تاريكيهاى روح و صفات رذيله ‏ آن

خدادوست

مذهبی

                         
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لوليك الفرج
باسلام ورود شما به پایگاه مذهبی خدادوست را خوش آمد میگوییم و امیدواریم ازمطالب این وبلاگ مذهبی بهره معنوی کافی را ببرید. لازم به ذکر است که این پایگاه به هیچ وجه جزء آن دسته از وبلاگها نیست که فقط مناسبت ها را تبریک و یا تسلیت میگویند و هیچ مطلب مفیدی درآنها پیدا نمیشود، بلکه این پایگاه علاوه بر تبریک و تسلیت مناسبتها، مطالب مفید و ارزنده ای را در اختیار بازدید کنندگان قرار میدهد که بسیار در فضای مجازی کمیاب اند و برای استخراج آنها از آیات و روایات زحمات زیادی توسط علماء کشیده شده است. (توجه: کپی برداری از مطالب این پایگاه در صورت عدم تغییر در محتوای آن مطالب جایز است و از طرف ما الزامی به ذکر منبع (لینک) برای انتشار مطالب و تصاویر پایگاه وجود ندارد).

(توجّه: تبادل لینک در این پایگاه با تمامی وبلاگها و سایتهای پیرو قوانین جمهوری اسلامی باشند انجام میشود. در صورت تمایل به تبادل لینک ابتدا مارا بانام "خدادوست" یا "پایگاه خدادوست" لینک کنید، سپس از طریق نظرات یا از طریق ایمیل به ما اطّلاع دهید تا شما را لینک کنیم.)
باتشّکر از شما عزیزان.
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
حضرت فاطمه زهراء صلوات الله علیها
امام حسن مجتبی صلوات الله علیه
حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه
امام سجاد صلوات الله علیه
امام باقر صلوات الله علیه
امام صادق صلوات الله علیه
امام کاظم صلوات الله علیه
حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه
امام جواد صلوات الله علیه
امام هادی صلوات الله علیه
امام حسن عسکری صلوات الله علیه
حضرت بقیة الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء
حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت رقیه سلام الله علیها
حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت معصومه سلام الله علیها
حضرت اباالفضل علیه السلام
عید غدیر
عید جمعه(روز جمعه)
عید قربان
عید فطر
اعیاد
شهادتها
قالبهای مذهبی بلاگفا
سَداَن سبیل الله به چه معناست؟
تصاویری زیبابمناسبت فرارسیدن عیدغدیر
آیا ما برای ظهور آماده هستیم؟
وقوع یک جریان درتثبیت امامت و ولایت حضرت علی(ع)
چه دلیلی وجود دارد که نمازمان را اول وقت بخوانیم؟
مدایح علی بن ابیطالب(ع)از زبان رسول اکرم(ص)
قضای الهی بخاطر کنار گذاشتن علی بن ابیطالب ع
چندتصویرازمسجدجمکران
حوادث اتّفاق افتاده ازروزدوّم محرم تاروزعاشورا
یک شعربسیارزیبابرای حضرت زهرا(س)
ملاقات حاج محمدعلی با امام زمان(عج)
تصاویری زیبابمناسبت فرارسیدن ماه محرم
ملاقات علامه حلی با امام زمان(عج)
پخش زنده حرم هادروبلاگ خدادوست
رازسعادت مندی وموفّقیّت انسان چیست؟
آیاملاقات با امام زمان(ع)درزمان غیبت امکان دارد؟
مطالبی درباره ی حضرت محمّد(ص)وامام جعفرصادق(ع)
بهترین سرمایه آخرت
قالب آیة الله سیدحسن ابطحی برای وبلاگ بلاگفا
تصاویر مذهبی
پرسش و پاسخ
پرسش و پاسخ سوالات عمومی
روایاتی که یک مسلمان نیاز به دانستن آنها دارد.
نوروز بی اهمیت و بی ارزش است
وبلاگهای دیگر ما
معنی «سیّدة نساء العالمین»
معرفت
ماه محرم الحرام
تشرفات به محضر حضرت بقیة الله ارواحنافداه
انجام واجبات و ترک محرمات
استقامت و صبر در مقابل گناه
صراط مستقيم چيست؟
آيا آيه‏ اى درشناخت صراط مستقيم در قرآن وجود دارد؟
در محضر استاد
درمان صفات رذیله
مراحل تزکیه نفس
تاريكيهاى روح و صفات رذيله‏ ى آن
آیا کسی که مادرش سیّده است جزء سادات محسوب می شود؟
بررسی زمان آغاز امامت امام زمان (ارواحنافداه)
بررسی مفهوم رفع القلم (روایت احمد بن اسحاق)
عید نهم ربیع الاول
تابش انوار رسالت
17 ربیع الاول
بحث های علمی
بررسی مفاهیم روایت نهم ربیع الاول
زندگینامه حضرت ابولؤلؤ (رحمه الله)
متن کامل روایت احمد بن اسحاق (نهم ربیع)

بسم الله الرحمن الرحیم

تاريكيهاى روح و صفات رذيله ‏ آن

او مى‏ گفت:

سالها در فكر بودم كه من چه هستم؟ و از چه ساخته شده؟ و از چه چيزهائى تركيب گرديده‏ ام؟(1)

يك روز مى‏ ديدم، شخصى پشت ميز تشريحى ايستاده و مرا كنار ميزش آورده و مى‏ گويد: مى‏ خواهم تو را تشريح كنم تا ببينى از چه ساخته شده‏ اى و چه هستى. من هر چه خواستم از دست او فرار كنم، مثل آنكه از خود اراده‏ اى نداشتم و هر چه كردم موفّق به فرار از دست او نشدم.

بالأخره مرا روى ميز تشريح گذاشت و با چاقوئى كه در دست داشت، مرا به دو بخش تقسيم كرد. من آنجا احساس درد نكردم، ولى ناگهان متوجّه شدم كه من سه چيز هستم:

اوّل «بدن» همانكه وقتى انسان مى ‏ميرد، به ظاهر و در مقابل چشم مردم دنيا باقى مى‏ ماند، يعنى گوشت و پوست و استخوان و خون؛ آن شخص بدنم را كنارى انداخت، مثل كسى كه به او اصلاً كارى ندارد.

دوّم «روح نباتى» آن هم با كنار انداختن بدن به كنارى افتاد، اين روح تنها اسمش روح است، استقلال ندارد، تا بدن سالم است، اين روح با او هست، يعنى از وقتى كه انسان در رحم، نطفه‏ اش منعقد مى‏ شود، اين روح در او ايجاد مى‏ گردد و تا زمانى كه مى‏ ميرد، آنى اين روح از بدن انسان جدا نمى‏ شود و وقتى هم كه انسان مُرد، اين روح ديگر وجود مستقلّ خارجى ندارد.

سوّم «روح» يعنى خود ما، حقيقت ما، همان چيزى كه وقتى ما به خواب مى‏ رويم و يا بيهوش مى‏ شويم، در بدن از فعاليت مى‏ افتد. يعنى در حال خواب اثرى وجودى در بدن ندارد.

و خلاصه آن روحى كه در ما در حال بيدارى هست و در حال خواب نيست، آن را مى‏ گويم.(2)

بالأخره آن شخص آن روح را (يعنى من را) در دست گرفت و به من گفت: تو اين هستى، حقيقت تو اين است.

آن دو چيز ديگر انگل تو بودند، موقّت بودند، براى انجام كارهائى كه در دنيا بايد انجام دهى، بطور موقّت به تو داده‏ اند. بيا تا بر سر اين روح كار كنيم و ببينيم او در چه وضعى است.

من به آن روح (يعنى به خودم) نگاه كردم، ديدم روح چيزى است شبيه به بدنم، عينا مثل آنكه شما شيشه‏ اى را كه آبش يخ زده باشد شكسته باشيد و يخ قالبى او سالم مانده باشد.(3)

من به روح خودم دقيق‏تر شدم، ديدم مثل آنكه لايه‏ ى سياهى از دود سراسر وجود روحم را گرفته است، خوب معلوم است كه اين دود سياه با آن بخار منوّر كه خود روح بود، مخلوط شده و او را از نورانيّت انداخته است.

آن شخص كه عهده‏ دار «ميز تشريح» بود، با يك اشاره دستور داد كه اين دود از آن روح جدا شود. او هم اطاعت كرد و جدا شد و من بعد از اين تجزيه وقتى به روح نگاه كردم، به قدرى آن را شفّاف و زيبا ديدم كه مبهوت شدم.

آن شخص به من گفت: حالا حقيقت تو اين است، روز اوّل خدا اين را به نام تو خلق كرد، تو اين هستى، آن بدن و آن روح نباتى و آن سياهى كه من او را از روح تو بيرون كشيدم، هيچ كدام جزء وجود واقعى تو نيستند.

زيرا بدنت را بعدا به تو داده‏ اند كه بتوانى از لذائذ دنيا به وسيله‏ آن بهره‏ مند شوى و به وظائفى كه از طرف خدا به تو محوّل مى‏ شود و ناگزير بايد بوسيله‏ بدن، بعضى از آنها را انجام دهى، عمل كنى.(4)

علاوه بر اينها همه روزه و بلكه لحظه به لحظه سلولهاى بدنت از بين مى‏ روند و از تغذيه‏ اى كه مى‏ كنى، سلولهاى جديدى بوجود مى‏ آيند. يعنى در حقيقت بدنت مثل نهر آبى به سوى فنا و از بين رفتن جارى است و اگر چند روز از راه تغذيه آن را جبران نكنى، بدن ضعيف مى‏ شود و كم‏ كم از بين مى‏ رود، پس اين بدن آن قدر ارزش ندارد كه فكرش را بكنى.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏ فرمايد: تعجّب مى‏ كنم از كسى كه اوّلش نطفه است و آخرش لاشه‏ گنديده است و در اين بين حامل عذره است چگونه تكبّر مى‏ كند.(5)

يعنى بدبخت آن كسى است كه فقط به بدنى كه اوّلش نطفه و پايانش لاشه‏ گنديده است توجّه داشته باشد و همه چيز را همان بداند و تكبّر كند.

توضيح اينكه ممكن است بعضى از دانشمندان مطالب فوق را با مسأله‏ حركت جوهرى متضاد فرض كنند ولى ما در اين كتاب تنها و تنها به آيات قرآن و سخنان پيشوايان اسلام (عليهم السلام) توجّه داريم و با همه‏ مشكلات و هجوم هاى مخالفين، به يارى خدا تصميم گرفته‏ ايم كه از نظرات آنها آن هم در خصوص مطالبى كه از نظر ما پنهان است و در آيات قرآن و روايات به وضوح گفته شده، پيروى كنيم و نگذاريم افكارمان به مطالب غير آنها متوجّه شود.

و امّا روح نباتى كه فقط براى زنده نگه داشتن همان بدن است، ارزشش خيلى كمتر از خود بدن خواهد بود. زيرا كار او رساندن مواد غذائى به سلولهاى بدن است و بالأخره آن چنانكه گياهان را همين روح زنده نگه مى‏ دارد و مايه‏ رشد و نموّ آنها مى‏ شود، همچنان بدن انسان را هم همين روح زنده نگه مى‏ دارد و لذا اسمش را روح نباتى يا روح گياهى گذاشته‏ اند.

و آن سياهى كه من از روح تو بيرون كشيدم، در حقيقت آلودگي هائى است كه انسان در عالم «ذر» و اين دنيا يا به خاطر انتخاب خود و يا به خاطر آلوده بودن محيط زيست، در روح خود بوجود آورده است كه بايد آن را تزكيه كنى و عمده‏ كار تو در دنيا همين است.

واضحتر بگويم: اين سياهى، اين ظلمت، اين تاريكى را تو به خاطر ندانم كاري هايت و توجّه زيادت به دنيا و تحت تأثير شيطان قرار گرفتنت در خودت بوجود آورده‏ اى و در دنيا تنها كارت اين است كه اين ظلمت را از خود دور كنى و ضمنا اين را بدان كه اين سياهى اگر فعلاً در وجودت از روحت فعّالتر نباشد، كمتر نخواهد بود، زيرا هر مقدار روحت و عقلت براى سعادتت فعاليت مى‏ كند، اين سياهى كه وقتى در روحت پيدا شد، بعضى نامش را «نفس امّاره‏ بالسّوء» و بعضى اسمش را روح حيوانى مى‏ گذارند، براى بدبخت كردنت فعاليت مى‏ نمايد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 

(1) ــ خوانندگان عزيز، مبانى در اعتقادات و اخلاق و تزكيه‏ نفس بين علماء مختلف است. جمعى كه در گذشته زياد نبودند و صد درصد در انزوا بودند، اعتقادات خود را از فلسفه‏ مشّاء و اشراق و تصوّف مى‏ گرفتند. ولى اكثر علماء دين، اعتقادات خود را از دلائل عقلى با راهنمائى قرآن و روايات اتّخاذ مى‏ كردند و هر دسته‏ اى به طرف مقابل خود حملاتى و بحث و مباحثه‏ اى با هم داشتند و به هيچ وجه اين گفتگوها جنبه‏ سياسى به خود نمى‏ گرفت. ولى متأسفانه در زمان ما اين بحثها گاهى جنبه‏ سياسى به خود مى‏ گيرد و اگر قدرت در هر طرف باشد، طرف مقابل را اذيّت و آزار مى‏ دهند.

(2) ـ عن ابى جعفر الثّانى (علیه السلام): ....نعم اما الرجل اذا نام فانّ روحه يخرج مثل شعاع الشّمس فيتعلق بالرّيح و الرّيح بالهواء فاذا اراد الله ان ترجع جذب الهواء الرّيح و جذب الرّيح الرّوح فرجعت الى البدن فاذا اراد الله ان يقبضها جذب الهواء الرّيح و جذب الرّيح الرّوح فقبضها. (بحارالانوار، جلد 58 ، صفحه‏ 39 ، حديث 9).

(3) ـ باسناده عن يونس بن ظبيان عن ابى عبدالله (علیه السلام): قال فاذا قبضه الله عزّوجل صير تلك الرّوح فى قالب كقالبه فى الدّنيا فيأكلون و يشربون فاذا قدّم عليهم القادم عرفوه بتلك الصورة الّتى كانت فى الدّنيا. (بحارالانوار، جلد 58 ، صفحه‏ 50 ، حديث 30 ـ كافى، جلد 3 ، صفحه‏ 245).

(4) ـ عن عبدالله بن الفضل الهاشمى قال: قلت لابى عبدالله (علیه السلام): لاىّ علة جعل الله عزّوجل الارواح فى الابدان بعد كونها فى ملكوته الاعلى فى ارفع محلّ؟ فقال (علیه السلام): انّ الله تبارك و تعالى علم انّ الأرواح فى شرفها و علوّها متى ما تركت على حالها نزع اكثرها الى دعوى الربوبيّة دونه عزّوجلّ فجعلها بقدرته فى الابدان الّتى قدّر لها فى ابتداء التّقدير نظرا لها و رحمة بها و احوج بعضها الى بعض و علق بعضها على بعض، و رفع بعضها على بعض و رفع بعضها فوق بعض درجات و كفى بعضها ببعض و بعث اليهم رسله، و اتخذ عليهم حججه مبشّرين و منذرين ـ يأمرون بتعاطى العبوديّه و التواضع لمعبودهم بالانواع الّتى تعبّدهم بها و نصب لهم عقوبات فى العاجل و عقوبات فى الاجل ـ و مثوبات فى العاجل و مثوبات فى الآجل ليرغّبهم بذلك فى الخير و يزهدهم فى الشّر و ليذلّهم بطلب المعاش و المكاسب، فيعلموا بذلك انّهم بها مربوبون و عباد مخلوقون، يقبلوا على عبادته فيستحقّوا بذلك نعيم الابد و جنّة الخلد ـ و يامنوا من النزوع الى ما ليس لهم بحقّ.

ثمّ قال (علیه السلام): يا ابن الفضل! انّ الله تبارك و تعالى احسن نظرا لعباده منهم لأنفسهم، ألاترى انّك لاترى فيهم الاّ محبّا للعلوّ على غيره حتّى انّه يكون منهم لمن قد نزع الى دعوى الربوبيّة و منهم من نزع الى دعوى النبوّة بغير حقّها، و منهم من نزع الى دعوى الامامة بغير حقّها و ذلك مع ما برون فى انفسهم من النقص و العجز و الضعف و المهانة و الحاجة و الفقر و الآلام و المناوبة عليهم و الموت الغالب لهم و القاهر لجميعهم ـ يا ابن الفضل انّ الله تبارك و تعالى لايفعل بعباده الاّ الأصلح لهم و لايظلم النّاس شيئا و لكنّ النّاس أنفسهم يظلمون. (علل الشرايع جلد اوّل صفحه‏ ى 15 و 16 بحارالانوار جلد 58 صفحه‏ ى 133 حديث 6).

(5) ــ عن اميرالمؤمنين (علیه السلام): عجبت لابن آدم اوّله نطفه و آخره جيفه و هو قائم بينهما وعاء للغائط ثمّ يتكبّر. (بحارالانوار، جلد 70 ، صفحه‏ 234 ، حديث 33).

 

کپی برداری با ذکر منبع اصلی و بدون تغییر در مطالب جایز می باشد.


تهیه و تنظیم:    www.khodadost.blogfa.com

منبع: کتاب گرانقدر در محضر استاد (تألیف: حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی) / جلد اول / صفحه 8 .

إن شاء الله ادامه دارد ...


برچسب‌ها: تاریکی های روح , صفات رذیله , روح نباتی , شکل روح
+  نوشته شده در  شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 20:27  توسط محب اهل بیت (علیهم السلام)  |