تاريكيهاى روح و صفات رذيله آن (قسمت سوم)

خدادوست

مذهبی

                         
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لوليك الفرج
باسلام ورود شما به پایگاه مذهبی خدادوست را خوش آمد میگوییم و امیدواریم ازمطالب این وبلاگ مذهبی بهره معنوی کافی را ببرید. لازم به ذکر است که این پایگاه به هیچ وجه جزء آن دسته از وبلاگها نیست که فقط مناسبت ها را تبریک و یا تسلیت میگویند و هیچ مطلب مفیدی درآنها پیدا نمیشود، بلکه این پایگاه علاوه بر تبریک و تسلیت مناسبتها، مطالب مفید و ارزنده ای را در اختیار بازدید کنندگان قرار میدهد که بسیار در فضای مجازی کمیاب اند و برای استخراج آنها از آیات و روایات زحمات زیادی توسط علماء کشیده شده است. (توجه: کپی برداری از مطالب این پایگاه در صورت عدم تغییر در محتوای آن مطالب جایز است و از طرف ما الزامی به ذکر منبع (لینک) برای انتشار مطالب و تصاویر پایگاه وجود ندارد).

(توجّه: تبادل لینک در این پایگاه با تمامی وبلاگها و سایتهای پیرو قوانین جمهوری اسلامی باشند انجام میشود. در صورت تمایل به تبادل لینک ابتدا مارا بانام "خدادوست" یا "پایگاه خدادوست" لینک کنید، سپس از طریق نظرات یا از طریق ایمیل به ما اطّلاع دهید تا شما را لینک کنیم.)
باتشّکر از شما عزیزان.
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
حضرت فاطمه زهراء صلوات الله علیها
امام حسن مجتبی صلوات الله علیه
حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه
امام سجاد صلوات الله علیه
امام باقر صلوات الله علیه
امام صادق صلوات الله علیه
امام کاظم صلوات الله علیه
حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه
امام جواد صلوات الله علیه
امام هادی صلوات الله علیه
امام حسن عسکری صلوات الله علیه
حضرت بقیة الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء
حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت رقیه سلام الله علیها
حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت معصومه سلام الله علیها
حضرت اباالفضل علیه السلام
عید غدیر
عید جمعه(روز جمعه)
عید قربان
عید فطر
اعیاد
شهادتها
قالبهای مذهبی بلاگفا
سَداَن سبیل الله به چه معناست؟
تصاویری زیبابمناسبت فرارسیدن عیدغدیر
آیا ما برای ظهور آماده هستیم؟
وقوع یک جریان درتثبیت امامت و ولایت حضرت علی(ع)
چه دلیلی وجود دارد که نمازمان را اول وقت بخوانیم؟
مدایح علی بن ابیطالب(ع)از زبان رسول اکرم(ص)
قضای الهی بخاطر کنار گذاشتن علی بن ابیطالب ع
چندتصویرازمسجدجمکران
حوادث اتّفاق افتاده ازروزدوّم محرم تاروزعاشورا
یک شعربسیارزیبابرای حضرت زهرا(س)
ملاقات حاج محمدعلی با امام زمان(عج)
تصاویری زیبابمناسبت فرارسیدن ماه محرم
ملاقات علامه حلی با امام زمان(عج)
پخش زنده حرم هادروبلاگ خدادوست
رازسعادت مندی وموفّقیّت انسان چیست؟
آیاملاقات با امام زمان(ع)درزمان غیبت امکان دارد؟
مطالبی درباره ی حضرت محمّد(ص)وامام جعفرصادق(ع)
بهترین سرمایه آخرت
قالب آیة الله سیدحسن ابطحی برای وبلاگ بلاگفا
تصاویر مذهبی
پرسش و پاسخ
پرسش و پاسخ سوالات عمومی
روایاتی که یک مسلمان نیاز به دانستن آنها دارد.
نوروز بی اهمیت و بی ارزش است
وبلاگهای دیگر ما
معنی «سیّدة نساء العالمین»
معرفت
ماه محرم الحرام
تشرفات به محضر حضرت بقیة الله ارواحنافداه
انجام واجبات و ترک محرمات
استقامت و صبر در مقابل گناه
صراط مستقيم چيست؟
آيا آيه‏ اى درشناخت صراط مستقيم در قرآن وجود دارد؟
در محضر استاد
درمان صفات رذیله
مراحل تزکیه نفس
تاريكيهاى روح و صفات رذيله‏ ى آن
آیا کسی که مادرش سیّده است جزء سادات محسوب می شود؟
بررسی زمان آغاز امامت امام زمان (ارواحنافداه)
بررسی مفهوم رفع القلم (روایت احمد بن اسحاق)
عید نهم ربیع الاول
تابش انوار رسالت
17 ربیع الاول
بحث های علمی
بررسی مفاهیم روایت نهم ربیع الاول
زندگینامه حضرت ابولؤلؤ (رحمه الله)
متن کامل روایت احمد بن اسحاق (نهم ربیع)

بسم الله الرحمن الرحیم

تاريكيهاى روح و صفات رذيله آن (قسمت سوم)

او مى‏ گفت:

در اينجا آن جلسه بهم خورد و آن چهار چيزى را كه آن شخص از هم جدا كرده بود،(1) باز به هم متّصل شد. ولى من خدا را شكر كردم كه لطف الهى شامل حال من گرديده بود و روح و نفس و حقائقى را در اين باره شناخته و وجدان كرده بودم و حالت يقظه و بيدارى از خواب غفلت به من دست داده بود.

و من بعدها كه به آيات قرآن و روايات مراجعه كردم، به وضوح ديدم كه حقيقت غير از اين نبود.(2)

لذا بعد از آن روز تمام توجّهم را به آن دود سياهى كه وارد روحم شده بود داده بودم و مى ‏خواستم به هر وسيله‏ اى كه شده، كم‏ كم او را از وجودم بيرونش كنم تا بتوانم سير الى الله را ادامه دهم و به وصل كامل برسم، ولى در اين بين متحيّر بودم كه از كجا شروع كنم و چگونه اين صفات رذيله را كه قلب و روحم را سياه كرده از خود بيرون نمايم، تا آنكه يك شب قرآن مى‏ خواندم و از كلام الهى استمداد مى‏ كردم كه به اين آيات رسيدم:

«يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللهَ اِنَّ اللهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ* وَ لاتَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللهَ فَاَنْسيهُمْ اَنْفُسَهُمْ اُولئِكَ هُمْ الْفاسِقُونَ* لايَسْتَوِى اَصْحابُ النّارِ وَ اَصْحابُ الْجَنَّةِ اَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ* لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرْانَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعا مُتَصَدِّعا مِنْ خَشْيَةِ اللهِ وَ تِلْكَ الاَْمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ* هُوَ اللهُ الَّذى لااِلهَ اِلاّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ* هُوَاللهُ الَّذى لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللهِ عَمّا يُشْرِكُونَ هُوَاللهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الاَْسْماءُ الْحُسْنى يُسَبِّحُ لَهُ ما فِى السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ».(3)

اين آيات را چند مرتبه براى آنكه در آنها بهتر تدبّر كنم خواندم و از طرفى چون مى‏ دانستم كه از «ائمّه‏ اطهار» (سلام الله عليهم اجمعين) نقل شده كه هر كس هر آيه و سوره‏ اى از قرآن را براى هر حاجتى كه دارد بخواند، حاجتش برآورده مى‏ شود،(4) من اين آيات را براى همين حاجت خواندم و از خدا خواستم كه مرا از اين تاريكيها و از اين سياهيها كه در روحم وارد شده نجات دهد.

ناگاه باز همان حالت جدا شدن روح از بدن و جدا شدن آن سياهى از روحم به من دست داد، ولى اين دفعه كه پس از ماهها انتظارش را مى‏ كشيدم، آن را به آسانى از دست ندادم و خودم آن سياهى را به آزمايشگاه بردم تا ببينم او چيست؟ و جنس اين رنگ سياه از چيست؟

خوش بختانه در همان آزمايش اوّل تمام وجودش را شناختم و متوجّه شدم كه از چه راهى مى‏ توانم آن را به كلّى از بين ببرم.

وقتى او را آزمايش كردم، ديدم سر تا پايش جهل و نادانى است. بنابراين طبيعى بود كه جهل را مى‏ توان با علم بر طرف كرد.

توضيح آنكه آن سياهى كه در روح من بود در اثر بى‏ توجّهى به مطالبى كه در عالم ارواح از مكتب اهل بيت (عليهم السّلام) ياد گرفته بودم و فراموشم شده بود، بوجود آمده بود. لذا نادانى و فراموشى جاى دانائى و علم را گرفته بود، بر همين اساس، شرارت جاى خير و كفر جاى ايمان را پر كرده بود.

بنابراين اگر من مى‏ توانستم ايمانم را محكم كنم، طبيعى بود كه كفر و كم‏ كم شرارت را از خود بيرون كرده بودم و يك مقدار از آن سياهى را از روحم برطرف نموده بودم.

و لذا باز به فكر چاره‏ جوئى براى رفع اين تاريكى افتادم و مايل بودم هر چه زودتر بتوانم اين سياهى را از وجودم برطرف كنم، امّا نمى‏ دانستم كه اين كار چقدر مشكل است، سالها طول كشيد و رياضتهاى زيادى كشيدم و من به وسائل مختلف متوسّل مى‏ شدم.

مثلاً گاهى دلائل علمى اثبات وجود خدا را مطالعه مى‏ كردم و گاهى به آيات آفاق و انفس(5) دقيق مى‏ شدم و گاهى ساعتها در ريزه‏ كاريهاى جهان آفرينش بخصوص در ارتباط با گياهان و حشرات و شعور حيوانى كه در آنها بود و كيفيّت خلقت آنها فكر مى‏ كردم. اگر چه همه‏ اينها در تقويت ايمانم مؤثر بود، ولى دلم آرام نمى‏ گرفت و پس از آن همه زحمت، تازه ايمان موقّتى پيدا كرده بودم، يعنى اين سياهى از اين به بعد كم و زياد مى‏ شد، گاهى ايمانم قوّت پيدا مى‏ كرد و دلم آرام مى‏ گرفت و گاهى كفر و جهل سر تا پاى وجودم را احاطه مى‏ كرد و تمام وجودم شرارت و بدى مى‏ شد، بالأخره ايمان مستقرّى نداشتم و اين خود بيشتر از سابق اسباب زحمت شده بود، زيرا وقتى ايمانم از بين مى‏ رفت نبودنش را بيشتر احساس مى‏ كردم و بيشتر مرا در طوفان و ناراحتى قرار مى‏ داد، امّا در عين حال خوشحال بودم كه براى ايمانم در دلم لانه‏ اى ساخته‏ ام و ايمان مانند كبوترى كه قدم در لانه‏ تازه مى‏ گذارد و هنوز به آن لانه عادت نكرده و بلكه چون در آن لانه جانوران موذى را مى‏ بيند (كه منظورم همان سياهيها است) از اقامت در آن مى‏ ترسد و فرار مى‏ كند، مى‏ باشد.

پس بايد لانه‏ دل را بررسى كنم و علّت عدم استقرار ايمان را در آن پيدا كنم تا شايد ايمانم در آن مستقر شود.

امّا متأسّفانه وقتى به روحم، به نفسم، به خودم و به اصطلاح به لانه‏ ايمانم مراجعه كردم، ديدم در آن جانوران زيادى بودند كه من آنها را براى تو اسم مى‏ برم و حتما يا همه‏ آنها و يا تعدادى از آنها در تو هست و به همين جهت ايمانت مستقر نيست و بايد آنها را از بين ببرى و هر يك به سهم خود در تشديد آن تاريكى و سياهى در روح، مؤثر است.

آنها عبارت بودند از:

«محبّت به دنيا، رياست‏ طلبى، ظلم به همنوع، نفاق، ناسپاسى، بى‏ مهرى نسبت به همنوع، عجله، كبر و عجب، سستى و نداشتن محبّت، شهرت‏ طلبى، حقد و حسد، بخل، خيانت، بى‏ حيائى، اسراف، حرص، طمع، قساوت، شهوت رانى، نمّامى، پست‏ طبعى، انتقام‏ جوئى، كم‏ صبرى، انكار و لجاجت، دروغ، فقر ذاتى در مقابل مردم و پست‏ طبعى، دشمنى نسبت به مردم، تفاخر و نداشتن تواضع».(6)

البتّه همه‏ اين صفات را من نداشتم، زيرا محيط زندگى و تربيت خانوادگى من خيلى از اين صفات را از من پاك كرده بود و يا بهتر بگويم، نگذاشته بود كه آنها در من بوجود بيايد، ولى من خيلى از اينها را هم داشتم، بخصوص محبّت دنيا و شهرت و رياست‏ طلبى كه تار و پود زندگى مرا به باد مى‏ داد و همين صفات بود كه سياهى غليظى در روح من بوجود آورده بود. ولى به بركت خاندان عصمت (عليهم السّلام) و توسّل به آنها و كمك استادم شروع به پاكسازى روحم از اين آلودگي ها كردم و بحمدالله موفّق هم شدم.(7)

و به يارى خدا تجربيّات خودم را براى تو مى‏ گويم تا تو هم إن شاء الله موفّق شوى.(8)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) ــ يعنى بدن و روح و سياهى و روح نباتى.

(2) ــ على (عليه السّلام) مى‏ فرمايد: «عجبت لمن يجهل نفسه كيف يعرف ربّه» يعنى تعجّب مى‏ كنم از كسى كه روح و نفس خود را نشناخته، چگونه ممكن است خدا را بشناسد؟ پس لازم است انسان روح و نفس خود را بشناسد. (غرر الحكم / صفحه‏ 233 / حكمت 4659)

(3) ـ سوره‏ حشر / آيه‏ 19 تا آخر سوره.

(4) ــ عن الحسن بن على (عليهما السّلام): من قرأ القرآن كانت له دعوة مجابة إمّا معجّلة و إمّا مؤجّلة. (بحارالانوار / جلد 89 / صفحه‏ 204 / حديث 31 / و جلد 90 / صفحه‏ 313 / و مستدرك الوسائل / جلد 4 / صفحه‏ 260 / حديث 4642 ـ 8).

(5) ــ منظور از انفس نشانه‏ هائى است كه خداى تعالى در وجود خود انسان براى اثبات وجود خودش قرار داده و منظور از آفاق نشانه‏ هائى كه خداى تعالى در خلقت آسمانها و زمين و نظم عجيب عالم قرار داده است كه در آيه‏ 53 سوره‏ فصّلت اشاره به همين معنى فرموده كه مى‏ گويد: «سَنُريهِمْ اياتِنا فِى الاْفاقِ وَ فى اَنْفُسِهِمْ حَتّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الْحَقُّ اَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ اَنَّهُ عَلى كُلِّ شَىْ‏ءٍ شَهيدٌ».

(6) ـ روايت جنود عقل و جهل مفصّل است. اصول كافى / جلد اوّل / صفحه‏ 14.

(7) ــ خوانندگان عزيز توجّه داشته باشيد كه اين كتاب بر اساس احاديث و روايات و قرآن مجيد نوشته شده و به هيچ وجه مكاتيب فلسفى و سخنان دانشمندان متصوّفه در آن مورد توجّه واقع نشده است، زيرا همه‏ علماء و دانشمندان مسلمان بخصوص شيعيان كه كتابهاى مرا به زبانهاى مختلف خوانده‏ اند، مى‏ دانند كه من كوشش كرده‏ ام از افكار متصوّفه هيچ گونه استفاده نكنم و صراط مستقيم را فقط در كلمات خداى تعالى و معصومين (صلوات الله عليهم اجمعين) بدانم. امّا چون اظهار عقيده آزاد است و دوران قرون وسطائى سپرى شده و تفتيش عقايد ممنوع است و شاعر گفته:

تو سخن را نگر كه حالش چيست                   بر گزارنده‏ سخن منگر
و قرآن فرموده: «اَلَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اُولئِكَ الَّذينَ هَديهُمُ اللهُ وَ اُولئِكَ هُمْ اُولُوا الْأَلْبابِ» (سوره‏ زمر / آيه‏ 18) و امام (عليه السّلام) فرموده: «انظر الى ما قال ولاتنظر الى من قال» (غررالحكم / صفحه‏ 58 / حكمت 612) من آنچه در اين كتاب مى‏ نويسم، بر اساس مبانى تصوّف و فلسفه نبوده بلكه دقيقا آنچه را كه از مذاق پاك اهل بيت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) استفاده مى‏ شده نوشته‏ ام. ما در اين كتاب پيرو علماء بزرگى همچون شيخ طوسى و علاّمه‏ حلّى و علاّمه‏ مجلسى و مراجع بزرگ تقليد تا استاد بزرگوارمان حضرت آية الله بروجردى (رضوان الله تعالى عليه) بوده‏ ايم و اميدواريم بر اين عقيده و روش تا آخر عمر باقى باشيم.

(8) ــ دوستان عزيز كوشش كنيد به آنچه تا اينجا نوشته‏ ام توجّه نمائيد كه كليد همه‏ موفقيّت ها در توجّه به نكاتى است كه من با قلم ساده در اين قسمت نوشته‏ ام. زيرا اگر اهميّت ندهيد، ممكن است شيطان وسوسه‏ هاى مختلفى بكند. مثلاً اين استاد كيست؟ يا كسى كه اين همه صفات رذيله داشته چگونه ممكن است پاك شود و مشمول «قد افلح من زكّيها» گردد و آيا اينها راست است يا دروغ و چگونه ممكن است مطالب عرفانى و علمى اين گونه ساده نوشته شود كه حتّى من هم بفهمم و... اين افكار اگر در شما بوجود آيد، شيطان خودتان را وسوسه كرده و از راه خدا باز داشته است و اگر كسى اين حرفها را به شما بگويد او سدّ راه خدا شده و نگذاشته چكيده‏ احاديث و روايات و مطالب اسلامى را بفهميد و عمل كنيد. اعاذنا الله و ايّاكم.

کپی برداری با ذکر منبع اصلی و بدون تغییر در مطالب جایز می باشد.


تهیه و تنظیم:    www.khodadost.blogfa.com

منبع: کتاب گرانقدر در محضر استاد  / جلد اول / صفحه 14 .

إن شاء الله ادامه دارد ...


برچسب‌ها: تاریکی های روح , صفات رذیله , تزکیه نفس , شناخت روح
+  نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:58  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  |