«بسم الله الرحمن الرحیم»
حدود چند سال قبل درباره نوروز بحث مفصلی کردیم که اکنون هم در آرشیو موضوعات در دسترس است. اما برخی سعی دارند با آوردن توجیهاتی این مطلب را در پشت پرده نگه دارند که عید باستانی نوروز به هیچ وجه ریشه اسلامی ندارد، بلکه سنتی بوده که قوم بت پرست رسّ که در کنار همین رود اَرَس می زیسته اند و عاقبت مورد غضب الهی قرار گرفتند، آن را ابداع کرده اند.
یک روز هارون الرشید (لعنة الله علیه) حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) را مجبور کرد در عید نوروز حاضر شوند و به مردم تبریک بگویند. حضرت به هارون الرشید فرمودند: «إنّى قد فَـتَّشتُ الاخبارَ عن جدّي رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه و آله فلَم أجد لهذا العيـد خبرا، و إنّه سنة الفرس و محاها الاسلامُ و معاذ الله أن نحيى ما محاها الاسلام». من هرچه در روایاتی که از جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسیده است تفحّص نمودم. تاکنون چیزی درباره این عید نیافته ام. و همانا این سنتی از سنت های عجم است و اسلام آن را محو ساخته است. پناه بر خداوند از اینکه آنچه را اسلام محو ساخته ما زنده کنیم.(1)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روایتی مشروحاً به این مضمون بیان می فرمایند که: نوروز را اصحاب رسّ ابداع کردند. آنها مردمی بودند که درخت صنوبر را می پرستیدند، پیامبرشان را زنده در گور کردند (نقل ها متفاوت است)، به همین دلیل به اصحاب رسّ شهرت یافتند (رسوا نبیَهم). خلاصه آن قدر به کفر ورزی ادامه دادند تا عاقبت در همان روزى که مشغول بطرب و لهو و لعب و شادى در عیدشان بودند بطور ناگهانى باد تند سرخ رنگى وزیدن گرفت که به یکدیگر می خوردند و زمین در زیر پایشان مانند کبریت افروخته گردید و ابرى سیاه و تاریک بر سر آنها آمد و آتش بارید و چنان بدن هایشان گداخته شد که همانند مس گداخته گردید.(2)
«وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا * وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا».(3) و عاد و ثمود و اصحاب رسّ و اقوام بسیار دیگری که بین اینها بودند از بین بردیم. و برای همه آنها مثلهایی زدیم و همه آنها را نابود کردیم.
خب آنها به خاطر این اعمال مضحک و کفرشان هلاک گردیدند ولی آن سنت ابداعیشان که به مرور زمان به برخی دیگر اقوام رسوخ کرده بود برجای ماند و اکنون ما پس از صدها سال با اینکه اسماً مسلمانیم، ولی رسماً پیرو آن کفار هستیم و داریم راه آنها را ادامه می دهیم.
یک نفر می گفت: با یک نفر درباره نوروز حرف می زدم که متوجّه شدم شدیداً بر این سنت تعصّب دارد و گویی که با قیر در ذهن او حک کرده اند که باید به این سنت پایبند باشد. به او گفتم: اگر امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور بفرمایند و امر بفرمایند که دست از این کارها بردارید آیا می خواهی جلوی حضرت بایستی و مخالفت کنی؟
گفت: اگر امام زمان بخواهد بیاید و اینچنین (مخالفت با رسومات) کند، همان نیاید بهتر است!!!
آری، بسیارند کسانی که اسمشان شیعه امام زمان است، اما وقتی که یکی از دستورات حضرت با هوای نفسشان سازگاری نداشت، دشمنیشان را با آن حضرت ظاهر می کنند.

آیا وقت آن نرسیده که نگاهی به خود و اطرافمان بیاندازیم و ببینیم که از کجا آمده ایم و به کجا داریم می رویم؟
عنوان شرک و کفر فقط بر کار اصحاب رسّ صدق نمی کند!!! آنها بر درخت صنوبر سجده می کردند و ما بر سیره آن قوم سر تعظیم فرود می آوریم! اسم بت های آنها فروردین و اردیبهشت و امثال آن بود و اسم بت های ما هفت سین و سیزده بدر و امثال آن است.
آنها برای درخت صنوبر قربانی می بردند و ما برای هوای نفس خودمان هر سال چند صد هزار ماهی را هلاک و هزاران سبزه و گندم و اغذیه ای که از فقدانش در گوشه و کنار دنیا برخی جان می دهند را اسراف می کنیم و گناهان بسیاری را مرتکب می شویم که کمترین آن اختلاط نامحرمان است تا در سال آینده (که هر سال غافل تر از سال گذشته می شویم) شادی و خوشی به زندگیمان راه پیدا کند به خاطر انجام این رسومات که البته حقیقتش نکبت است. چون سالی که اینچنین آغاز شود ادامه اش معلوم است.(خشت اول چون نهد معمار کج...)
آیا وقتش نشده که دست از این بازی های بچه گانه برداریم و دنیا را از اصلش که لهو و لعب است (إِنَّمَا الحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ)(4) دنی تر و پست تر نکنیم و در لجن فرو نرویم؟
تا به کی می خواهیم متوجّه ظلمی که صدها سال است به خاطر غیبت امام زمانمان (ارواحنا فداه) و بلکه از آن روز که در خانه مولایمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) را آتش زدند و در خانه وحی را بستند بر ما روا داشته شده بشویم و خود را از این لجنزار دنیا و رذائل و غفلت ها و تاریکی ها نجات دهیم؟
شاید خیلی ها چنین اعمال بچه گانه ای را توجیه کنند و اما توجیه اسم رویش است، یعنی وجه ساختن، خودش می داند دارد باصطلاح کلاه شرعی درست می کند، ولی باز هم کار خودش را می کند.
«بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ * وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ».(5) بلکه انسان بر نفس خودش بیناست. اگرچه برای خود عذر هائی درست کند.
از جمله این عذرها این است که می گویند: ما که به قصد اینکه اعمال اصحاب رسّ را انجام داده باشیم یا راه آنها را پیروی کرده باشیم به نوروز پایند نیستیم.
- پس نه، آیا می خواست که تو به عنوان یک مسلمان از آنها تبعیت کرده باشی؟! یک مسلمان حقّ ندارد از پیش خود کاری کند. اصلا مُسلِم یعنی تسلیم شده. هرچه خدا و پیامبرش فرمودند ما می گوئیم: چشم! هرچه نهی کردند اطاعت می کنیم.
خدای تعالی می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللهُ عَلَيْهِمْ».(6) ای کسانی که ایمان آورده اید! از قومی که مورد غضب خدا قرار گرفته اند پیروی نکنید.
نمی خواهد شما بگویید سیزده را به در می کنم قربة الی الاصحاب الرس، همین که عملاً به سیره آنها عمل می کنید و اهمیتی که به نوروز می دهید، اگر از عید غدیر بیشتر نباشد (که غالباً هست) کمتر نیست، یعنی شعائر شیاطین را با شعائر الله مساوی قرار می دهید. همین تبعیت است. حتماً نباید قصدی داشته باشید، امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «مَن تَشَبَّهَ بِقومٍ عُـدَّ مِنهم» كسي كه خود را شبيه به قومي نمايد، از آنها شمرده خواهد شد.
برچسبها: مصیبت نوروز , عید نوروز , نوروز در اسلام , اصحاب رسّ