خود مى‏ داند بايد على را هم مولاى خود بداند.

رسول اكرم صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله  به همه‏ ى امّتش فرمود: من و على دو پدر شمائيم و اگر كسى هر يك از ما را برنجاند عاق والدين است. گاهى روى مباركش را به على بن ابيطالب عليه‏ السلام مى‏ فرمود و با يك دنيا محبّت و عشق به او مى‏ گفت:

على جان، تو برادر منى،

على جان، تو وصىّ منى،

على جان، تو وارث منى،

على جان، گوشت تو گوشت من است و خون تو خون من است،

على جان، هر كس با تو در صلح و صفا باشد با من در صلح و صفا است و هر كس با تو بجنگد با من جنگيده است.

على جان، تو ظرف علم و حكمت منى،

على جان، تو باب شهر علم منى،

على جان، تو روز قيامت در كنار حوض كوثر جاى من مى‏ نشينى و دوستانت را از آب كوثر سيراب مى‏ كنى،

على جان، تو ديون مرا مى‏ دهى و به وعده‏هائى كه من به مردم داده‏ ام وفا مى‏ كنى.

على جان، شيعيان تو در بهشت بر بلنديهائى از نور در اطراف و در كنار من هستند و آنها را من به خاطر تو دوست مى‏ دارم.

على جان، اگر تو نبودى مؤمنين واقعى بعد از من شناخته نمى‏ شدند و مسلمانها امتحان نمى‏ گرديدند،

اى مردم على من، هادى گمراهان است، نورى براى كوردلان است.

على عزيز من ريسمان محكم خدا است.

على جانم راه راست به سوى خدا است.

على از همه به من نزديك‏تر است، از همه زودتر به من گرويده و از همه بيشتر به من ايمان دارد، هيچ كس منقبت و فضيلتى مانند على ندارد.

سپس با شعف و نشاطى و خشوع غير قابل وصفى دست به دعا بر مى‏ داشت و عرض مى‏ كرد: خدايا دوست بدار هر كه على مرا دوست مى‏ دارد و دشمن بدار هر كه على را دشمن مى‏دارد.

خدايا يارى كن هر كه على مرا يارى مى‏ كند و پستش كن هر كه على را پست مى‏ كند.


منبع: کتاب امیرالمؤمنین (علیه السلام)، صفحهات 37 تا 40، نوشته حضرت آیة الله سید حسن ابطحی.


برچسب‌ها: ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام , سیزده رجب , عید , تبریک
+  نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۹۲ساعت 22:49  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اسعد الله ایامکم

با عرض سلام خدمت شما محبین و عشّاق و دوستداران خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام، میلاد مسعود امام باقر علیه السلام را به محضر مولایمان حضرت بقیة الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و شما عزیزان تبریک عرض مینماییم. إن شاء الله که عیدی ما ظهور حضرت ولی عصر ارواحنافداه و توفیق بودن در رکاب آن حضرت باشد.

التماس دعا


برچسب‌ها: ولادت امام باقر علیه السلام , تصویر , تبریک , اعیاد
+  نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 23:19  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اسعدالله ایامکم

با عرض سلام خدمت شما شیعیان و محبین خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام ولادت با سعادت حضرت امام حسن عسکری صلوات الله علیه را به محضر مولایمان حضرت ولی عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و همچنین شما عزیزان تبریک عرض می کنیم و از اینکه مطالب پایگاه خدادوست را برای مطالعه انتخاب کرده اید خشنودیم و از شما سپاسگذاریم و امیدواریم از مطالب این پایگاه بهره معنوی کافی را ببرید.

توجه: کپی برداری از مطالب این پایگاه فقط ذکر منبع جایز است!


بسم الله الرحمن الرحیم

تاريكيهاى روح و صفات رذيله ‏ى آن(قسمت دوم)

      او مى ‏گفت:

من در آن حال به آن سياهى كه از روحم جدا شده بود، دقيق شدم. ديدم به قدرى كثيف است كه قابل تصوّر نيست.

آن سياهى عينا مانند صورت زشت شيطان بود كه يك شب او را با همين حالت ديده بودم.

يعنى يك شب در اوائل جوانى در خانه‏ ى خلوتى در اطاق تنهائى خوابيده بودم و زن جوانى در اطاق ديگر، او هم تنها خوابيده بود.

ناگهان متوجّه شدم كه شخصى مرا بيدار مى‏ كند، نمى‏ دانم بيدار شده بودم يا بين خواب و بيدارى بودم كه ديدم يك موجودى شبيه به انسان ولى مثل دود سياه با قيافه‏ ى بسيار خائنانه مرا به طرف خيانت دعوت مى‏ كند. من از ترس به خود لرزيدم و فريادى كشيدم و بيهوش شدم.

حالا مى ‏فهمم كه اين تصوير صورت شيطانى داشته كه در روح شفّاف و پر نور من منعكس شده و همان خصوصيّاتى كه آن شيطان داشته، حالا در روح من بوجود آمده است.

پس همان طورى كه آن شخص مى‏ گفت، من بايد آن تصوير شيطانى يعنى آن سياهى را از خود دور كنم و الاّ من هم مثل شيطان كه به خاطر جهلش، به خاطر خيانتش، به خاطر كبر و خودخواهيش و بالأخره به خاطر صفات زشتش از درگاه پروردگار مطرود شد و تا روز قيامت ملعون گرديد و در جهنّم مخلّد شد، من هم ملعون و مطرود و مخلّد در آتش خواهم بود.

لذا تصميم گرفتم با برنامه‏ اى كه براى تو آنها را خواهم گفت، آن ظلمت و سياهى را از روحم جدا كنم. يعنى اوّل قطعه قطعه‏ ى آن سياهى را بشناسم و سپس روحم را از آنها تصفيه و تزكيه كنم و به مقام ارزنده‏ ى معنوى برسم.

      او مى‏ گفت:

من دقّت مى‏ كردم كه اين كثيفى و سياهى بيشتر از كجا در روحم ايجاد شده ناگهان متوجّه شدم كه در دوران كودكى كه عقل و ايمانم آن قدر نبود كه بتوانم براى خدا و شناخت حقيقت گناه[1] و صفات رذيله، از آنها صرف‏نظر كنم و دائما خود را به كثافات و اخلاق رذيله گرفتار مى‏ كردم، مثلاً به اسباب بازي هايم محبّت شديدى داشتم و اين محبّت وسيله‏ ى حرص و طمع و محبّت دنيا و تكبّر و خودخواهى و حسادت مى‏ شد و چون كودك بودم آنها مانند نقش در حجر در وجودم ثبت مى‏ گرديد[2] و هيچ رادع و مانعى برايش نبود و لذا لازم است كه هر كس به حدّ تكليف مى‏ رسد اوّل عقائدش را درست كند و سپس به پاك كردن روح و نفسش بپردازد والاّ محال است بتواند رستگار شود.



[1]      ــ انسان اگر بخواهد از گناهان پاك باشد بايد يا آنچنان خدا را بشناسد كه او را در مقابل خود حاضر بداند و يا بايد حقيقت گناه را بشناسد، چنانكه انسان وقتى ضرر «زهر» را دانست، به هيچ وجه آن را نمى‏ خورد.

[2]      ــ عن اميرالمؤمنين عليه السّلام: «العلم فى الصغر كالنقش فى الحجر»، («كنزالفوائد» تأليف علاّمه‏ ى كراجكى جلد 1 صفحه‏ ى 319 و «الطرائف» تأليف سيّد بن طاووس جلد 2 صفحه‏ ى 514).



منبع: کتاب ارزشمند در محضر استاد ، جلد اول

تهیه:    www.khodadost.blogfa.com

إن شاء الله ادامه دارد ....



برچسب‌ها: صفات رذیله , روح نباتی , در محضر استاد , تزکیه نفس
+  نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۱ساعت 20:39  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

باعرض سلام خدمت شما محبین خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام و برائت جویندگان از دشمنانشان ولادت با سعادت پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله و ولادت با سعادت امام جعفر صادق صلوات الله علیه را به محضر مولایمان حضرت بقیة الله اروحنا لتراب مقدمه الفداء و همچنین شما عزیزان تبریک عرض می نماییم.

به همین مناسبت مطلب مفید و ارزشمندی برایتان تدارک دیده ایم که امیدواریم بهره معنوی کافی را از آن ببرید.التماس دعا.

منبع: کتاب ارزشمند سیر الی الله ، جلد 3 ، سؤال دهم

صراط مستقيم چيست؟ و آيا آيه‏ اى براى شناخت صراط مستقيم در قرآن كريم وجود دارد؟

پاسخ:

همه‏ ى مسلمانها به صراط مستقيم معتقدند. من وقتى تحقيق كردم و ديدم حدود چهل آيه تحت كلمه‏ ى صراط مستقيم داريم كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند كه منظور از صراط مستقيم على بن ابيطالب  عليه‏ السلام است و اكثر آنها به وجود مقدّس على بن ابيطالب  عليه ‏السلام تفسير شده است و آن وجود مقدّس، صراط مستقيم و ميزان اعمال است.[1] عملش و گفتارش صراط مستقيم است. در قرآن هست كه خداى تعالى مى‏ فرمايد:

 «انّ ربّى على صراط مستقيم»[2] «انّك لمن المرسلين على صراط مستقيم»[3] خدا و پيامبر اكرم  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله بر صراط مستقيم‏ اند. در آيه‏ اى هست روايت هم دارد كه اين آيه را اينگونه بخوانيد: «صراط علىٍّ مستقيم» يعنى راه على  عليه‏ السلام مستقيم است. من در يكى از كتاب هايم نوشته بودم كه يكى از علماى قم به من گفت: شما اين مطلب را به اين صراحت نوشته‏ ايد ممكن است اسباب حرف شود.

چون قرائت با تحريف فرق مى‏ كند. قرائت با زير و زبر و يك حرف و دو حرف فرق مى‏ كند مثلاً مى‏ گوئيم: «مالك يوم الدين» «ملك يوم الدين»[4] اين هر دويش جايز است و تحريف هم نيست. يا مثلاً فرض كنيد «سلام على آل يس» يا «سلام على اِل ياسين»[5] سنّى و شيعه قبول دارند كه اين را تحريف نمى‏ گويند با اينكه يك يا دو حرف كم و زياد است بالاخره يا «مالك يوم الدين» است يا «ملك يوم الدين».

يا با حركات مثلاً فرض كنيد «قالت هئت لك» «هيت لك»[6] (خوانندگان مصرى حركات را عوض مى‏ كنند). يكى از اينها درست است، معنايش هم فرق مى‏ كند. «هئت لك» يا «هيت لك» معنايش فرق مى‏ كند كه نمى‏ خواهم در اينجا بحث كنم. با تغيير حركات اين تحريف نيست.

 در قرآنها قديم كه زير و زبر گذاشته ‏اند «صراط علىّ مستقيم»[7] است. ولى اين قرآنها دارد كه «صراط علىّ مستقيم» كه معنايش هم قدرى پيچيده است. يعنى راه بر سوى من راست است. ولى اگر بگوئيم صراط على مستقيم است چقدر راحت است. اگر «صراط علىٍّ مستقيم» خوانديد قرآن را تحريف نكرده‏ ايد روايت هم دارد. قرآن اوّل كه نازل شد بر مردم عرب نازل شده است مثل كتاب فارسى كه براى فارسى زبانها مى‏ نويسند، ديگر حركات را روى آن نمى‏ گذارند خودشان بلدند كه چطور بخوانند. گاهى بعضى از نويسنده‏ ها ويرايش جالبى دارند و ويرگول يا نقطه‏ اى يا علامت تعجّبى مى‏ گذارند تا معنا قدرى روشن‏تر بشود والاّ حركات را روى كلمات نمى‏ گذارند قرآن هم همين طور بوده. روزى على بن ابيطالب عليه‏ السلام عبور مى‏ كردند ديدند كه شخصى قرآن را غلط مى‏ خواند طورى مى‏ خواند كه معنايش خراب مى‏ شود. گاهى مى‏ شود كه انسان نمى‏ تواند رديف كلمات را جور كند. حضرت مبتكر نحو و ادبيات عرب بودند. مرحوم شيخ بهائى در صمديه مى‏ گويد: «واضع علم النحو لحفظ الكلام» مبتكر فن صرف و نحو على عليه‏ السلام است.[8] لذا آن حضرت درباره‏ ى علم نحو مطالبى فرمود. «كلّ فاعل مرفوع و كلّ مفعول منصوب» قرّائى پيدا شدند يعنى افراد اديب و با سوادى پيدا شدند و اينها قرآن را به طرز صحيحى خواندند و حركاتش را گذاشتند و خيلى هم با هم اختلاف دارند يك عدّه از قرّاء «ملك يوم الدين» و عدّه‏ اى «مالك يوم الدّين» خوانده‏ اند و اگر كتاب تفسير مجمع البيان را مطالعه كنيد چون قرائت هاى مختلف را نوشته است مى‏ بينيد كه در اكثر آيات، قرائت ها مختلف است. بنابراين «صراط علىٍّ» با «صراط علىَّ» فرقش فقط در حركات است و با اين روايتى كه داريم چه اشكالى دارد كه بگوئيم: «صراط علىٍّ مستقيم» علىٍّ با عَلَىَّ فرقش در حركات دو فتحه است در وقتى كه علىٍّ مى‏ خوانيم كسره و تنوين اضافه دارد. راه على راست است. كوچكترين نقطه‏ ى ضعفى حتّى از نظر مخالفين على ندارد به على  عليه‏ السلام كسى نتوانست بگويد كه در فلان جا اشتباه كرده‏ اى يا فلان جا كج رفته‏ اى. حتّى آنهايى كه دشمنش بودند نتوانستند كوچكترين ايرادى بر على بن ابيطالب عليه‏ السلام بگيرند پس صراط مستقيم على  عليه‏ السلام است. ميزان اعمال على بن ابيطالب عليه‏ السلام است. شما اگر مى‏ خواهيد بدانيد عملتان درست است يا خير؟ ببينيد على عليه‏ السلام اگر در اينجا بود اين كار شما را مى‏ كرد يا نمى‏ كرد؟ خودتان مى‏ خواهيد بفهميد. هميشه براى خودتان ميزان تعيين كنيد اعمال اولياء خدا و ائمّه‏ ى اطهار  عليهم‏ السلام را براى خودتان ميزان قرار دهيد.[9][10]



[1]      ــ عن الثمالى عن ابى جعفر  عليه‏ السلام قال اوحى اللّه الى نبيّه  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله فاستمسك بالّذى اوحى اليك انّك على صراط مستقيم قال انّك على ولاية علىّ و علىّ هو الصراط المستقيم. الكافى جلد 1 صفحه‏ ى 411 باب فيه نكت و نتف من التنزيل فى الولاية حديث 24

[2]      ــ سوره‏ ى مباركه‏ ى هود آيه‏ى 56.

[3]      ــ سوره‏ ى مباركه‏ ى يس آيات 4 و 5.

[4]      ــ سوره‏ ى فاتحه آيه‏ ى 4. عن ابى على الحسن بن احمد بن عبدالغفار الفارسى فى كتاب «الحجة للقرّاء السبعة»: اختلفوا فى اثبات الألف و اسقاطها من قوله عزّ وجل: «ملك يوم الدين». فقرأ عاصم و الكسائى «مالك» بألف، و قرأ الباقون «ملك» بغير الف، و لم يمل احد الألف من «مالك». الحجة للقراء السبعة، جلد 1 صفحه ‏ى 31

[5]      ــ ال ياسين قيل لغة فى الياس و قيل جمع له يراد به هو و اتباعه و قرأ نافع و ابن عامر و يعقوب على اضافة آل الى ياسين فيكون ياسين أبا الياس أو محمّدا  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله و سيأتى الاخير فى كتاب الإمامة فى تفاسير اهل البيت  عليهم‏ السلام بحارالانوار جلد 13 صفحه 392 و عن الفرات الكوفى فى تفسيره فى الصافات: قال فرات حدثنى عبيد بن كثير معنعنا عن ابن عبّاس رضى اللّه عنه فى قوله تعالى سلام على ال ياسين قال هم آل محمّد  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله. (تفسير فرات الكوفى صفحه 356 من سورة الصافات حديث 356 ـ 485). و فى كتاب «املاء ما منّ به الرحمن من وجوه الاعراب و القراءات» للابى البقاء عبداللّه العكرى، جلد 2 صفحه 207: قوله تعالى «الياسين» يقرأ آل بالمد: اى اهله و قرئ بالقصر و سكون اللام و كسر الهمزة الى آخر قوله.

[6]      ــ عن كتاب الحجة للقراء السبعة ايضا، جلد 2 صفحه‏ ى 442: «اختلفوا فى قوله عزّ وجل: «هيت لك» يوسف: 23. فقرأ ابن كثير: «هيت لك» بفتح الهاء و تسكين الياء و ضمّ التاء. و قرأ نافع و ابن عامر: «هيت لك». بكسر الهاء و سكون الياء و نصب التاء. و روى هشام بن عامر باسناده عن ابن عامر: «هئت لك» من تهيات لك بكسر الهاء و همز الياء و ضم التاء.

[7]      ــ سوره‏ ى مباركه‏ ى حجر، قسمتى از آيه‏ ى 41.

[8]      ــ قسمتى از كلام مرحوم شيخ بهائى است كه در ابتداى كتاب صمديه آورده است و مى‏ فرمايد:

     «احسن كلمة يبتدأ بها الكلام و خير خبر يختتم به المرام حمدك اللّهمّ على جزيل الانعام و الصلوة و السلام على سيدالانام محمّد و آله البررة الكرام سيّما ابن عمه علىٍّ  عليه‏ السلام الذى نصبه علما للاسلام و رفعه لكسر الاصنام جام اعناق النواصب اللئام و واضع علم النحو لحفظ الكلام».

[9]      ــ به كتاب «پاسخ به 77 مشكل دينى» صفحه‏ ى 209 و كتاب «سير الى اللّه» جلد1، بخش پنجم صفحات 249 تا 343، اثر همين مؤلّف مراجعه شود.

[10]      ــ عن المزار القديم عن مولانا محمّد الباقر  عليه‏ السلام انّه قال مضيت مع والدى على بن الحسين  عليه‏ السلام الى قبر جدى اميرالمؤمنين على بن ابيطالب  عليه‏ السلام بالنجف بناحية الكوفة فوقف عليه ثمّ بكى و قال السّلام على ابى الائمّة و خليل النّبوّة و المخصوص بالاخوة السّلام على يعسوب الايمان و ميزان الاعمال. مستدرك الوسائل جلد 10 صفحه‏ ى 222 باب 21 حديث 11900 ـ 1


تهیه کننده:   www.khodadost.blogfa.com


برچسب‌ها: صراط مستقیم , صراط امیرالمؤمنین علیه السلام مستقیم است , مطالب ناب , ولادت امام صادق علیه السلام
+  نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 22:50  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اسعدالله ایامکم

با سلام خدمت شما شیعیان و دوستداران خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام فرحة الزهراء سلام الله علیها را محضر مولایمان حضرت بقیة الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و همچنین به شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می نماییم.


نهم ربیع الاول، جشن عیدالزهراء؛ 

شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام روز نهم ربیع را جشن می گیرند، ولی نه به عنوان "جشن تاج گذاری" بلکه شادی ما در این روز به دلیل به درک واصل شدن قاتل حضرت زهرا سلام الله علیها و غاصب فدک و خلافت امیرالمومنین علیه السلام و منشأ بدعتها و ضلالتها یعنی ثانی لعنة الله علیه، می باشد. 

در این رابطه احمد بن اسحاق، که از خواص اصحاب امام علی النقی و امام حسن عسکری علیهما السلام بوده و به خدمت امام زمان ارواحنافداه نیز رسیده است، نقل می کند که در چنین روزی خدمت امام حسن عسکری علیه السلام رسیده و ایشان را مسرور و خوشحال دیده است. از ایشان علت شادی و فرح را جویا می شود و امام حسن عسکری علیه السلام می فرمایند: 

به درستی که خبر داد مرا پدرم، که حذیفة بن یمان در روز نهم ربیع الاول خدمت جدم حضرت رسول صلی الله علیه و آله رسید. حذیفه گفت: حضرت امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام را دیدم که با پیامبر صلی الله علیه و آله غذا میل می فرمودند و آن حضرت به روی ایشان تبسم می نمود و به حسنین علیهما السلام میفرمود:

بخورید! گوارا باد از برای شما برکت و سعادت این روز، به درستی که این روز روزی است که حق تعالی دشمن خود و دشمن شما را هلاک میفرماید و در این روز دعای مادرِ شما (5) را مستجاب میگرداند..... در این روز فرعونِ اهل بیتِ من و ستم کننده بر ایشان و غصب کننده حق ایشان هلاک میشود.

در ادامه حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند که خداوند به من وحی کرده که: 

ای محمد! علی به منزلت تو نمی رسد مگر به آنچه که از بلاها توسط فرعون آن عصر و غصب کننده حق او بر او وارد میشود. کسی که جرات پیدا میکند تا گفته های مرا تغییر دهد و به من شرک آورد و مردم را از راه رضای من منع می کند. و گوساله ای از برای امت تو برپا می کند که آن ابوبکر است و به من کفر می ورزد در عرش و عظمت و جلال من، به درستی امر کرده ام ملائکه هفت آسمان خود را که برای شیعیان و محبان دین شما عید بگرداند روزی که آن ملعون (عمر لعنة الله علیه) کشته میشود.

از این ماجرا می گذرد تا روزی که ثانی لعنة الله علیه به درک واصل می شود. و حذیفه خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام می رسد. مولا علی علیه السلام به وی میفرمایند: آیا به یاد داری آن روزی را که آمدی به نزد سید من رسول خدا، من و دو سبط او حسنین علیهم السلام نزد او بودیم و با او غذا میخوردیم ایشان تو را بر فضیلت این روز آگاه ساخت؟ پس از یادآوری حذیفه، مولا علی علیه السلام هفتاد و دو نام برای این روز ذکر می کنند. که در این جا برخی از آنها را ذکر می کنیم: 

اين روز روز استراحت مؤمنان است زيرا از شر آن منافق استراحت يافتند، روز زايل شدن كرب و غم، روز غدير دوم، روز تخفيف گناهان شيعيان، روز برهم شكستن بناي كفر و عدوان، روز عيد بزرگ خدا، روز مستجاب شدن دعا، روز كندن جامه سياه، روز ندامت ظالم، روز شكسته شدن شوكت مخالفان، روز نفي هموم، روز عفو از گناه شيعيان، روز عيد اهل بيت، روز مقبول شدن اعمال شيعيان، روز قتل منافق، روز قهر بر دشمن، روز خراب شدن بنيان ضلالت، روز خنك شدن دلهاي مؤمنان، روز رهايي مؤمنان از شر كافران، روز برطرف شدن بدعتها، روز ترك گناهان كبيره، روز ندا کردن به حق و روز عبادت است.(6) 

مرحوم سید بن طاووس بعد از نقل این روایت می فرمایند :من این حدیث را از خط محمد بن علی بن محمد بن طیّ نقل می نمایم و بر اساس تفحّصی که من در کتابها داشته ام ، دسته ای از روایات را موافق با این روایت یافتم و لذا بر آن اعتماد نمودم و به سزاست که این روز که در حدیث امده است را بزرگ شمرد و در آن اظهار سرور و شادمانی نمود .(7)

به همین جهت است که متقدمین و متأخرین از علما و فقهای شیعه این روز را روز به درک واصل شدن ثانی لعنة الله علیه می دانستند و در این روز اظهار سرور و خوشحالی میکردند. و حتی بعضی از آنها کتاب های جداگانه ای در اثبات این حقیقت نوشته اند. از جمله آنها می توان به کتاب علامه مجلسی رحمة الله علیه، کتاب صاحب مستدرک (محدث میرزا شیخ حسین نوری) و همچنین کتاب "فصل الخطاب فی تاریخ قتل ابن الخطاب" که در عصر ما نوشته شده است، اشاره کرد. 

 علامه مجلسی رحمة الله علیه در این رابطه می فرمایند: و المشهور بین الشیعة فی الأمصار و الأقطار فی زماننا هذا هو أنه الیوم التاسع من ربیع الأول، و هو أحد الاعیاد. یعنی بین شیعیان در تمامی نقاط و نواحی در زمان ما مشهور است که به درک واصل شدن او در روز نهم ربیع الاول می باشد. و آن روز یکی از اعیاد است. 

در ادامه ایشان در رابطه با شبهه ای که توسط برخی گفته می شود که روز مرگ عمر 28 ذی الحجة بوده است میفرمایند: اعتبار تلك الروايات مع الشهرة بين أكثر الشيعة سلفا وخلفا لا يقصر عما ذكره المؤرخون من المخالفين، ويحتمل أن يكونوا غيروا هذا اليوم ليشتبه الامر على الشيعة فلا يتخذوه يوم عيد وسرور. 

یعنی اعتبار آن روایات (در اثبات مرگ عمر در روز نهم ربیع) بعلاوۀ شهرتی که بین اکثر شیعیان سلف و خلف دارند، کمتر از آنچه مورخین مخالف نقل کرده اند (که روز مرگ وی 28 ذی الحجة است) نیست. (به عبارت دیگر اعتبار روایت نهم ربیع با گفته های مخالفین رد نمی شود) و احتمال دارد که مخالفین این روز را تغییر داده اند تا امر برای شیعیان مشتبه شود، و آن روز را روز عید و سرور نگیرند. (8)

مرحوم صاحب جواهر در مورد فضیلت نهم ربیع الاول می نویسد :به خبری اسناد داده شده به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در فضیلت و شرافت و برکت این روز دست یافتم (در اینجا اشاره به روایت احمد بن اسحاق دارند)....و این روز علی الخصوص برای ما و ائمه ما علیهم السلام عید است. (9)

حرف آخر: 

با توجه به دلایل و براهین واضح و روشنی که ارائه شد روز نهم ربیع الاول روز اظهار جشن و سرور و تبری از دشمنان اهل بیت علیهم السلام می باشد. البته این نکته را نیز متذکر می شویم که یاد و ذکر نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در هر زمانی نیکوست، و شرعاً حرام نیست که افرادی بخواهند در این روز به بهانه ایام آغاز امامت حضرت مهدی عج از ایشان یاد کنند. ولی همواره باید به خاطر داشت که این روز، روز اظهار تبری و برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام می باشد، و این همان سیره و سنت ائمه اطهار علیهم السلام بوده است. فلذا تضعیف و بلکه دوری از سیره ایشان به نحوی که هیچ سخنی از تبری در این روز به میان آورده نشود، و بزرگ کردن و گرامیداشتن جشنی که هیچ توصیه ای به آن نشده است، یقینا مورد رضایت ائمه اطهار علیهم السلام نمی باشد. متاسفانه همین مساله را در سالهای اخیر شاهد بوده ایم که پرچمداران "جشن تاج گذاری" با بزرگ نمودن این جشن هیچ سخنی از تبری از دشمنان اهل بیت علیهم السلام به میان نمی آورند. به همین جهت، شیعیان باید هوشیار باشند و نگذارند افرادی نام امام زمان عج را وسیله و ابزاری قرار دهند تا تبرّی را در میان ایشان کمرنگ و بلکه حذف نمایند. و مطمئن باشیم که اگر چشمانمان را ببندیم و از کنار اینگونه فتنه ها بگذریم، روزی چشم باز خواهیم کرد و می بینیم که هیچ اثری از برائت و تبری در میان شیعیان باقی نمانده است.

شیعه به تولّی اَر مُسلَّم گردد.........با رکن تبرّی است که محکم گردد

یافاطمه! لعن قاتلت روزی ماست.........یا رب نکند که رزق ما کم گردد

رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند: هرکس از لعن نمودن کسی که خداوند او را لعنت نموده خودداری نماید لعنت خداوند بر او باد. (بحارالانوار ج2 ص202)

اسناد:

(1) مصباح کفعمی ج2 ص533 – بحارالانوار ج50ص335

(2) مسارالشیعه ص28-29

(3) روایت معتبر محمد بن حسین: کمال الدین شیخ صدوق ج2ص473 و بحارالانوار ج50ص331 و روایت ابو سهل: الغیبة شیخ طوسی ص273 و بحارالانوار ج52ص16

(4) بحارالانوار ج44ص287

(5) اشاره به آن جائی که حضرت زهرا سلام الله علیها موقعی که عمر نامه فدک را پاره کرد. فرمودند خدا شکمت را پاره کند.

(6) زادالمعاد علامه مجلسی باب ۸ص۳۲۵ و زوائد الفوائد  از علی بن علی بن طاووس. باب ربیع الاول و بحارالانوار جلد ۳۱ ص۱۲۰.

(7) بحارالانوار ج31ص129

(8) بحارالانوار ج31ص132

(9) جواهر الکلام ج 5 ص 43- 44 


منبع:   http://aboololo-kashi.blogfa.com/post-2.aspx




برچسب‌ها: عیدالزهراء , نهم ربیع الاول , روایت مربوط به این روز , مطالب ناب
+  نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱ساعت 19:32  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
اسعد الله ایامکم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا

با عرض سلام خدمت شما محبین و شیعیان خاندان عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین عید بزرگ امامت و ولایت علی بی ابیطالب صلوات الله علیه را به محضر مولایمان حضرت بقیة الله روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و همچنین شما عزیزان تبریک عرض عرض می نماییم.

به همین مناسبت دو مطلب بسیار ناب برای شما عزیزان تدارک دیده ایم.

در تفسیر امام حسن عسکری صلوات الله علیه روایت شده:

روز منافقان مدینه برای کشتن علی علیه السلام نقشه کشیدند، آنان حضرت علی علیه السلام را با یارانش کنار دیواری برای خوردن غذا دعوت نمودند.

طول این دیوار 30 ذراع(15 متر)، ارتفاع آن 15 ذراع(7.5متر)، و ضخامتش 2ذراع(1متر) بود.

آنها برای عملی کردن نقشه خود زیر دیوار را خالی کردند و عده ای از افرادشان را با چوبهایی پشت دیوار گماشتند تا به دیوار تکیه کرده و آن را بر سر علی علیه السلام و یارانش فرو ریزند.

علی علیه السلام با یارانش زیر دیوار نشسته بودند، وقتی آنان به دیوار فشار آوردند تا فرو بریزد حضرتش با دست چپش دیوار را گرفت و از فرو ریختن آن جلو گیری کرد، سفره غذائی در برابرشان آماده بود، حضرت به یارانش فرمود:«بسم الله»بفرمایید. و خود حضرتش نیز با دست راستش مشغول خوردن غذا شد، حضرت با دست چپش دیوار را نگه داشته بود و یارانش همچنان مشغول خوردن غذا بودند.

یاران حضرتش عرض کردند: ای برادر رسول خدا! شما، هم دیوار را نگه داشته و هم غذا میل می نمایید؟ شما با این کار به زحمت می افتید که دیوار را به خاطر ما نگه داشته اید؟

علی علیه السلام فرمود: إنی لست أجد له من المسّ بیساری إلّا أقلّ ممّا أجد من ثقل هذه اللقمة بیمینی.

سنگینی که من از نگه داشت این دیوار با دست چپم احساس می کنم کمتر از سنگینی لقمه ای است که در دست راستم دارم.[تفسیر امام حسن عسکری صلوات الله علیه: 193 ، بحارالأنوار 42/31 ح9 . ابن شهر آشوب این روایت را در المناقب: 2/269 (به صورت اختصار) نقل نموده است.]

منبع:

کتاب نفیس القطرة


در کتاب ارزشمند ملاقات با امام زمان ارواحنافداه در ملاقات سی و سوم چنین آمده است:

ملاقات سى و سوّم

     مرحوم حاجى نورى در كتاب «نجم‏الثّاقب» از محى الدّين اربلى نقل مى‏ كند كه او مى‏ گفت:

     من نزد پدرم نشسته بودم، شخصى كه نزد او بود چرت مى‏ زد تا آنكه عمّامه از سرش افتاد، ديدم در سرش علامت ضربت‏هاى شمشير است.

     پدرم از او سؤال كرد، كه اينها چيست؟

     گفت: اينها ضربتهائى است كه در جنگ صفّين بر سرم وارد شده.

     پدرم گفت: جنگ صفّين در زمان حضرت «اميرالمؤمنين» (عليه السّلام) واقع شده و خيلى با زمان ما فاصله دارد و تو كه در آن زمان نبوده‏اى!

     گفت: چند سال قبل من به طرف مصر مى‏ رفتم، در بين راه مردى از قبيله غره با من رفيق شد و همانطور كه مى‏ رفتيم سخن از هر جا به پيش مى‏ آمد و با هم حرف مى‏ زديم.

     تا آنكه از تاريخ جنگ صفّين سخن به ميان آمد!

     او گفت: اگر من در جنگ صفّين مى‏ بودم، شمشيرم را از خون «على» (عليه السّلام) و يارانش سير آب مى‏ كردم!

     من هم گفتم: اگر من هم در آن روز مى‏ بودم، شمشيرم را از خون معاويه و يارانش سير آب مى‏ كردم و الآن من و تو اصحاب «على» (عليه السّلام) و معاويه‏ ايم، بيا با هم جنگ كنيم.

     خلاصه شمشيرها را كشيديم و جراحتهاى زيادى بر يكديگر وارد كرديم.

     تا آنكه من از شدت جراحت، بى‏ هوش روى زمين افتادم.

     ناگهان ديدم، مردى با سرنيزه‏اش مرا بيدار مى‏ كند.

     چشمم را كه باز كردم، ديدم مردى است سوار اسب، از اسب پياده شد دو دست مبارك را بر جراحتهاى من ماليد فورا تمام زخمهاى من خوب شد و فرمود اينجا باش، و بعد غائب شد.

     چند لحظه بيشتر نگذشت كه ديدم، برگشته و سر آن رفيق من كه طرفدار معاويه بود، به يك دست گرفته و مهار اسب او را به دست ديگر دارد و مى‏ آيد.

     و به من فرمود:

     اين سر دشمن تو است.

     تو ما را يارى كردى! ما هم به كمك تو آمديم! و هر كه خدا را يارى كند خدا او را يارى مى‏ نمايد.

     من گفتم: شما كه هستيد؟

     فرمود: من «حجة بن الحسن صاحب الزّمانم» و به من فرمود: هر كه سؤال كرد كه اين آثار زخم در سرت چيست بگو اين ضربت صفّين است.[1]

     من گفتم: شما كه هستيد؟

     فرمود: من «حجه‏بن الحسن صاحب الزّمانم» و به من فرمود: هر كه سؤال كرد كه اين آثار زخم در سرت چيست بگو اين ضربت صفّين است.[2]



[1]      ــ بحارالانوار جلد 52 صفحه‏ ى 75.

[2]      ــ بحارالانوار جلد 52 صفحه‏ ى 75.


برچسب‌ها: عید غدیر , تشرف به محضر حضرت بقیة الله ارواحنافداه , عید بزرگ امامت و ولایت , مطالب مفید
+  نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان ۱۳۹۱ساعت 22:9  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

  بسم الله الرحمن الرحیم

اسعدالله ایامکم

با عرض سلام خدمت تمام شیعیان عزیز ولادت با سعادت امام هادی صلوات الله علیه را به محضر مولایمان حضرت بقیة الله روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و همچنین به شما شیعیان و محبین خاندان عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین تبریک عرض می نماییم.


بهمین مناسبت مطالب مناسبی را تدارک دیده ایم إن شاء الله که بهره کافی را ببرید.

در کتاب ((مناقب)) آمده است : سلیمه کاتب گوید :

یکی از خطبای متوکل ملقب به هریسه به متوکل گفت کسی با تو آن گونه که تو درمورد علی بن محمد (علیه السلام) رفتار می نمایی رفتار نمی کند ُ وقتی او وارد خانه تو می شود همه به او خدمت می نمایند و همواره برای ورود او پرده را کنار می زنند .

متوکل به همه ی درباریان دستور داد که دیگر برای آن حضرت خدمتی نکرده و پرده را کنار نزنند کسی خبر داد که علی بن محمد (علیه السلام) وارد خانه می شود پس کسی بر آن حضرت خدمت نکرد و پرده را در برابرش کنار نزد وقتی امام هادی (علیه السلام)وارد شد بادی وزیده و پرده را کنار زد و حضرت وارد شد و موقع خروج هم چنین شد .

متوکل گفت : پس از این برای او پرده را کنار بزنید دیگر نمی خواهم باد برای او پرده را کنار بزند .

(المناقب . ۴/۴۰۶ - بحارالانوار . ۵۰/۲۰۳.ج۱۲)

طبری در کتاب الثاقب فی المناقب در بخش معجزات امام هادی (علیه السلام) در مورد ریگها و سنگها ،می نویسد : 

ابوهاشم جعفری گوید :

همراه مولایم امام هادی (علیه السلام) در سامرا برای استقبال عده ای از واردین ، به بیرون شهر رفتیم ، ورورد آنان تاخیر افتاد ، به همین جهت زیر انداز زین اسب را کناری فرش کردند تا حضرتش روی آن بنشیند من نیز از مرکبم پایین آمده و در برابر حضرتش نشستم .

امام هادی (علیه السلام) برای من سخن می فرمود ، من از تنگدستی گله کردم .

حضرت با دست مبارکش به ریگهایی که در آ نجا بود اشاره کرد و مشتی از آن را به من عنایت نموده و فرمود :

ای اباهاشم با اینها زندگی خود را وسعت بده ، و آنچه دیدی پنهان کن .

وقتی برگشتیم آن را با خود آوردم ، چون دقت کردم دیدم طلای سرخی که همانند آتش فروزان است .

زرگری را به خانه ام دعوت کردم و گفتم : این ریگهای طلا را برای من ذوب کن و در قالب بریز . او انجام داد و گفت : طلایی بهتر از این ندیده ام ، این طلا به شکل ریگ است از کجا آورده ای ؟ از این با شگفتر ندیده ام .

( به جهت کتمان این امر به او) گفتم : این چیزی است که از روزگار دیرین پیرزنان ما،برای ما ذخیره کرده اند.

منبع:

http://nasimehedayat.blogfa.com/post/8

http://nasimehedayat.blogfa.com/post/9



برچسب‌ها: ولادت امام هادی صلوات الله علیه , مطالب مفید , قطره ای از دریای فضایل اهل بیت عصمت و طهارت صلوات
+  نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۱ساعت 21:37  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

«مدايح على بن ابيطالب   عليه‏ السلام  از زبان رسول اكرم  صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله»(5)

     على   عليه‏ السلام امام مسلمين است.

     على   عليه ‏السلام آقاى صدّيقين است.

     على   عليه‏ السلام با تقواترين مردم است.

     على   عليه‏ السلام رهبر مسلمين در بهشت است.

     على   عليه ‏السلام داناترين مردم است.

     على   عليه ‏السلام مهدى است.

     على   عليه ‏السلام جوانمرد است.

     على   عليه‏ السلام را خدا براى امامت انتخاب كرده است.

     على   عليه‏ السلام در مقام محمود، با پيغمبر  صلى‏ الله ‏عليه‏ و‏آله مصاحب است.

     على   عليه ‏السلام در روز قيامت سلطان است.

     على   عليه‏ السلام صاحب سرّ رسول خدا  صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله  است.

     على   عليه ‏السلام در اهل زمين و اهل آسمان امين خدا است.

     على   عليه‏ السلام احياكننده‏ى سنّت رسول خدا  صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله است.

 

     على   عليه ‏السلام ممسوس در ذات خدا است.

     على   عليه‏ السلام روز قيامت حجّت پيغمبر  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله در ميان امّت است.

     على   عليه ‏السلام بزرگ مهاجرين و انصار است.

     على   عليه ‏السلام گوشت و مو و خون پيغمبر  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله است.

     على   عليه‏ السلام پدر حسن و حسين  عليهماالسلام است.

     على   عليه‏ السلام اندوه را از رسول اكرم  صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله  دور مى ‏كند.

     على   عليه ‏السلام شير خدا در روى زمين است.

     على   عليه‏ السلام شمشير خدا به روى دشمنان است.

     على   عليه ‏السلام حبيب خدا است.

     على   عليه ‏السلام صاحب لواء حمد است.

     على   عليه ‏السلام اوّل كسى است كه وارد بهشت مى ‏شود.

     على   عليه ‏السلام اوّل كسى است كه درب بهشت را مى ‏كوبد.

 

     على   عليه‏ السلام جزادهنده‏ ى عرب است.

     على   عليه السلام جزادهنده‏ ى اين امّت است.

     على   عليه‏ السلام امير نيكان است.

     على   عليه ‏السلام قاتل فاجران است.

     على   عليه‏ السلام كشنده‏ى كافران است.

     على   عليه ‏السلام داماد پيغمبر  صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله است.

     على   عليه‏ السلام بهترين بشر است.

     على   عليه‏ السلام بهترين انسان است.

     على   عليه‏ السلام بهترين مردان است.

     على   عليه ‏السلام بهتر از همه است.

     على   عليه‏ السلام بعد از پيغمبر  بهترين كسى است كه خورشيد بر آن طلوع و غروب كرده است.

     على   عليه ‏السلام امير آيات قرآن است.

     على   عليه‏ السلام امين رسول خدا  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله است.

     على  عليه‏ السلام صدّيق است.

     على   عليه ‏السلام شاهد است.

     على   عليه ‏السلام مهتدى است.

     على   عليه‏ السلام پدر يتيمها و مساكين است.

 

     على   عليه‏ السلام پناهگاه ضعيفان است.

     على   عليه‏ السلام حبل اللّه المتين است.

     على   عليه‏ السلام عروة الوثقى است.

     على   عليه ‏السلام كلمة التقوى است.

     على   عليه ‏السلام چشم خدا است.

     على   عليه ‏السلام زبان صادق خدا است.

     على   عليه ‏السلام جنب اللّه است.

     على   عليه ‏السلام دست خدا است.

     على   عليه‏ السلام باب مغفرت خدا است.

     على   عليه ‏السلام درب مدينه‏ ى علم رسول خدا  صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله است.

     اينها بخشى از فضائل على بن ابيطالب   عليه‏السلام  است كه رواياتش در كتب اهل سنّت نقل شده.

     و مرحوم آيه‏اللّه مرعشى (رضوان اللّه تعالى عليه) در جلد چهارم احقاق الحق بيشتر از آنچه ما نقل كرديم از فضائل اميرالمؤمنين عليه‏ السلام  به صورت فهرست به عربى نقل فرموده و مى ‏گويد:

     اوصافى كه درباره‏ ى حضرت اميرالمؤمنين   عليه‏ السلام  حضرت رسول اكرم صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله در ضمن رواياتى كه در كتب اهل سنّت موجود است و ما با زحمت بسيار آنها را جمع ‏آورى كرده و خلاصه نموده‏ايم اينها است. سپس تا 247 وصف از اوصاف آن حضرت را فهرست‏ وار نقل مى ‏كند و بعد به شرح آنها مى‏ پردازد و روايات آنها را با سند و معرّفى كتبى كه اين اوصاف در آنها نقل شده از كتب اهل سنّت در چند جلد از كتاب احقاق الحق نقل مى‏ كند.


متون عربی:


148 ـ عليّ  عليه ‏السلام  امام المسلمين. 149 ـ عليّ  عليه‏ السلام  سيّدالصدّيقين. 150 ـ عليّ  عليه ‏السلام قائد المسلمين الى الجنّة. 151 ـ عليّ عليه ‏السلام اتقى النّاس. 152 ـ عليّ  عليه‏ السلام  افضل النّاس «هذه الامّة». 153 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اعلم النّاس. 154 ـ عليّ  عليه ‏السلام  صالح المؤمنين. 155 ـ عليّ  عليه ‏السلام  عالم النّاس. 156 ـ عليّ  عليه ‏السلام الدّال. 157 ـ عليّ  عليه‏ السلام العابد. 158 ـ عليّ  عليه ‏السلام  الهادى. 159 ـ عليّ  عليه‏ السلام المهدى. 160 ـ عليّ  عليه‏ السلام الفتى. 161 ـ عليّ  عليه ‏السلام المجتبى للامامة. 162 ـ عليّ  عليه ‏السلام صاحب رسول اللّه فى المقام المحمود. 163 ـ عليّ  عليه ‏السلام  الملك فى الاخرة. 164 ـ عليّ صاحب سرّ رسول اللّه. 165 ـ عليّ  عليه‏ السلام  الامين فى اهل الارض. 166 ـ عليّا امين فى اهل السّماء. 167 ـ عليّ  عليه‏السلام محيى سنة رسول اللّه. 168 ـ عليّ ممسوس فى ذات اللّه. 169 ـ عليّ  عليه السلام اكمل الامّة يقينا. 170 ـ عليّ  عليه ‏السلام مقيم الحجّة. 171 ـ عليّ  عليه ‏السلام حجّة النّبىّ على امّته يوم القيامة. 172 ـ عليّ  عليه ‏السلام  شيخ المهاجرين والانصار. 173 ـ عليّ  عليه‏ السلام  لحم رسول اللّه و دمه و شعره. 174 ـ عليّابوالسبطين. 175 ـ عليّ  عليه ‏السلام ابوالريحانتين. 176 ـ عليّ  عليه ‏السلام مفرّج الكرب عن رسول اللّه. 177 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اسداللّه فى ارضه. 178 ـ عليّ  عليه ‏السلام سيف اللّه «على اعدائه». 179 ـ عليّ  عليه ‏السلام  حبيب‏اللّه. 180 ـ عليّ  عليه ‏السلام  حامل راية رسول اللّه. 181 ـ عليّ  عليه ‏السلام صاحب لواء الحمد. 182 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اوّل من يدخل الجنّة. 183 ـ عليّاوّل من يقرع باب الجنّة. 184 ـ عليّ  عليه‏ السلام  ربانىّ هذه الامة. 185 ـ عليّ  عليه ‏السلام  ديان العرب. 186 ـ عليّ  عليه ‏السلام  ديان هذه الامة. 187 ـ عليّ  عليه ‏السلام  ذوقرنى الجنّة. 188 ـ عليّ  عليه السلام عبقرى اصحاب رسول اللّه. 189 ـ عليّ  عليه ‏السلام أمير البررة. 190 ـ عليّ قاتل الفجرة. 191 ـ عليّ  عليه‏ السلام  قاتل الكفرة. 192 ـ عليّ  عليه ‏السلام الأخيشن «الاخشن» «المخشوشن» «الاخشى» فى ذات اللّه. 193 ـ عليّ  عليه‏ السلام  صهر رسول اللّه. 194 ـ عليّ  عليه‏ السلام  خير البشر. 195 ـ عليّ  عليه ‏السلام  خير النّاس. 196 ـ عليّ  عليه ‏السلام خير الرجال. 197 ـ عليّ  عليه ‏السلام خير هذه الامة بعد نبيّها. 198 ـ عليّ  عليه ‏السلام  خير البرية. 199 ـ عليّ خير من طلعت عليه الشمس و غربت بعد النّبىّ. 200 ـ عليّ  عليه‏ السلام  صاحب رسول اللّه فى الجنّة. 201 ـ عليّ  عليه‏ السلام  الب الامّة. 202 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أمير آيات القرآن. 203 ـ عليّ  عليه‏ السلام صاحب لواء رسول اللّه فى الدّنيا والاخرة. 204 ـ عليّ  عليه ‏السلام  امام البررة. 205 ـ عليّ  عليه ‏السلام  رفيق رسول‏اللّه فى الجنّة. 206 ـ عليّ  عليه ‏السلام  احبّ الخلق الى اللّه و رسوله. 207 ـ عليّ  عليه ‏السلام باب العلم. 208 ـ عليّ  عليه‏ السلام  احب الرجال الى النبى. 209 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اقرب النّاس من رسول اللّه. 210 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اجود النّاس منزلة. 211 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اعظم النّاس  عنداللّه عنآء. 212 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اعظم النّاس على اللّه. 213 ـ عليّ  عليه ‏السلام  قائد الامّة الى الجنّة. 214 ـ عليّ  عليه ‏السلام  حجّه‏اللّه على النّاس بعد رسول اللّه. 215 ـ عليّ  عليه ‏السلام  امين رسول اللّه. 216 ـ عليّ  عليه‏ السلام  الصديق. 217 ـ عليّ  عليه‏ السلام  الشاهد. 218 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اقرب النّاس الى الجنّة. 219 ـ عليّ  عليه‏ السلام قائد المؤمنين الى الجنّة. 220 ـ عليّ  عليه‏ السلام المهتدى. 221 ـ عليّ  عليه‏ السلام  ابو اليتامى والمساكين. 222 ـ عليّ  عليه‏ السلام زوج الارامل. 223 ـ عليّ  عليه ‏السلام ملجأ كلّ ضعيف. 224 ـ عليّ  عليه ‏السلام  مأمن كلّ خائف. 225 ـ عليّ  عليه‏ السلام  حبل اللّه المتين. 226 ـ عليّ  عليه‏ السلام  العروة الوثقى. 227 ـ عليّ  عليه ‏السلام كلمة التقوى. 228 ـ عليّ  عليه ‏السلام  عين اللّه. 229 ـ عليّ  عليه ‏السلام  لسان اللّه الصادق. 230 ـ عليّ  عليه ‏السلام جنب‏اللّه. 231 ـ عليّ  عليه‏ السلام يداللّه المبسوطة على عباده بالمغفرة والرحمة. 232 ـ عليّ  عليه ‏السلام  باب الحطة. 233 ـ عليّ  عليه‏ السلام  اوّل من صدّق رسول اللّه. 234 ـ عليّ  عليه‏ السلام  اوّل من وحداللّه. 235 ـ عليّ  عليه ‏السلام  باب علم رسول‏اللّه. 236 ـ عليّ  عليه السلام  باب مدينة العلم. 237 ـ عليّ  عليه‏ السلام ابوالعترة الطاهرة الهادية. 238 ـ عليّ  عليه ‏السلام  وارث علم النّبيّين. 239 ـ عليّ  عليه ‏السلام  احكم النّاس حكما. 240 ـ عليّ حجّه‏ اللّه فى ارضه بعد النّبىّ. 241 ـ عليّ  عليه‏ السلام امين رسول اللّه على حوضه. 242 ـ عليّ  عليه ‏السلام ولىّ كلّ مؤمن و مؤمنة «كلّ مسلم و مسلمة». 243 ـ عليّ  عليه‏ السلام  ولىّ من كان رسول اللّه وليّه. 244 ـ عليّ  عليه ‏السلام خليفة اللّه على عباده. 245 ـ عليّ  عليه‏ السلام المبلغ من اللّه و رسوله. 246 ـ عليّ  عليه‏ السلام  قاصم عداة رسول اللّه. 247 ـ عليّ  عليه‏ السلام خدن رسول اللّه.


برچسب‌ها: مدایح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه , عید غدیر , عید قربان , مطالب ناب
+  نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱ساعت 20:4  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

«مدايح على بن ابيطالب   عليه‏ السلام  از زبان رسول اكرم  صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله»(4)


     على   عليه ‏السلام  از همه‏ى امّت معرفتش به خدا بيشتر است.

     على   عليه‏ السلام  اوّل كسى است كه بر حوض كوثر وارد مى ‏شود.

     على   عليه‏ السلام  شجاعترين مردم است.

     على   عليه‏ السلام  سخى ‏ترين مردم است.

     على   عليه‏ السلام تقسيم ‏كننده ى بهشت و جهنّم است.

     على   عليه ‏السلام  دينش از همه‏ ى مردم صحيح‏تر است.

     على   عليه ‏السلام  يقينش از همه بيشتر است.

     على   عليه‏ السلام حلمش از همه كاملتر است.

     على  عليه‏ السلام  پرچم هدايت است.

     على   عليه‏ السلام منار ايمان است.

     على   عليه ‏السلام امام اولياء خدا است.

     على   عليه‏ السلام براى كسانى كه خدا را اطاعت مى ‏كنند نور است.

     على   عليه‏ السلام  روز قيامت صاحب پرچم

رسول خدا است.

     على   عليه ‏السلام امين و كليددار خزانه‏ هاى رحمت پروردگار است.

     على   عليه‏ السلام بزرگ مردم است.

     على   عليه ‏السلام نور اولياء خدا است.

     على   عليه ‏السلام امام كسانى است كه خدا را اطاعت مى ‏كنند.

     على   عليه‏ السلام حبيب دل رسول خدا  صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله  است.

     على   عليه‏ السلام امين خدا در روى زمين است.

     على   عليه‏ السلام حجّت خدا بر همه‏ ى مردم است.

     على   عليه‏ السلام ركن ايمان است.

     على   عليه ‏السلام پايه‏ ى اسلام است.

     على   عليه‏ السلام چراغ نوردهنده است.

     على   عليه‏ السلام منار هدايت است.

     على   عليه ‏السلام علم بالائى است براى مردم دنيا.

     على   عليه‏ السلام صراط مستقيم است.

     على   عليه‏السلام راه روشن به سوى خدا است.

     على   عليه‏ السلام داناترين مردم به روزهاى خدا است.

     على   عليه ‏السلام غسل دهنده‏ ى پيغمبر  صلى الله ‏عليه ‏و‏آله  است.

     على   عليه ‏السلام دفن كننده‏ى پيغمبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله  است.

     على   عليه‏ السلام در مقابل امر الهى از همه‏ ى مردم مقاومتر است.

     على   عليه‏ السلام از جهت قرابت به پيغمبر  صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله از همه‏ ى مردم نزديكتر است.

     على   عليه‏ السلام ثروتمندترين مردم است.

     على   عليه ‏السلام حجّت رسول خدا  صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله  است.

     على   عليه ‏السلام باب علم خدا است.

     على   عليه ‏السلام خليل خدا است.

     على   عليه ‏السلام خليل رسول اكرم  صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله است.

     على   عليه‏ السلام شمشير رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله  است.

     على   عليه‏ السلام راهى به سوى خدا است.

     على   عليه‏ السلام نبأ عظيم است.

     على   عليه ‏السلام مَثَل اعلاى خدا است.


متون عربی:

 95 ـ عليّ  عليه‏ السلام  أعلم الامّة باللّه. 96 ـ عليّ  عليه ‏السلام   أوّل النّاس ورودا على الحوض. 97 ـ عليّ  عليه ‏السلام  آخر لنّاس عهدا برسول اللّه. 98 ـ عليّ  عليه ‏السلام أوّل النّاس لقيا برسول اللّه. 99 ـ عليّأشجع النّاس قلبا. 100 ـ عليّ  عليه ‏السلام اسخى «اسبع» النّاس كفّا. 101 ـ عليّ  عليه ‏السلام  قسيم الجنّة والنّار. 102 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أصح النّاس دينا. 103 ـ عليّ  عليه‏ السلام  أفضل النّاس يقينا. 104 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أكمل النّاس حلما. 105 ـ عليّ  عليه‏ السلام  راية الهدى. 106 ـ عليّ  عليه السلام  منار الايمان. 107 ـ عليّ  عليه‏ السلام  امام اولياءاللّه. 108 ـ عليّ  عليه‏ السلام  نور جميع من أطاع اللّه. 109 ـ عليّ  عليه‏ السلام  صاحب راية رسول اللّه يوم القيامة. 110 ـ عليّ  عليه‏ السلام  امين رسول اللّه «ثقة رسول اللّه» على مفاتيح خزائن رحمة اللّه. 111 ـ عليّ  عليه‏ السلام  كبير النّاس. 112 ـ عليّ  عليه ‏السلام  نور أولياء اللّه. 113 ـ عليّ  عليه ‏السلام امام من أطاع اللّه. 114 ـ عليّأمين رسول اللّه فى القيامة. 115 ـ عليّ  عليه ‏السلام صاحب حوض رسول اللّه. 116 ـ عليّ  عليه‏ السلام  حبيب قلب رسول اللّه. 117 ـ عليّ  عليه ‏السلام مستودع مواريث الانبياء. 118 ـ عليّ  عليه ‏السلام  امين اللّه على ارضه. 119 ـ عليّ  عليه ‏السلام حجّه‏اللّه على بريّته. 120 ـ عليّ ركن الايمان. 121 ـ عليّ  عليه‏ السلام  عمود الاسلام. 122 ـ عليّ  عليه ‏السلام مصباح الدجى. 123 ـ عليّ  عليه‏ السلام  منار الهدى. 124 ـ عليّ  عليه ‏السلام  العلم المرفوع لاهل الدنيا. 125 ـ عليّ  عليه السلام  الطريق الواضح. 126 ـ عليّ  عليه ‏السلام  الصراط المستقيم. 127 ـ عليّ  عليه ‏السلام  الكلمة الّتى الزمها اللّه المتّقين. 128 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أعلم المؤمنين بايّام اللّه. 129 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أعظم المؤمنين رزيّة. 130 ـ عليّ  عليه‏ السلام  غاسل رسول اللّه. 131 ـ عليّ  عليه ‏السلام  دافن رسول اللّه. 132 ـ عليّ  عليه ‏السلام  المتقدّم الى كل شديدة و كريهة. 133 ـ عليّ  عليه ‏السلام أقوم النّاس بأمر اللّه. 134 ـ عليّ  عليه‏ السلام  الرؤف بالنّاس. 135 ـ عليّ  عليه ‏السلام الاواه. 136 ـ عليّ  عليه السلام  الحليم. 137 ـ عليّ  عليه ‏السلام  افضل النّاس منزلة. 138 ـ عليّ  عليه ‏السلام اقرب النّاس قرابة. 139 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اعظم النّاس غنى. 140 ـ عليّ  عليه ‏السلام  حجّة رسول اللّه. 141 ـ عليّ  عليه ‏السلام  باب اللّه. 142 ـ عليّ  عليه‏ السلام  خليل اللّه. 143 ـ عليّ  عليه‏ السلام خليل رسول اللّه. 144 ـ عليّ  عليه‏ السلام سيف رسول اللّه. 145 ـ عليّ  عليه ‏السلام  الطريق الى اللّه. 146 ـ عليّالنبأ العظيم. 147 ـ عليّ  عليه ‏السلام المثل الأعلى.


برچسب‌ها: مدایح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه , عید غدیر , عید قربان , مطالب ناب
+  نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۱ساعت 23:19  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

     «مدايح على بن ابيطالب   عليه‏ السلام  از زبان رسول اكرم  صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله»(3)

على عليه ‏السلام  دوست و فرمانده‏ى هر مؤمنى بعد از رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله است.

     على   عليه‏ السلام  اختيار شده‏ى رسول خدا  صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله است.

     على   عليه‏ السلام  محبوب رسول خدا  صلى ‏الله‏ عليه و‏آله  است.

     على   عليه‏ السلام  سيّد اوصياء است.

     على   عليه‏ السلام  افضل اوصياء است.

     على   عليه‏ السلام  امام اتقياء است.

     على   عليه‏ السلام  وارث پيامبر اكرم  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله است.

     على   عليه‏ السلام  شمشير برّان خدا است.

     على   عليه‏ السلام  راهنما و هادى است.

     على   عليه‏ السلام  پدر ائمّه‏ ى طاهرين است.

     على   عليه ‏السلام  از همه زودتر در مقابل اوامر الهى تسليم شده است.

     على   عليه‏السلام  در آسمان و زمين وزير رسول خدا  صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله است.

     على   عليه ‏السلام  در نزد خدا محبوبترين اوصياء است.


     على   عليه ‏السلام  از حيث نسب شريف ‏ترين مردم است.

     على   عليه‏ السلام  از حيث منصب گرامى ‏ترين مردم است.

     على   عليه‏ السلام  مهربانترين مردم است به رعيّت.

     على   عليه‏ السلام  عادلترين مردم است در ميان رعيّت.

     على   عليه ‏السلام  بصيرترين مردم است به قضايائى كه اتّفاق مى ‏افتد.

     على   عليه‏ السلام  ولىّ خدا است.

     على   عليه‏ السلام  در دنيا و آخرت ولىّ و فرمانبردار رسول خدا  صلى ‏الله عليه‏ و‏آله است.

     على   عليه‏ السلام  ولىّ مؤمنين است بعد از رسول خدا  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله .

     على   عليه ‏السلام امام هر مؤمن و مؤمنه است.

     على   عليه ‏السلام  سنّت پيغمبر  صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله را گرفته است و عمل مى ‏كند.

     على   عليه‏ السلام  دشمنان را از ملّت پيغمبر  صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله

دور مى‏ كند.

     على   عليه‏ السلام  بعد از پيغمبر اكرم  صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله به مؤمنين اولى است.

     على   عليه‏ السلام  با وفاترين مؤمنين به پيمان الهى است.

     على   عليه‏ السلام  مقاومترين مردم است به عهد الهى.

     على   عليه‏ السلام  رئوف‏ترين مؤمنين است به رعيّت.

     على   عليه‏ السلام  امين بر سرّ خدا است.

     على   عليه‏ السلام  در نزد خدا در مزيّت، عظيم‏ترين مردم است.

     على   عليه‏ السلام  آقاى اوّلين و آخرين است به جز پيغمبران.

     على   عليه‏ السلام  قبله‏ ى عارفين است.

     على   عليه‏ السلام  از همه‏ى امّت علمش بيشتر است.

     على   عليه ‏السلام  حليم‏ترين مردم است.

     على   عليه ‏السلام  از همه‏ى مردم خُلقش

نيكوتر است.


متون عربی:

 51 ـ عليّ  عليه ‏السلام ولىّ المؤمنين «كلّ مؤمن» بعد رسول اللّه. 52 ـ عليّ  عليه ‏السلام  صفىّ رسول اللّه. 53 ـ عليّ  عليه‏ السلام  حبيب رسول اللّه. 54 ـ عليّ سيّدالاوصياء «الوصيّين». 55 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أفضل الوصيّين. 56 ـ عليّ  عليه ‏السلام  خاتم الاوصياء. 57 ـ عليّ  عليه ‏السلام  خير الاوصياء «الوصيّين». 58 ـ عليّ  عليه ‏السلام  امام الاتقياء. 59 ـ عليّ  عليه‏ السلام  وارث النّبىّ. 60 ـ عليّ  عليه ‏السلام  سيف اللّه. 61 ـ عليّ  عليه‏ السلام  الهادى. 62 ـ عليّ  عليه ‏السلام  ابوالائمة الطاهرين. 63 ـ عليّ  عليه‏ السلام  اقدم النّاس سلما. 64 ـ عليّ  عليه‏ السلام  وزير رسول اللّه «فى السّماء والارض». 65 ـ عليّ  عليه‏ السلام  احبّ الاوصياء الى اللّه. 66 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اعظم «اشرف» النّاس حسبا. 67 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اكرم النّاس منصبا. 68 ـ عليّ عليه ‏السلام أرحم النّاس بالرّعية. 69 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أعدل النّاس بالسّوية «فى الرّعية». 70 ـ عليّأبصر النّاس بالقضيّة. 71 ـ عليّ  عليه ‏السلام  ولىّ اللّه. 72 ـ عليّ  عليه ‏السلام ولىّ رسول اللّه «فى الدّنيا و الاخرة». 73 ـ عليّ  عليه ‏السلام  ولىّ المؤمنين بعد رسول اللّه. 74 ـ عليّالمؤدى عن رسول اللّه. 75 ـ عليّ  عليه ‏السلام  امام كلّ مؤمن و مؤمنة. 76 ـ عليّ  عليه‏ السلام ولىّ كلّ مؤمن و مؤمنة. 77 ـ عليّ  عليه‏ السلام  الاخذ بسنّة رسول اللّه. 78 ـ عليّ  عليه ‏السلام  الذّابّ عن ملّة رسول اللّه. 79 ـ عليّ  عليه‏ السلام  أولى النّاس بعد رسول اللّه. 80 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أوّل النّاس «المؤمنين» ايمانا. 81 ـ عليّ  عليه‏ السلام  أوفى النّاس «المؤمنين» بعهداللّه. 82 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أقوم النّاس بعهداللّه. 83 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أقسم النّاس «المؤمنين» بالسوية. 84 ـ عليّ  عليه‏ السلام  أرأف النّاس «المؤمنين» بالرعية. 85 ـ عليّ  عليه‏ السلام  أعدل النّاس فى الرّعية. 86 ـ عليّ  عليه‏ السلام  أمين اللّه على سرّه. 87 ـ عليّ  عليه‏ السلام  أعظم النّاس عنداللّه مزيّة. 88 ـ عليّ  عليه ‏السلام سيّد الأوّلين والاخرين ماخلا النّبيّين. 89 ـ عليّ  عليه‏ السلام  قبلة العارفين. 90 ـ عليّ  عليه‏ السلام اوّل المسلمين الاصحاب اسلاما. 91 ـ عليّ  عليه‏ السلام  اقدم الامّة سلما «ايمانا». 92 ـ عليّ  عليه‏ السلام  أكثر الامّة علما. 93 ـ عليّ  عليه‏ السلام  أعظم الامّة «أفضل الامّة» «اوفر الامّة» حلما «احلم النّاس». 94 ـ عليّ  عليه ‏السلام أحسن النّاس خلقا.


برچسب‌ها: مدایح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه , عید غدیر , عید قربان , مطالب ناب
+  نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۱ساعت 6:44  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

«مدايح على بن ابيطالب   عليه‏ السلام  از زبان رسول اكرم  صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله»(2)

     على   عليه ‏السلام  آقاى مؤمنين است.

     على   عليه‏ السلام  وزير پيامبر اكرم  صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله است.     

على   عليه‏السلام  هم صبحت با پيغمبر است.

     على   عليه‏ السلام  با پيامبر اكرم  صلى ‏الله عليه ‏و‏آله  اوّل كسانى بودند كه خدا را به وحدانيّت شناختند.

     على   عليه‏ السلام  كسى است كه وعده‏هاى رسول خدا  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله را عملى مى ‏كند.

     على   عليه‏ السلام  كسى است كه اسرار رسول خدا  صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله  را نگه مى‏ دارد.

     على   عليه‏ السلام  ديون پيامبر اكرم  صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله  را مى ‏پردازد.

     على   عليه ‏السلام  در دنيا و آخرت برادر رسول خدا  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است.

     على   عليه‏ السلام  صندوق علم رسول خدا  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله است.

     على   عليه ‏السلام  درى است كه اگر كسى بخواهد بر پيامبر وارد شود و از علوم او استفاده كند بايد از آن در وارد گردد.

     على   عليه ‏السلام  وصىّ رسول خدا  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله  است.


 

     على   عليه‏ السلام  قائم به امر رسول خدا است.

     على   عليه‏ السلام  امام امّت است.

     على   عليه ‏السلام  خليفه‏ ى خدا در زمين است.

     على   عليه‏ السلام  امام خلق خدا است.

     على   عليه‏ السلام  مولى همه است.

     على   عليه‏ السلام  وارث علم پيغمبر است.

     على   عليه‏ السلام  پدر ذريّه‏ى پيغمبر است.

     على   عليه ‏السلام  بازوى پيغمبر است.

     على   عليه‏ السلام  امين رسول خدا بر وحى الهى است.

     على   عليه‏ السلام  مولى كسى است كه پيغمبر مولى او است.

     على   عليه ‏السلام  صاحب لواء پيغمبر در محشر است.

     على   عليه‏ السلام  پدر اين امّت است.

     على   عليه‏ السلام  صاحب حوض رسول خدا  صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله است.

     على   عليه ‏السلام  كشنده‏ى ناكثين و قاسطين و مارقين است.


متون عربی:


23 ـ عليّ  عليه ‏السلام سيّد المؤمنين. 24 ـ عليّ  عليه ‏السلام  وزير رسول اللّه. 25 ـ عليّ  عليه ‏السلام  صاحب رسول اللّه. 26 ـ عليّ  عليه‏ السلام  اوّل من وحداللّه مع رسوله. 27 ـ عليّ  عليه ‏السلام  منجز وعد رسول اللّه. 28 ـ عليّ  عليه ‏السلام  موضع سرّ رسول اللّه. 29 ـ عليّ عليه ‏السلام  خير من تركه اخلفه رسول‏ اللّه من بعده. 30 ـ عليّ  عليه ‏السلام  قاضى دين رسول اللّه. 31 ـ عليّا أخو رسول اللّه «فى الدّنيا والاخرة». 32 ـ عليّ  عليه السلام  عيبة علم رسول اللّه. 33 ـ عليّ  عليه ‏السلام  باب رسول اللّه الّذى يؤتى منه. 34 ـ عليّ  عليه ‏السلام  وصىّ رسول اللّه. 35 ـ عليّ  عليه‏ السلام  القائم بامر رسول اللّه. 36 ـ عليّ  عليه‏ السلام  الامام على امّة رسول اللّه «امام الامّة». 37 ـ عليّ  عليه السلام  خليفة اللّه فى ارضة «بعد رسوله». 38 ـ عليّ  عليه ‏السلام  امام خلق اللّه «البرية». 39 ـ عليّ  عليه ‏السلام  مولى البريّة. 40 ـ عليّ  عليه ‏السلام  وارث علم رسول اللّه. 41 ـ عليّ  عليه ‏السلام  ابو ذريّة النّبىّ «ولد النّبىّ». 42 ـ عليّ  عليه ‏السلام  عضد «عاضد رسول اللّه». 43 ـ عليّ  عليه ‏السلام  أمين رسول اللّه على وحيه. 44 ـ عليّ  عليه ‏السلام  مولى من كان رسول اللّه مولاه. 45 ـ عليّ  عليه ‏السلام صاحب لواء رسول اللّه فى المحشر. 46 ـ عليّ  عليه ‏السلام  قاضى عداة رسول‏اللّه. 47 ـ عليّ  عليه ‏السلام  الذائد عن حوض رسول اللّه. 48 ـ عليّ  عليه ‏السلام  ابو هذه الامّة. 49 ـ عليّ  عليه ‏السلام  صاحب حوض رسول اللّه. 50 ـ عليّ  عليه‏ السلام  قاتل الناكثين والقاسطين والمارقين.


برچسب‌ها: مدایح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه , عید غدیر , عید قربان , مطالب ناب
+  نوشته شده در  شنبه ششم آبان ۱۳۹۱ساعت 9:3  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

 بسم الله الرحمن الرحیم

اسعد الله ایامکم

بمناسبت نزدیک شدن عید سعید غدیر خم ما مطلب بسیار ارزشمندی از کتاب امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نوشته حضرت آیة الله استاد سید حسن ابطحی تدارک دیدیدم و امید است که بهره کافی را ببرید.

در صفحه42 کتاب فوق مطالب زیر نقل گردیده که ما آن را در اینجا قرار می دهیم

توجه: کپی برداری از این مطلب حتی بدون ذکر منبع مجاز میباشد ولی عزیزان لطف کنند منبع را ذکر کنند تا دیگران هم بتوانند از دیگر مطالب مفید این پایگاه بهره مند شوند و ثوابش به شما عزیزان هم برسد.


«مدايح على بن ابيطالب   عليه‏ السلام  از زبان رسول اكرم  صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله»

     علماى اهل سنّت و اهل تشيّع در كتب معتبره‏ ى خود نوشته‏ اند كه رسول اكرم  صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله  همه جا مى‏ فرمود:

     على   عليه‏ السلام  سيّد مسلمين است.

     على   عليه ‏السلام  امام متّقين است.

     على   عليه ‏السلام  قائد غرّ محجّلين است.

     على   عليه ‏السلام  يعسوب مؤمنين است.

     على   عليه ‏السلام  ولىّ متّقين است.

     على   عليه‏ السلام  يعسوب دين است.

     على   عليه‏ السلام  امير مؤمنين است.

     على   عليه‏ السلام  آقاى فرزندان حضرت آدم غير از پيامبران است.


 

     على   عليه‏ السلام  زينت اوصياء انبياء است.

     على   عليه ‏السلام  اوّل كسى است كه روز قيامت پيامبر اكرم  صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله  را مى ‏بيند.

     على   عليه‏ السلام  صدّيق اكبر است.

     على   عليه‏ السلام  فاروق اين امّت است.

     على   عليه ‏السلام  فاروق بين حقّ و باطل است.

     على   عليه‏ السلام  اوّل كسى است كه به رسول اكرم  صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله  ايمان آورده و آن حضرت را تصديق نموده است.

     على   عليه‏ السلام  اوّل كسى است كه به خدا ايمان دارد.

     على   عليه السلام  يعسوب مسلمين است.

     على   عليه‏ السلام  خليفه‏ى رسول خدا  صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله  در امّت آن حضرت بعد از آن حضرت است.

     على   عليه‏ السلام  يعسوب قريش است.

     على   عليه‏ السلام  بهترين كسى است كه پيغمبر اكرم  صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله او را بين مردم گذاشته است.

     على   عليه ‏السلام  سيّد عرب است.

     على   عليه‏ السلام  در دنيا و آخرت آقا است.(1)



متون عربی:

     1 ـ عليّ  عليه ‏السلام  سيّد المسلمين. 2 ـ عليّ  عليه ‏السلام  امام المتّقين. 3 ـ عليّ  عليه ‏السلام  قائد الغرّ المحجّلين. 4 ـ عليّ  عليه‏ السلام  يعسوب المؤمنين. 5 ـ عليّ  عليه‏ السلام  ولىّ المتّقين. 6 ـ عليّ  عليه ‏السلام يعسوب الدّين 7 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اميرالمؤمنين «امير كلّ مؤمن». 8 ـ عليّ  عليه ‏السلام  سيّد ولد آدم «ما خلا النّبيّين». 9 ـ عليّ  عليه ‏السلام  خاتم الوصيّين. 10 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اوّل من يرى رسول اللّه يوم القيامة. 11 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اوّل من يصافح النّبىّ يوم القيامة. 12 ـ عليّ  عليه‏ السلام  الصّديق الاكبر. 13 ـ عليّ  عليه‏ السلام  فاروق هذه الامّة. 14 ـ عليّ  عليه ‏السلام  الفاروق بين الحقّ و الباطل. 15 ـ عليّ  عليه ‏السلام  اوّل من صدق رسول‏اللّه «آمن برسول اللّه». 16 ـ عليّ  عليه‏ السلام  اوّل من آمن باللّه. 17 ـ عليّ  عليه ‏السلام  يعسوب المسلمين. 18 ـ عليّ  عليه‏ السلام  خليفة رسول اللّه «فى امته من بعده». 19 ـ عليّ  عليه ‏السلام  يعسوب قريش. 20 ـ عليّ  عليه‏ السلام  خير من تركه رسول‏اللّه. 21 ـ عليّ  عليه‏ السلام  سيّد العرب. 22 ـ عليّ  عليه ‏السلام  سيّد فى الدّنيا والاخرة.



برچسب‌ها: مدایح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه , عید غدیر , عید قربان , مطالب ناب
+  نوشته شده در  جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱ساعت 20:41  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اسعدالله ایامکم

با سلام خدمت شما شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عید قربان را به محضر مولایمان حضرت بقیة الله ارواحنافداه و همچنین شما شیعیان و محبین اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین تبریک عرض میکنیم.


در این مدت از بروزرسانی متدوام پایگاه بدلایلی معذور بودیم ولی ان شاء الله از این پس سعی می کنیم مطالب بیشتری را ارسال کنیم.

در حدود یک سال قبل تعداد بسیار اندکی از مدایح بی نهایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده بود بیان کردیم ولی متن عربیش را ذکر نکردیم و تعدادش بسیار اندک بود.

ولی امسال قصد داریم ان شاء الله تا عید غدیر تا حدود 250 مدح از مدایح بی نهایت آن حضرت را که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است بهمراه متن عربی بیان کنیم و امیدواریم که بهره کافی را ببرید.

همچنین لازم است به شما مژده این را بدهیم که ان شاء الله به حول و قوه الهی هر زمان که بودجه مورد نیاز برای ارتقا این وبلاگ به سایت را پروردگار متعال و خاندان عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین برای ما فراهم کنند این پایگاه به یک سایت بزرگ و وسیع علمی شیعه مبدل خواهد گشت و مطالبی کمیاب و پر بهره ای در آن بهمراه ابزار های مذهبی کمیاب برای وبلاگها،کتابهای ارزشمند و دیگر امکانات مذهبی ان شاء الله قرار خواهد گرفت.از همه شما عزیزان التماس دعا داریم.

منتظر ما باشید.

یا علی مدد.

خدانگهدار.


برچسب‌ها: عید قربان , مطالب جدید , مدایح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
+  نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱ساعت 20:22  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت شما شیعیان و محبین اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ولادت با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه را به پیشگاه حضرت ولی بقیة الله ارواحنافداه و همچنین شما شیعیان با محبت تبریک عرض می نماییم.

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام



بهمین مناسبت برای شما عزیزان تشرفی آماده کرده ایم که هرچند کمی سنگین است ولی امیدواریم و بهره معنوی کافی را از آن ببرید.

التماس دعا.

در کتاب پر ارزش ملاقات با امام زمان ارواحنافداه در سومین ملاقات نویسند محترم چنین می نویسند:

     مرحوم آية اللّه آقاى حاج شيخ مجتبى قزوينى كه يكى از علماء اهل معنى مشهد بودند و من خودم از ايشان كراماتى ديده‏ام.

     در سال 1338 نقل فرمودند:

      آقاى «سيّد محمد باقر» اهل دامغان كه در مشهد ساكن بود و از علماء و شاگردان مرحوم آيه‏اللّه «حاج ميرزا مهدى اصفهانى غروى» بود، زياد خدمت معظّم له مى‏رسيد و سالها مبتلا به مرض «سل» شده بود و آن روزها اين مرض غير قابل علاج بود و همه از او مأيوس شده بودند و بسيار ضعيف و نحيف شده بود. يك روز ديديم، كه او بسيار سر حال و سالم و با نشاط و بدون هيچ كسـالتـى نزد ما آمد، همه تعجّب كرديم از او علّت شفا يافتنش را پرسيديم!!

     گفت: يك روز كه خون زيادى از حلقم آمد و دكترها مرا مأيوس كرده بودند، خدمت استادم حضرت «آيه‏اللّه غروى» رفتم و به ايشان شرح حالم را گفتم: معظّم له دو زانو نشست و با قاطعيّت عجيبى به من گفت: تو مگر سيّد نيستى؟! چرا از اجدادت رفع كسالتت را نمى‏خواهى!؟ چرا به محضر حضرت بقيّه‏اللّه الاعظم (عليه السّلام) نمى‏روى و از آن حضرت طلب حاجت نمى‏كنى؟

     مگر نمى‏دانى آنها اسماء حسنىِ پروردگارند، مگر در دعاى كميل نخوانده‏اى كه فرموده: «يا من اسمه دواء و ذكره شفاء» (اى كسى كه اسمش دواء است و ذكرش شفاء است)؟

     تو اگر مسلمان باشى، اگر سيّد باشى، اگر شيعه باشى، بايد شفايت را همين امروز، از حضرت بقيه‏اللّه ارواحنا فداه بگيرى!

      و خلاصه آنقدر سخنان محرّك و تهييج كننده، به من گفت كه من گريه‏ام گرفت و از جا بلند شدم مثل آنكه مى‏خواهم به محضر حضرت بقيّه‏اللّه (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) بروم. لذا بدون آنكه متوجّه باشم، اشك مى‏ريختم و با خود زمزمه‏ى مى‏كردم و مى‏گفتم: يا حجّة بن الحسن ادركنى و به طرف صحن مقدّس حضرت على بن موسى الرّضا (عليه السّلام) مى‏رفتم، وقتى به در صحن كهنه رسيدم آنجا را طورى ديگر ديدم. صحن بسيار خلوت بود، تنها جمعيّتى كه در صحن ديده مى‏شد چند نفرى بودند، كه با هم مى‏رفتند و در پيشاپيش آنها سيّدى بود كه من فهميدم آن سيّد «حضرت ولىّ عصر» (عجّل اللّه تعالى فرجه) است با خودم گفتم، كه چون ممكن است آنها بروند و من به آنها نرسم، خوب است كه آقا را صدا بزنم و از

ايشان شفاى مرض خود را بگيرم. همين كه اين خطور در دلم گذشت ديدم، كه آن حضرت برگشتند و نگاهى با گوشه‏ى چشمى به من كردند. عرق سردى به بدنم نشست، ناگهان صحن مقدّس را به حال عادى ديدم ديگر از آن چند نفر خبرى نبود، مردم به طور عادى در صحن رفت و آمد مى‏كردند. من بهت زده شدم، در اين بين متوجّه شدم كه چيزى از آثار كسالت «سل» در من نيست، به خانه برگشتم و پرهيز را شكستم و آن چنان حالم خوب و سالم شده است، كه هر چه مى‏خواهم سرفه بكنم نمى‏توانم و سرفه‏ام نمى‏آيد.

     مرحوم «حاج شيخ مجتبى قزوينى» (رحمة اللّه عليه) در اينجا به گريه افتاد و فرمودند بله اين بود قضيه آقاى سيّد محمد باقر دامغانى و من بعد از سالها كه او را مى‏ديدم حالش بسيار خوب بود و حتّى فربه شده بود.


آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند

آيا شود كه گوشه‏ى چشمى به ما كنند



     اگر اهل علم و سادات به آن حضرت توجّه پيدا كنند، چون سربازند، چون خادم و خدمتگزارند، چون به آن حضرت نزديك‏ترند.

     آن حضرت به آنها توجّه بيشترى خواهد كرد و زندگى مادّى و معنوى آنها را به وجه احسن اداره خواهد فرمود.


برچسب‌ها: تشرف به محضر حضرت بقیة الله اروحنافداه , ولادت امام رضا علیه السلام , مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام , جریانی جذاب
+  نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ساعت 19:21  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما دوستان عزیز ولادت با سعادت امام حسن مجتبی علیه السلام را به یکایک شما شیعیان و محبین اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تبریک و تهنیت عرض می کنیم.
+  نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 23:29  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 
«بسم الله الرحمن الرحیم»

«اسعدالله ایامکم»

با سلام خدمت شما محبین و شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ولادت با سعادت آقا و سرورمان
حضرت بقیة الله ارواحنافداه را به یکایک شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می نماییم.


بهمین مناسبت مطلب مفیدی برای شما عزیزان تدارک دیده ایم که امیدوارم از آن بهره معنوی کافی را ببرید و به آن عمل کنید.

آیا ما برای ظهور آماده هستیم؟

با سلام به شما دوستان عزیز و تشکر از اینکه از مطالب پایگاه خدادوست استفاده می کنید ما امروز قصد داریم به بحث درباره مسئله بسیار مهمی بپردازیم.

در این زمانی که ما درآن هستیم،شاید خیلی از شیعیان فکر کنند که درحال حاضر شرایط برای ظهور امام زمان ارواحنافداه فراهم است،و این سوال در ذهنشان پیش بیاید که پس چرا امام زمان(ع)ظهورنمی کند؟ما امروز قصد داریم در همین زمینه بحث کنیم.درباره مطلبی که ابتدا ذکر شد باید بگوییم که در این زمان شرایط ظهور فراهم نمی باشد زیرا:مردم پیرو مذاهب دیگر که به کنار،خود ما شیعیان که از ما توقع میرود که کارهایی که خدا و امام زمان(ع) از ما خواسته اند انجام دهیم.نه تنها آنهارا انجام دهیم بلکه کارهایی را که مارا از انجام آنها نهی کرده اند با داشتن علم به بدی آنها،آن کار هارا انجام می دهیم.

شخصی نقل می کرد که:

 در بعدازظهر روز عاشورایی با چند نفر از اطرافیان دورهم نشسته بودیم،آنها گفتند که ما می خواهیم به دسته برویم!من هم با خودم گفتم اگر در اینجا بمانم ممکن است حوصله ام سر برود،پس به آنها گفتم:من هم با شما میایم،و با خود گفتم که چه عزاداری بکنیم امروز،خلاصه رفتیم به دسته،وقتی وارد شدیم،دسته های مختلفی در آنجا بودند و جمعیت فوق العاده زیاد بود.اما اصلا معنویتی در آنجا نبود،می دیدم که از افرادی که در آنجا هستند خیلی کم انسانهای متدین پیدا می شد،دسته ها پر بودند از جوانهای ریش تراشیده،عده قلیلی هم فقط ته ریش داشتند،وضع حجاب زنها هم به طور فجیعی بود،خیلی هاهم مشغول فیلم برداری از دسته ها و خیمه ها و...بودند،اصلا انگار نه انگار که روز عاشورا است،مردم به زندگی روزمره و انجام بازی های همیشگیشان مشغول بودند،با خود گفتم اگر در خانه مانده بودم و حوصله ام سر رفته بود بهتر از آمدن به اینجا بود.پس از تمام شدن دسته ها به جایی رفتیم که جمعی که از دسته برگشته بودند در آنجا بودند،یک نفر گفت:اگر الآن امام حسین(علیه السلام)می بود،مردم برایش جان می دادند،من به او اعتراض کردم و گفتم:اگر اینچنین که شما می گفتید بود،امام زمان اروحنافداه ظهور می کرد.

ببنید بعضی از ما شیعیان به چه روزی افتاده ایم که حرمت حضرت سیّدالشهداء(علیه السلام)را نگه نمی داریم و در روز عاشورا گناه می کنیم.

ما کجا امام زمان(علیه السلام) را می خواهیم،ما حاضر نیستیم روزی حداقل ده دقیقه با امام زمانمان حرف بزنیم،تازه همین نمازمان را هم به سختی می خوانیم.امام زمان ارواحنافداه زمانی ظهور می کند که حداقل ما چند میلیون شیعه او را از خدا بخواهیم.ما باید ظلم و ستم را احساس کنیم و عدل و داد واقعی را از خدا بخواهیم. در حال حاضر ما کجا ظلم را احساس می کنیم؟اینهمه ظلم به ما می شود و ما برای ظهور دعا نمی کنیم!برای مثال همین آمریکای ملعون یک ظلم است!کل جهان از دست آمریکا عاصی است!یک نفر منجی واقعی و پر قدرت باید بیاید این را بنشاند سر جایش،در حال حاضر مردم بسیاری از کشورهای عربی ظلم را احساس کرده اند و دارند با ظلم مبارزه می کنند،امّا هنوز این را نفهمیده اند که ایجاد عدل و داد کار آنها نیست! آنها می خواهند خودشان یک دولت ایجاد کنند و عدل و داد بر قرار کنند. تنها کسی که می تواند عدل و داد را برقرار کند امام زمان(علیه السلام) است زیرا مثلا:اگر امام زمان(علیه السلام) در ایران باشد و در فلان جای آمریکا کوچکترین ظلمی بشود،او می داند،چون امام است،معصوم از جهل است و علم غیب دارد.

امیدواریم روزی برسد که حداقل ما شیعیان ظلم را احساس کنیم و امام زمانمان را از خدای تعالی بخواهیم.امیدواریم از مطالبی که گفته شد به اندازه کافی بهره معنوی برده باشید.چه خوب است که یک شیعه حداقل روزی چند دقیقه وقت بگذارد و با امام زمانش صحبت کند و از او بخواهد که در راه رسیدن به کمالات یاریش کند و از او شفای صفات رذیله اش را بخواهد. پایگاه فرهنگی مذهبی خدادوست پاسخگوی سوالات اعتقادی شما عزیزان.التماس دعا.

 

+  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۱ساعت 18:22  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت شما محبین و شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مبعث رسول اکرم صلی الله علیه و آله را به پیشگاه حضرت ولی عصر ارواحنافداه و شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

دوستان عزیز همانطور که میدانید این وبلاگ مدتی طولانی است که بروز نشده و ما امروز مطلب نابی برای شما عزیزان حاضر کرده ایم.انشاءالله بهره کافی راببرید.

«بسم الله الرحمن الرحیم»

الَّذِینَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللهِ وَ یَبغُونَهَاعِوَجًا وَهُم بِالأَخِرَةِ هُم کفِرُونَ

کسانی که راه خدا را می بندند و(با تبلیغات سوء خود)می خواهند آن را نادرست نشان دهند و آنها منکر آخرت و کافرند.

با سلام به شما دوستان امروز قصد داریم به بحث درباره یک مسئله بسیار بسیار مهم بپردازیم.در روز قیامت یکی از دسته هایی که وارد جهنم می شوند معاندین هستند و معاندین کسانی هستند که سَدّاَن سبیل الله می کنند یعنی مانع راه خدا می شوند برای مثال انسان هایی مانند صدام معاند هستند.در حال حاضر دشمنی آمریکا با ایران بیشتر بخاطر مسلمان بودن و از آن مهم تر شیعه بودن مردم ایران است تا بخاطر مسائل سیاسی و دیگر چیز ها.ما در بر خورد با بعضی از انسان ها خیلی راحت در میابیم که معاند هستند.مثلاً:بعضی پدر و مادر ها نه تنها خودشان منحرف هستند بلکه می خواهند بچّه هایشان را نیز مثل خودشان منحرف کنند برای مثال مانع این می شوند که دختراشان حجابش را رعایت کند و به فرزندشان بجای نهی از منکر،امر به منکر می کنند و می گویند چادر چیست باید مد انسان مد امروزی باشد.و یا بعضی وقتی می بینند کسی یقظه کوچکی بهش دست داده و می خواهد تزکیه نفس کند به او می گویند تزکیه نفس چیست این کارها همه اش پوچ و باطل است،مثل بقیه انسانها زندگیت را بکن.واصلاً انگار نه انگار که برزخی است،روز قیامتی هست،بهشت و جهنمی است.حتّی بعضی ها وقتی می بینند کسی می خواهد درس های مدرسه رها کند و درس دینش و درس طلبگی بخواند مانع او می شوند آنقدر در سرش می خوانند تا آن را از راه منحرف کنند و دوباره مشغول بازیهای دنیایی اش کنند.وخلاصه از این قبیل افراد که هم خودشان منحرف هستند و هم می خواهند دیگران را همراه خودشان کنند زیادند و بدانید گوش کردن به حرف این گونه افراد به هیچ وجه عاقبت خوبی ندارد.انشاءالله امیدواریم مطالبی که گفته شد را جدّی بگیرید و هیچ چیز نتواند مانع راه خدا و تزکیه نفستان بشود.

باتشکّر از اینکه مطالب پایگاه مذهبی خدادوست را برای مطالعه انتخاب نموده اید،اگر در زمینه های اعتقادی و مطالبی که نقل می شود برایتان سؤالی ایجاد شد می توانید از طریق نظرات آنرا بپرسید و پاسخ آنرا بصورت خصوصی(ایمیل یا نظرسنجی وبلاگتان)یا بصورت عمومی(درج در پایگاه خدادوست بدون نوشتن نام سوال کننده برای استفاده عموم)به هر نحوی که خودتان مایل باشید دریافت کنید.برای تعجیل در ظهور حضرت بقیة الله ارواحنافداه سه صلوات ختم فرمائید.(لطفاً صلوات دوم را با«وعجل فرجهم»ختم فرمائید.)

 

+  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۱ساعت 22:38  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام خدمت شما دوستان عزیز ولادت باسعادت امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام را به پیشگاه امام زمان ارواحنافداه و محبین و شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تبریک عرض می کنیم.

ولادت امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام بر شیعیان جهان مبارک باد. 

دوستان عزیز لازم به ذکر است که در بسیاری از مناسبتهای مذهبی وبلاگ مرجع ابزارهای مذهبی کمیاب برای وبلاگها بروز می شود و ابزارهای مذهبی جدیدی در آن قرار می گیرد.

آدرس:    http://khodadoost-tasavir.blogfa.com/

درضمن مدتی است که مشغول بحث و مناظره و پاسخ به شهبات مخالفین شده ایم و وبلاگ زیر یکی از وبلاگهایی است که در این ضمینه افتتاح نموده ایم و بزدی مطالب آن انشاءالله موضوع بندی می شود.

آدرس:    http://shahabi-dar-shab.blogfa.com/

 

+  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:21  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت شما دوستان عزیز ولادت با سعادت امام جواد علیه السلام را به پیشگاه حضرت ولی عصر ارواحنافداه و به شعیان و محبین اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

 

+  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 21:49  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  | 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

با سلام خدمت شما دوستان عزیز و گرامی و شما محبین و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام،از شماعزیزان بخاطر اینکه منت نهادید و مطالعه مطالب ناب و ارزنده پایگاه خدادوست را به انجام دیگر کارها ترجیح دادید سپاس گذاریم و ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها را به پیشگاه حضرت ولی عصر ارواحنافداه و همچنین شما محبین و شیعیان اهل بیت علیهم السلام و تمام شیعیان جهان تبریک عرض می نماییم.

به همین مناسبت مطلب بسیار نابی تهیه کردیم که انشاءالله بهره معنوی کافی را ببرید.

معنی «سیّدة نساء العالمین»

«مفضّل بن عمر»می گوید: از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم: کلام رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره حضرت فاطمه(سلام الله علیها) که فرموده: او «سیّدة نساء العالمین» است،آیا معنایش این است که او سرور و افضل زنهای زمان خودش می باشد؟

امام صادق (علیه السلام)  می فرماید:

«این فضیلت متعلّق به مریم است. او بود که بر زنهای زمان خود فضیلت داشت، ولی حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) سرور و افضل و سیّدۀ زنهای تمام جهان از اول تا به آخر بوده است، زیرا او داناتر از همه و پاکدامن تر از همه و با فضیلت تر از همه زنهای جهان  بوده است و کسی به پایه عظمت معنوی او نمی رسد».(1)

---------------------------------------------------------------------------

1-بحارالانوار  جلد 37  صفحه 85.

+  نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 20:49  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  |